به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در آستانه ورود به شهریور و ماه سپتامبر چوب دوی امدادی مشخص کننده وضعیت برجام به دست آژانس انرژی اتمی خواهد افتاد و به تبع آن شورای امنیت به سمت خط پایان خواهد رفت. ایران در این مسابقه دوی امدادی مسافت بیشتری از همه رقیبان دویده است و احتمال و خطر آن هست که این خستگی در وضعیت حساس موجود ریسک خطا و استراتژی بازی را به سمت نامطلوب ببرد. مشکل اساسی در این اثنا رفقا یا رقبای مسابقه هستند. چین و روسیه از یک سو در مقام همراه و رفیق، اروپا در نقش رقیب و به نوعی میانجی عمل می کنند. کشورهای دیگر در حوزه خلیج فارس و جهان نیز به تماشای این مسابقه نشسته و هر یک از منظر سود و زیان خود به قضایا نگاه می کنند. اما در این میان چه کسانی هستند که از عدم احیای برجام سود می برند یا از رسیدن به توافق خشنود نخواهند شد؟

در تحلیل نخست، نقطه مشترک یارهای امدادی نقش واکنشی بوده است. در عمل، هم چین و هم روسیه با توجه به پیشرفت مذاکرات واکنشی عمل کردند. از ظواهر امر به نظر نمی رسد که سکاندار مذاکره چینی ها یا حتی روسها باشند بلکه خود تیم مذاکره کننده عاملیت داشتند. در عمل و به نقل از اقتصاد نیوز، بحث گروکشی پوتین در حمله به اوکراین و ورود بحث تحریمهای ناشی از اوکراین به مذاکرات نشان از نوعی بهره کشی سیاسی روسیه در اوایل جنگ اوکراین بوده است. چین در سیاست دوی امدادی نقش تماشاچی منفعلی داشته که برای همه عوامل مسابقه دست زده است. اگر پیشرفتی در مذاکرات بوده، چین از طرف غربی برای انعطاف تشکر کرده و احتمالا در این میان کالایی نیز بدان ها فروخته است. شاید نقش چین در این اثنا ملموس و قابل رویت نبوده ولی در عمل می بینیم که روسیه به تنها سودمحوری از توافق حمایت می کند و به هیچ وجه به ایران به عنوان یک شریک استراتژیک نمی نگرد و حتی در مواردی که به ضرر مسکو نباشد هم به فکر منافع ایران نیست.

در تحلیل دوم، تماشاچیانی چون عربستان و کشورهای حوزه نفتی نیز با انزوای ایران صادرات نفتی خود را افزایش دادند و سود کلانی از این میان عاید خود کردند. علاوه بر سود بالای نسبی در سال جدید، تنظیم قیمت بازار و سهم بندی فروش نفت اوپک نیز به نوعی سکاندار جدیدی چون عربستان را در صدر نشاند و عملا به خاطر تحریمها و محدودیتهای تراکنشی، ما بیشتر از گذشته با حاشیه رفتیم. همچنانکه در تحلیل اول به نقش واکنشی چین و روسیه اشاره کردیم، نقت ارزان ما به چین رفت و روسیه در میان این هیاهوی بالا رفتن قیمتها سود بیشتری عایدش شد. با این تفاصیل، ما باید مستقل از چین و روسیه عمل کنیم. در حالی که ما در تطویل روند مذاکره با عاملیت روسیه هم بازار را باختیم، هم به قیمت پایین نفت را از کف دادیم و هم نقش محوری خود را در حوزه اوپک واگذار کردیم. آنچه در این میان باقی ماند، مشکلات معیشتی متعدد، تورم افسارگسیخته و فرصت سوزی شدید بود. این فرصت سوزی نه تنها در حوزه نفتی گریبان ما را گرفت بلکه به نوعی دست بالای ما را حتی در سیاستهای همسایگی هم کوتاه کرد. به نوعی عملا ما مجبور شدیم آوانس بیشتری به کشورهای حوزه قفقاز بدهیم تا شاید بتوانیم کالاهای پتروشیمی خود را به آنها بفروشیم. حال بماند که مسیر ترانزیتی نفتی حوزه خزر نیز بدون توجه به ایران مسیر دیگری به خود گرفته و ما در این میان نیز به حاشیه رفتیم.

در تحلیل سوم، طرف اروپایی نیز با وجود تمام پتانسیلهای موجود ایران، هزینه بر بودن معاملات و تراکنشهای ما را به زیان از دست دادن معاملات بزرگ دیگر در صحنه بین الملل به دلیل وجود تحریمها بر نمی تابد. وقتی توسعه خط فروش گاز قطر در میان باشد و ما نیز حاشیه نشین شده باشیم، گاز ایران خریداری نخواهد داشت و جا برای جولان گاز قطر به سمت اروپا دست کم در سالهای پیش رو بازار گازی را از کف ما برده است. از شمال نیز، روسیه گاز را به انواع و اقسام روشها به طرف اروپایی خود تزریق می کند و به نوعی با دور زدن تحریمهای اوکراینی و دور زدن ما سود بیشتری از افزایش تقاضای گاز در جهان میبرد. در ضمن باید افزود که نگاه به سمت امریکای لاتین نیز بازاری دوردستی است که با توجه به مسافت طولانی و وجود تحریمها عملا سودآوری آن در کوتاه مدت و میان مدت قابل اعتماد نیست. 

بار سنگین گرانی و عدم ارتباط گیری با جهان بیرونی بدون فروش مناسب نفت، راه را برای اقتصاد دلالی و وارداتی هموارتر می کند و مستضعف را فقیرتر و دلالان داخلی را غنی تر می کند. سرانجام نیز توسعه پایدار نیز به موردی لوکوس و حاشیه ای تبدیل می شود. شاید بتوان گفت اگر همه کشورهای از عدم توافق کم یا زیاد سود ببرند، این مردم و اقتصاد ماست که هیچ سودی نخواهند برد.

لازم به یادآوری است که در داخل، برخی از مخالفت ها با برجام به قول محمد مهاجری، فعال سیاسی، ژنتیک و ایدئولوژیک است و «این گروه فکر می‌کنند هرگونه ارتباط با غرب، قراردادهایی که با غربی‌ها بسته می‌شود، بدون آنکه بدانند مفاد آن قرارداد چیست به ضرر کشور است و قراردادنامه هرچیزی که باشد فرقی نمی‌کند و آن‌ها به هر حال با آن مخالف هستند.» با توجه به استدلال فوق آیا نباید به این گروه یادآور شد که مخالفت آنان به نفع کشورهای رقیب در منطقه و فرامنطقه است که لزوما دلواپس مردم ایران و منافع ملی ما نیستند. 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: