به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

از هر منظری که برجام بنگریم، از زمانی که از لفظ مذاکرات هسته ای برای آن استفاده می شد، همیشه امری قطعا سیاسی بوده است. شاید بپرسیم مگر می شود که برجام را غیرسیاسی هم بخوانیم؟ قطعا نمی توان گفت که مذاکرات هسته ای تا توافق برجامی سال 2015 امری سیاسی و دیپلماتیک نبوده ولی می توان چنین تحلیل کرد که رویکرد داخلی و گفتمان درونی و نگاه های طیف های سیاسی مختلف داخل نظام قطعا به سیاسی سازی و بعضا سیاست زدگی مفرط در مورد برجام دامن زده است. البته منظور این نیست که برجام را سیاست زدایی کنیم ولی این حجم از سیاسی سازی برای داخل و خارج از کشور عرصه را هم برای طرفهای گفتگو و هم برای مردم کشورمان تنگ تر کرده است. عاقبت برجام این روزها هر چه باشد، و به هر نوع توافقی که دست بیابیم، باید بار سیاسی هسته ای را در راهبرد پسابرجام امروزی به کمترین حد ممکن برسانیم. مسئله اصلی در ایران امروز اقتصاد است و رسیدن به توافق - به دور از بازی های جناحی - می تواند امید را به جامعه بازگرداند.

نگاهی به تحولات ماه های اخیر و انفعالی که تیم مذاکره کننده ما داشته، نشان می دهد که دعواهای سیاسی و حزبی داخلی، اقتصاد کشور و معیشیت مردم را به گروگان گرفته است. آیا حقیقتا گروه‌های به اصطلاح ارزشی، نگران توسعه اقتصادی و تکنولوژیک کشور هستند؟ آیا براستی هزینه ای که ما برای برنامه اتمی پرداخته ایم، به منافع این برنامه می چربیده؟ قطعا پاسخ این سوالات منفی است و در واقع پاسخ اصلی را باید در دعواهای جناحی و داخلی یافت که باعث شده کشور به آستانه ورشکستگی اقتصادی و بحران های ساختارشکنانه اجتماعی برسد. در مقابل اگر احیاء برجام را بدون سیاست زدگی پیگیری کنیم، هم منافع اقتصادی کشور تامین می شود، و هم ایران عزیزمان در مسیر رشد اقتصادی پایدار قرار خواهد گرفت.

با ارجاع به رهنمودهای مقام معظم رهبری در اوان رسیدن به نتیجه برجام 2015 تا حدودی راهگشای درک راهبردی ما در سیاست زدایی از دعواهای کنونی بر سر برجام کمک کند. از چند نگاه، برآیند گفته های ایشان نشان از درایت فراسیاسی و تمایل بسیار هوشمندانه ایشان برای رسیدن به توافق خبر می دهد. بیاناتی چون «اهمیت امر مذاکره»، «حمایت و تقدیر از مذاکره کنندگان»، تاکید بر «اقتدار مردم ایران»، «پایبندی به ارزش ها» و «عدم ایجاد دودستگی در میان مردم» همه و همه نشان از روایت فراسیاسی داشته که اصل را بر اقتصاد و توسعه و منافع ملی قرار می دهد.

تاثیرات مثبت توافق با قدرتهای جهانی بسیار مشهود است و حقیقتا بر هیچ ناظر بی طرفی پوشیده نیست. همین چند روز گذشته بعد از ارسال پاسخ کشورمان به طرف غربی، آرامشی در بازار ارز اتفاق افتاد. این همبستگی میان امکان رسیدن به توافق و بهبود وضعیت بازار را بارها و بارها شاهد بوده ایم. در مقابل اما، گروه های در ظاهر ارزشی و در باطن کاسب تحریم، بدون در نظر گرفتن معاش مردم و تدبیر اقتصادی، موضع هسته و توافق اتمی را به جولانگاه دعواهای سیاسی و سودجویی های جناحی خود بدل کرده اند. همانطور که مقالات پیشین هم اشاره کردیم بعضا برخی طیف های سیاسی به صورت بالفوه و ژنتیکی مخالف هر گونه توافقی هستند، در حالی که این نوع نگرش نه مدبرانه است و نه منطبق به روایتی که خود را رهرو خط فکری مقام رهبری می داند. وقتی رهبری مخالف مذاکره و رسیدن به نتیجه نیست، چه توجیهی برای مخالفت تام با هر گونه مذاکره وجود دارد. مگر نه اینکه این نوع رویکرد به عمل سیاسی بدل می شود که نه بازار اقتصاد را درک می کند و نه امیدی به مردم خوب کشورمان می دهد.

افت قیمت دلار، آرامش بازار، ایجاد هیجان کار در بازار معاملات در این اقتصاد با درجه پایین بهره وری و عدم وجود مدیریت کارامد و فسادخیز یک نعمت است و نه زحمت. شاید بخش عظیمی از مسایل ما به بخش مدیریت ناکارامد برگردد ولی هرگونه توافق احتمالی نیز می تواند با درایت رهبری و حمایت مردمی سکویی برای پیشرفت و فراوانی برای اقتصاد و معیشت مردم باشد. از این رو عدم اعتنای طیفهای سیاسی به معیشت مردم، نه مردمی است و نه مطابق رهنمودی رهبری. از این روست که رهبری و دیگر دلسوزان منافع ملی ایران، همیشه از سیاسی کردن موضوع هسته ای پرهیز کرده اند و نسبت به تحرکات کاسبان تحریم هشدار داده اند.

بازار بی ثبات و صنعتگرانی که علم و عمل را به هم تنیدند تا باعث رشد و شکوفایی اقتصادی کشور شوند نیز قربانی سیاست بازی های و تلاطم سیاسی اقتصاد هستند. به گزارش دنیای اقتصاد ده تاجر و صنعتگر اعلام کردند که بازار بی‌ثبات ناشی از روشن نبودن وضعیت برجام موجب اختلال در تعیین خط‌ مشی بنگاه اقتصادی آنها و برنامه‌‌‌ریزی‌‌‌هایشان شده است. این تزلزل فکری صنعتگران به صورت مستقیم بر بازار و معاش مردم تاثیر می گذارد. رویه حاکم در جو سیاسی امروز ایران که سالهاست گریبان معیشت ما را گرفته است، علاوه بر بی تدبیرهای مدیریتی در عرصه واردات و نابودی بخش تولید به خاطر قطع تعاملات بین المللی و تراکنشها، تاجران را نیز تبدیل به وارداتچی و دلالانی کرده است که نبض تولید کشور را از رمق انداخته است. این اگرها و مگرها دست اختلاسگران و سوداستفادگران را در این طی این دهه ها باز کرد تا کشور را به سمت اقتصاد وابسته ببرند.

شایسته است در این فرصت کوتاه باقی مانده، مقام های ارشد کشورمان تمام تلاششان را برای اعتماد سازی با جامعه بین الملل و طرف های مذاکرات اتمی انجام دهند تا به سرعت احیاء برجام میسر شود، زیرا که در صورت عدم احیاء برجام، کشور از بجران های عمیق اقتصادی و اجتماعی سربلند بیرون نخواهد آمد. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: