به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نتایج آمایش سرزمین و توصیه های فعالان دلسوز اقتصادی به سیاستگذاران در نهایت در قالب سیاست خارجی اقتصادمحور در دولت دوازدهم مدون شد و سپس در دولت سیزدهم، سیاست همسایگی و توسعه اقتصادی اولویت راهبردی دولت شد. بسیاری از کارشناسان معتقدند در کشور ما، اقتصاد و سیاست از یکدیگر جداست و سیاست، اهداف مستقلی را دنبال می‌کند که نه‌تنها کمک به اقتصاد نمی‌کند، بلکه در غالب موارد برای آن هزینه‌زا است. در همین راستا، مرکز پژوهش‌های اتاق ایران در سلسله گزارشات پایشی خود از سال گذشته تاکنون، با تحلیل وضعیت اقتصاد منطقه ای و همسایه‌ای، بر این حقیقت صحه گذاشته که ارزش افزوده تجارت منطقه ای بالا نیست و عملا نمیتوان این حوزه را جایگزین تجارت با اروپا و کشورهایی همچون کره جنوبی کرد. گزارش اتاق اما واکنش برخی از همفکران دولت را به همراه داشته است.

به نظر می رسد ایران در این «پایش تحولات جهانی» از بسیاری از فرصت های منطقه ای جا مانده است. ترکیه، امارات و عربستان در مسیر شکل دهی به برنامه جامع مشترک اقتصادی گام بر می دارند. عربستان در بخش معدن و صنعت حمل و نقل هوایی سرمایه گذاری های سنگینی کرده است. صادرات گاز ترکیه به اروپا زنگ خطر اصلی برای ایران است. دبی با جذب 418 سرمایه گذاری خارجی از لندن و سنگاپور پیشی گرفته است. تشکیل شورای تجارت عربستان و قطر و گسترش روابط امارات و کره جنوبی و بازگشت قطری ها به اقتصاد مصر و کاهش شدید بازار واردات کشورهای مستقل مشترک المنافع شامل ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان در محیط همسایگی ما تنها نمونه های چند ماه اخیر اینگونه تحولات هستند.  شاید به همین دلایل است که اتاق بازرگانی تمرکز بر تجارت منطقه ای را بیفایده خوانده. اجازه بدهید به واکنش ها به گزارش اتاق برگردیم.

ایرانبه گزارش ایرنا، روزنامه ایران درباره ادعای اتاق بازرگانی درباره بی‌خاصیت بودن ارتباط با کشورهای همسایه نوشته است: «تمرکز تجاری ایران بر منطقه بی‌فایده است.» در همین مطلب، آقای حاجیلو در گفت‌وگو با روزنامه ایران به نقدهای جدی این گزارش پرداخته است. نوع نگاه گزارش اصلی اتاق بازرگانی و تحلیل طرف مقابل یعنی حاجیلو و سایر همراهان این طیف، توجه به اقتصاد منطقه ای لزوما غلط نیستند. مشکل اصلی در نگاه و رویکرد طرفین است. باید توجه کرد که تحلیل اتاق بازرگانی بر بی فایدگی تمرکز تجاری ایران بر منطقه به معنای سلب یا حذف سیاست منطقه ای نیست. به عبارت دیگر، هیچ اقتصاددانی مخالف این نیست که بازاریابی و فروش را اول باید از همسایه شروع کرد. اما تحلیل کلید واژه «بی فایده» به معنای اقتصادی آن از جانب اتاق بازرگانی بیشتر در گزارش پایشی تاکید و تمرکز بیش از اندازه به منطقه ای است که سود برآمده از آن در عمل آنقدر نیست که مشکلات معیشتی و اقتصادی را حل کند. درست است که سهم اقتصادی منطقه تقریبا 6 درصد اقتصاد جهان را در برمی گیرد ولی سیاسیت اقتصادی کشورهای این حوزه از امارات متحده عربی گرفته تا امارات اسلامی افغانستان و پاکستان و کشورهای حوزه قفقاز به نوعی با عوامل متعدد دیگری گره خورده که رفع کلاف سردرگم دیپلماسی اقتصادی این کشورها برای ما آنچنان وقت گیر و هزینه بر است که در مقایسه با کشوری اروپایی و حتی کره جنوبی، نهایتا ارزش افزوده چندانی ندارد.

ثانیا، تحولات تجاری کشورهای همسایه، حتی اگر گفته آقای حاجیلو مبنی بر قاعده مندی این کشورها برای تبادلات و تهاترات تجاری در صورت بروز تحریم ها را هم بپذیریم، متاسفانه به دلیل ضعف اقتصادی کشورهای همسایه و چند وجهی بودن دیپلماسی و اقتصاد آنها آنچنان هم که تصور می شود، قاعده مند نیست. برای مثال، اگر به سلسله گزارشات اتاق بازرگانی توجه کنیم (که تا به امروز به گزارش 31 آن رسیده) تحولات سیاسی، بحران اوکراین، پیچیدگی یا مکث گفتگوهای برجامی، شرایط معیشتی طاقت فرسای این روزهای کشور را در نظر بگیریم، تکیه بیش از اندازه اقتصادی به بخشی که احتمال تغییر در جهت گیری سیاسی و اقتصادی در آن داوم دار نیست، ممکن است از لحاظ میزان زمانی که صرف آن می شود، ارزش افزوده اقتصادی برای کشور عاید نکند. باز هم باید توجه داشت که جذب سرمایه، همچنان که در مجموعه مقالات اخیر بدان اشاره داشتیم، اولویتی است که باید در دستور کار قرار بگیرد تا بحران معیشتی به ریزش اقتصادی دامن نزند. البته این باز به معنای نادیده گیری اقتصاد منطقه ای نیست. اقتصاد منطقه با تمام حواشی سیاسی آن وقتی به صورت دووجهی هم اقتصاد را پایدارتر کند و هم باعث تنش زدایی شود، امری کاملا صواب و مقبول است. اما باید به این مساله نیز اذعان داشت که به نظر می رسد باید دولت های قبلی و از خیلی وقت پیش سیاست های دوستی و شریک سازی منطقه ای برای ایجاد بازار منطقه ای شکل می گرفت تا کشور می توانست امروز در این شرایط بحرانی از ثمرات آن سود ببرد. ایجاد بازار کار یک شب نیست و مستلزم خوش نیتی و بازاریابی همراه با ایجاد امنیت منطقه ای است. سیاست خارجی اقتصاد محور قرار بود به امنیت پایدار منطقه ای کمک کند و نه اینکه ابزاری برای نفوذ و بر هم زدن ثبات آن شود. 

در تحلیل نهایی، همانطور که گفتیم  موافقین و مخالفین گزارشات پایشی اتاق بازرگانی به خاطر نوع جهان بینی اقتصادی دچار اختلاف در کلامند وگرنه نوعی استدلال طرفین در حوزه نگاه خود کاملا منطقی است.  کافی است نگاهی بیندازیم به آنچه در این روزها در حوزه روابط دیپلماتیک ما با عربستان در حال انجام است. به نظر نمی رسد که طرفین ایرانی و عربستانی در چارچوب دیپلماتیک به نقطه ای رسیده باشند که ایران یا عربستان رغبتی برای توسعه تجارت و ایجاد سرمایه داشته باشند. وقتی به ترکیه هم نگاه می کنیم، فرصت طلبی برای بهره برداری از بحران های کنونی را می بینیم. آن سوتر، «شریک استراتژیکی» چون روسیه هم که باعث مکث و بن بست در مذاکرات احیای برجام شده، شرکای اروپایی پرسود ما را به حاشیه برده و عملا فروش نفت و گاز و بازار خالی روسیه در اروپا را برای ما عملا غیر ممکن کرده است و از طرف دیگر به رقیبی تبدیل شده که چین را به لحاظ اقتصادی از ما دورتر کرده است. امپاس برجامی هم حاشیه های کره جنوبی را برای ما ایجاد کرد و اخیرا هم با همه تلاش های ما برای احیای شراکت با هند در منطقه آزاد تجاری چابهار، این کشور عادی سازی اقتصادی با پاکستان را به دوستی و شراکت به ما ترجیح داده است. به هر روی، هر گزارشی و پایشی منطقی و سودآور به نفع منافع ملی ما، باید در اولویت اصلی کار اقتصاددانان و سیاست پیشگان ما باشد تا در برنامه های کوتاه مدت و درازمدت سود این اولویت بندی هم معیشت مردم ما را تامین کند. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: