به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

بی ثباتی سیاسی و اقتصادی، تورم، محدودیت‌های سرمایه گذاری، سقوط قیمت ارز، نبود شفافیت مالی و کاهش ارزش پول ملی از جمله عواملی است که به پدیده فرار سرمایه از یک کشور دامن می‌زند. بسیاری از کشورهای جهان در دوره‌هایی با این پدیده روبرو بوده‌اند ولی زمانی که فرار سرمایه به یک مشکل مزمن تبدیل می شود، باید مشکل را در ناامنی اقتصادی و سیاسی یک کشور جستجو کرد. در کشور ما فرار سرمایه و ناتوانی از جذب سرمایه گذاری خارجی دو روی یک سکه هستند. در واقع بی ثباتی همیشگی اقتصادی در کشور و نامعلوم بودن وضعیت تعامل ما با اقتصاد جهانی شرایطی را پیش آورده که نه شهروند ایرانی و نه خارجی ها تمایلی به نگه داشتن سرمایه خود در ایران ندارند.

فرار سرمایهیکی از دلایل اصلی فرار سرمایه کاهش ارزش پول ملی است که باعث گریز سرمایه داران برای حفظ ارزش دارائی های خود می شود که نمونه بارز آن بحران سال 1997 میلادی در آسیا است که منجر به فرار سرمایه از هنگ کنگ، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور شد و تاثیرات منفی بسیاری بر بازارهای بورس سایر کشورهای جهان گذاشت. نمونه دیگر کشور آرژانتین است که سالها به دلیل بی ثباتی ارزی و تورم شدید با فرار سرمایه روبرو بوده است.  محدودیت های ارزی و سرمایه گذاری نیز از علل دیگر فرار سرمایه هستند که نمونه آن فرار سرمایه از هند در دهه های 70 و 80 میلادی و خروج میلیاردها دلار سرمایه ازآن کشور بود، اما در دهه 1990 میلادی هنگامی که هند اقتصاد خود را آزاد کرد سیل بازگشت سرمایه به کشور روان شد وبه پدیده فرار سرمایه پایان داد.

در سال 2015 میلادی پول ملی چین چندین بار با کاهش ارزش روبرو شد که خروج سرمایه‌های فراوانی از آن کشور را به دنبال داشت، اما هنوز وجود کارخانه‌های تولیدی که از اواخر سالهای 70 میلادی چین را به یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان تبدیل کرده بودند نور امیدی برای جذب سرمایه در آن کشور بود تا جائی که در سال 2010 میلادی، یک سوم تمام تولیدات دنیا ساخت چین بود، اما شواهد اخیر حاکی از وقوع تغییراتی در این زمینه و پیش بینی خروج کارخانه‌های تولید از چین با سرعتی سرسام آور تا پنج سال آینده به میزان 20 تا 30 درصد است. به باور کارشناسان بین‌المللی آنچه در دنیای تجارت بیش از هر چیز به جذب سرمایه منجر می شود «اعتماد» است که به دلیل فعالیتهای چین در تنشهای ژئوپلیتیک، تعارض نسبت به همسایگان، استفاده ازنیروی کودکان کار، و سوء استفاده از قوانین سازمان تجارت جهانی، به همراه تعرفه های بالا این اعتماد از میان رفته و منجر به بسته شدن و تعطیلی بسیاری از کارخانه های تولیدی آن کشور شده است.

به رغم تبلیغات دولت چین در مورد شکوفائی اقتصادی و سرازیری سرمایه به آن کشور، چین چند ماهی است که شاهد خروج دسته جمعی شرکتهای خارجی و سرمایه‌هایشان از آن کشور بوده که به برخی باورها آغازی است برای سقوط برتری تولیدات چین، و در این راستا بسیاری از تولیدکنندگان محصولات الکترونیکی گفته‌اند که 90 درصد از نیروی کار و تجارت خود را از چین خارج خواهند کرد. همچنین گزارش های اخیر حاکی از خروج سرمایه گذاران دیگر مانند تایوان، کره جنوبی و ژاپن از بازار تولیدی چین به رغم تلاش آن کشور برای حفظ سرمایه های هنگفت این کشورها است. سرمایه گذاران خارجی در بخش های تکنولوژی و آموزش نگران قوانین سختگیرانه و مقررات نظارتی آن کشور به ویژه در ماههای اخیر و امکان سخت تر شدن آن هستند، زیرا دولت چین آنها را به خاطر به چالش کشیدن چنین مقرراتی سرزنش می کند و چنین نگرانی هائی برای سرمایه گذاران بخش های دیگر نیز وجود دارد. 

گزارش ها حاکی است که طی سال های 2016 تا 2019 میلادی خروج خالص تعاملات از چین بالغ بر 400 میلیارد دلار بوده که از این میزان تنها کمی بیش از یک میلیارد دلار درموسسات مالی خارج از آن کشور درگردش بوده و به این ترتیب مشکل اساسی چین درحال حاضر کمبود ریزش سرمایه به کشور است. کارخانه های تولیدی، چین را به دلیل جنگ تجاری آن کشور با آمریکا، افزایش هزینه نیروی کار، خشونت و پرخاشگری تسلط جویانه چین، و قوانین ضد حقوق بشری آن کشور ترک میکنند و با تشویق دولت هایشان برای ترک چین متمایل به سرمایه گذاری در هند، ویتنام، مالزی، اندونزی و مکزیک به دلیل مالیات‌های کم، آزادی، و نیروی کار ارزان هستند.

خروج 16 هزار میلیونر از چین تنها در سال 2019 با سرمایه‌هائی بین یک تا ده میلیون دلار و انتقال سرمایه هایشان به کشورهای دیگر به دلیل نگرانی از دست رفتن سرمایه، مالیات بالا و فرصتهای کاری، نمایانگر زنده‌ای از پدیده فرار سرمایه است که دلائل شخصی مانند وضعیت درمانی بهتر، سیستم آموزشی بهتر، استاندارد های بهینه زندگی، امنیت و از همه مهمتر فرار از رژیمی ظالم و رسیدن به آزادی را نیز در پیش زمینه خود نهفته دارد. همین فاکتورها را ما در اقتصاد و جامعه خودمان هم شاهد هستیم، البته با این تفاوت که حاکمیت هیچ تلاشی برای خروج ایران از انزوای اقتصادی و سیاسی نمی‌کند. تلاش برای رفع تحریمها و اتصال به سیستم بانکداری جهانی نه تنها از ضروریات جذب سرمایه است، بلکه یکی از اصلی ترین عوامل برای جلوگیری از فرار سرمایه نیز محسوب می‌شود.

نتیجه ادامه سیاست های رفتاری دولت با شهروندان و محدودیت های سیاسی و اقتصادی که منجر به نه تنها فرار سرمایه بلکه فرارمغزها از کشور می شود، باید مد نظر همه دولت ها باشد. همین عوامل باعث شد که تنها در یک هفته بیش از 560 میلیارد دلار از بازار بورس چین ییرون رود و بر خاموش شدن چراغ کارخانه های تولیدی سرمایه گذاران خارجی تاثیر گذارد که از این پس محصولاتشان با برچسب «ساخت هند» و «ساخت ویتنام» روانه بازار خواهد شد.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: