به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

چندی پیش بود که در مقاله ای تحت عنوان «از ترکیه بیاموزیم» نقش پر رنگ کشور ترکیه در منطقه را مورد بررسی قرار دادیم و به پیشرفت های اقتصادی و تجاری این کشور پرداختیم. هر چند کشور ترکیه به عنوان یکی از اعضای مهم سازمان ناتو و هم چنین بخاطر در اختیار داشتن سامانه های نظامی و تسلیحات جنگی پیشرفته، یکی از قدرت های منطقه در عرصه نظامی بحساب می آید، ولی نگاهی به تحولات سه دهه گذشته نشان می دهد که اهمیت منطقه‌ای ترکیه، ریشه در قدرت اقتصادی و تجاری این کشور دارد و ناشی از اقدامات و ارتباطات نظامی این کشور نیست.

متاسفانه اکنون نزدیک به دو دهه است که در کشور ما تفکری که بر نظامی‌گری وابسته است جای خود را به تفکر اقتصادی توسعه‌محور داده و تصمیم‌گیران ارشد کشور متقاعد شده‌اند که سرمایه گذاری بر روی قدرت نظامی (چه سخت افزاری و چه نرم افزاری) به ثبات و امنیت می انجامد. در عمل اما شاهدیم که اکثر سرمایه گذاری های ما بر روی خرید یا تولید تجهیزات نظامی بوده و البته سرمایه بیشتری را نیز صرف گروه های نیابتی در منطقه کرده‌ایم، که البته مطلقا به امنیت داخلی کشور نیانجامیده است. در مقابل شاهدیم که جایگاه منطقه ای و جهانی ما تضعیف شده، بیشتر منزوی شده ایم، و نهایتا اقتصاد ما دچار فروپاشی شده و بیشتر مردم کشورمان دچار مشکلات شدید معیشتی شده‌اند. این وضعیت به شدت به امنیت داخلی آسیب رسانده و نه تنها ثبات اقتصادی، بلکه ثبات سیاسی را نیز به چالش کشیده است. 

حتی در زمانی که شعله های جنگ، کاملا کشور سوریه را فرا گرفته بود و امنیت و آرامش کل منطقه مورد تهدید قرار گرفته بود، جهان نقش ایران را فقط به مصداق یک دخالت نظامی میدید و نقش کشوری همچون ترکیه را به مصداق یک واسطه سیاسی مد نظر قرار می داد. این امر از سوی ناشی از قدرت اقتصادی ترکیه بود و از سوی دیگر ناشی از سیاست خارجه عملگرای دولت آنکارا بود، زیرا که ترکیه هیچگاه نظام جهانی را به چالش نکشیده، و در کنار حفظ استقلالش، همواره تعامل سازنده‌ای با جامعه بین الملل داشته است. درمقابل ما بازنده تحولات یک دهه گذشته بوده ایم و دست آورد کشور ما از سال ها جنگ و نزاع در سوریه فقط بیش از هزار شهید و میلیاردها دلار زیان مالی بود. نگاهی به حضور سرمایه گذاران در سوریه پساداعش نشان می دهد که کشورهایی همچون چین و امارات و ترکیه حرف اول را می زنند و ما در آخر صف سرمایه گذاران قرار داریم!

به شکلی مشابه، شاهد مواردی در دیگر کشور های منطقه نیز هستیم که زیان و ضرر درگیری‌ها گریبانگیر ما می شود و بهره و سود آن ها به جیب  کشورهای دیگر میرود. نقطه نظر ضد ایرانی خبرگزاری آناتولی با یک حمله ژورنالیستی چنین می گوید که از دیدگاه بسیاری از نهادهای بین‌المللی و کارشناسان ایرانی، حکومت جمهوری اسلامی ایران طی بیست سال گذشته با اقداماتی مانند تشکیل و تجهیز گروه‌های شبه‌نظامی، حملات موشکی، سرکوب جنبش مردمی، تاثیرگذاری بر روند انتخابات و ممانعت از تشکیل دولت در امور داخلی عراق دخالت مستقیم و از ایجاد ثبات در این کشور جلوگیری کرده است. این خبرگزاری حتی از این هم فراتر رفته و به نقش ایران در گسترش تروریسم و جنگ داخلی در عراق اشاره می کند و مدعی می شود که یکی از مهمترین نگرانی‌های جامعه عراق از احزاب و شخصیت‌های سیاسی شیعه، سنی، کرد و ترکمن و غیره گرفته تا علما و مراجع دینی و مذهبی حتی شیعیان، نهادهای نظامی و امنیتی مانند ارتش و پلیس و مقام‌های اداری و دیپلماتیک و پارلمانی طی چهار پنج سال گذشته فعالیت شبه‌نظامیان وابسته به ایران در کشورشان بوده است.

اظهارنظرها و تحلیل های فوق محدود به رسانه های ترک نمی شود، و بسیاری از روزنامه های منطقه، از شدت گرفتن موج ایران هراسی سخن می گویند و تاکید دارند که برخلاف اظهارات مقامات کشور ما،  گروه هایی همچون حشدالشعبی، در عمل خطر تروریسم را منطقه کاهش نداده اند و بلکه برای تحکیم حضور نظامی ایران در عراق تشکیل شده و بخشی از استراتژی منطقه‌ای ایران بوده اند که از سه دهه پیش تاکنون با محوریت نیروی قدس سپاه پاسداران در عراق، لبنان، سوریه، یمن و غیره پیگیری می‌شود.

اگر به فعالیت های ایران در کشور لبنان بنگریم، به شکلی  زیان بار تر، شاهد صرف هزینه های هنگفتی می شویم که اصلا و ابدا یازگشتی به اقتصاد کشورمان ندارد و نمی توان آن ها را به چشم سرمابه گذاری های اقتصادی نگریست. از دید سایت حوزه ، به ندرت می توان در خاورمیانه پدیده سیاسی مهمی را یافت که تنها به یک کشور محدود شده باشد و به کشورهای دیگر سرایت نکرده باشد. بسیاری تحولات داخلی کشورهای منطقه و به خصوص کشورهای تاثیر گذار، بازتاب منطقه ای و گاه بین المللی می یابد. از همین روست که مداخلات ما در کشورهایی مثل لبنان، بازتابهایی فراتر از آن کشور دارد و بالتبع، واکنش های منطقه دیگر کشورها را علیه ما بر می انگیزد.

مثالها به عراق و لبنان ختم نمی شود و فعالیت های ما در افغانستان و یمن هم توجیه اقتصادی نداشته و بیشتر بر اساس همان تفکر نظامی‌گری شکل گرفته که در ابتدا به آن اشاره کردیم. ما بارها در سایت تاجران گفته ایم که نگاه اقتصادمحور به سیاست و کشورداری، هم به توسعه پایدار می انجامد و هم قدرت نظامی به ارمغان می آورد. این نگاه اقتصاد محور اما مستلزم ایجاد اصلاحاتی زیرساختی در مدیریت و حکمرانی داخلی و نیز سیاست خارجی است. آیا می خواهیم به قدرتمندترین کشور در یک منطقه خراب و ناامن تبدیل شویم؟ یا اینکه می خواهیم دست از بلندپروازی‌های برای استیلای منطقه‌ای برداریم و به فکر توسعه پایدار ایران باشیم؟ اگر جواب این سوال مثبت باشد، در آن صورت می توان امید داشت که به کشوری آباد در منطقه ای امن تبدیل شویم.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: