به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

برنامه جامع اقدام مشترک یا همان «برجام» در تیر ماه سال 1394 در شهر وین، بین ایران، اتحادیه اروپا و گروه پنج بعلاوه یک به امضا رسید و همین چند روز پیش بود که هفتمین سالگرد برجام سپری شد. این در حالی است که اگر انفعال تیم مذاکره کننده ما ادامه پیدا کند و ایران از تهدید دستیابی به سلاح اتمی استفاده کند، امسال آخرین سالگرد برجام خواهد بود. حدود یک‌سال است که مذاکرات در وین و شهرهای دیگر در کش و قوس بوده است که البته می توان گفت که تقریبا - اما نه تحقیقا - به حصول یک توافق چند جانبه در مورد چگونگی بازگشت ایالات متحده و ایران به اجرای کامل توافق هسته‌ای منجر شد. ولی متاسفانه، این روند هم اکنون در آستانه نابودی است.

هم غرب و هم شرق بخوبی میدانند که اگر برجام کاملا شکست بخورد، اشاعه سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه بازار گرمی پیدا خواهد کرد که این موضوع نه تنها یک مصیبت جبران ناپذیر برای کشورهای منطقه بحساب می آید، بلکه یک دغدغه بی سابقه برای همه کشورهای جهان ایجاد خواهد شد. شاید این فاجعه مستمسک بازگشت به دوران جنگ سرد بشود. از طرفی دیگر، خطر تشدید تنش‌های نظامی در منطقه‌ نیز افزایش مییابند که ابن خود نیز به نفع هیچ کس نخواهد بود. با توجه به این واقعیات، ما نباید فریب حمایت های کوتاه مدت روسیه و چین را بخوریم و با طناب شرق، به چاه اتمی فرو بیافتیم.

طبیعتا، برای کشورمان ایران، تبعات و ضررهای ناشی از عدم احیاء برجام چندین برابر معضلات ذکر شده برای غرب خواهند بود. مسلما خیلی بیشتر از زیان های وارده به غرب. شاهد بودیم که در شهر دوحه در قطر هم، تیم های مذاکره‌کننده در عبور از سد اختلاف نظر ها برای چگونگی بازگشت به یک توافق هسته‌ای شکست خوردند. بر‌اساس روایت هایی که از غربی ها شنیده شد، مذاکره کنندگان به جای تلاش برای حل و فصل معدود موارد باقی مانده در متن توافقنامه، کوشیدند که دوباره پرونده های بسته شده موضوعاتی که در ماه های پیش حل و فصل کرده بودند را دگر بار باز کند. به نظر میرسد که به باور دولتمداران غربی، رهبران ایران فقط قصد خریدن زمان دارند و در رفع مشکلات پیش رو ار خود جدیتی نشان نمی دهند. غرب چنین تخمین می زند که در بهترین حالت، مذاکره‌کنندگان ایرانی برای رسیدن به اجماع پیرامون این مسأله که آیا احیای توافقی که شاید برای دوره ای کوتاه پا برجا باشد، ارزش به تعویق انداختن رشد صنعت هسته‌ای را دارد یا خیر، به زمان بیشتری احتیاج دارند. در بدترین حالت، ایران در روند مذاکرات تاخیر ایجاد می‌کند تا فعالیت‌های هسته‌ای خود را بیشتر کند.

حال باید شرایط نایسامان اقتصادی کشور را بررسی کنیم تا ببینیم که چرا رفع تحریم ها اوضاع اقتصادی را بهبود خواهد داد. «اینکه گفته می‌شود ما اقتصاد کشور را به برجام گره نمی‌زنیم، یک سیاست غیرواقعی و شعاری است، زیرا ما چه بخواهیم و چه نخواهیم اقتصاد کشور به برجام و رفع تحریم‌ها گره خورده است.» این بخشی از نامه یکی از اعضای فراکسیون امید مجلس دهم خطاب به آیت‌الله رئیسی، رئیس جمهور کشورمان است که در آن بهبود مشکلات اقتصادی را منوط به تحقق برجام دانسته است. در همین راستا، علی بیگدلی کارشناس مسائل آمریکا در گفت و گویی با خبر آنلاین اذعان داشته که ما اگر نتوانیم برجام را حل کنیم، در انزوای منطقه ای بیشتری قرار خواهیم گرفت. بیشک انزوای ایران فقط محدود به منطقه نیست و به جز روسیه و چین، هیچ کشور توانمند دیگری در دسته طرفداران ایران ما قرار ندارد. این دو کشور هم، هر چند از ابرقدرت های جهان بحساب می آیند ولی همیشه روابطشان با کشور های دیگر یکجانبه بوده و خیر و برکتی از آنها به دبگری نمیرسد. ما باید تلاش کنیم تا مساله برجام به شکلی حل شود که دیگر بیش از این در انزوا قرار نگیریم. اگر مساله برجام حل نشود، آن ائتلافی که در جبهه مقابل ایران قرار دارد، بیشتر تقویت خواهد شد. حلقه امنیتی آنها هم بیشتر ما را تحت فشار قرار می دهد. این حلقه بیشتر از این هم ما را به سمت چین و روسیه و برخی کشورهای آسیای مرکزی میبرند ولی این کشورها نمی توانند ما را در وضعیت فعلی، برای احیای اقتصاد ورشکسته کشورمان یاری کنند.

پر واضح است که فشارهای وارده از سوی جامعه بین الملل ادامه پیدا خواهند کرد و حتی شدیدتر نیز خواهند شد. هر روز سیاستمداری در گوشه ای از جهان به موضوع فعالیت های هسته ای ایران اشاره می کند و تقاضا می کند که کشورهای جهان برای تسلیم کردن ایران دست به ایجاد انزوایی فراگیر تر و تحریم هایی شدیدتر بزنند. باید توجه داشت که حتی چین و روسیه هم برای محدود کردن بلندپروازی های اتمی ما از تحریم ها استقبال خواهند کرد. شبکه‌ هایی که در صدد خنثی کردن تحریم ها هستند، جز زیان های هنگفت و کمر شکن، سودی برای مملکت ندارند و فقط جیب عده ای سودجو را پر میکنند. همین افراد هستند که با تعامل با جهان و بدست آوردن یک توافق همه جانبه مرتبا مخالف می کنند.

پس از شکست مذاکرات دوحه، آقای حسین امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه کشورمان در اظهاراتی توضیح داده بود که «برای لغو تحریم‌ها با آمریکایی‌ها در تماس هستیم.» ایشان اطمینان خاطر داده بود که به پیش‌نویسی رسیده که ۹۰ درصد آن با موافقت ۱+۴ و همچنین آمریکایی‌ها همراه است، اما منافع اقتصادی جمهوری اسلامی نیز باید در این توافق تامین شود. بی شک مهمترین راه حل برای بازسازی اقتصاد ورشکسته کشور، بازگشت به پای میز مذاکره و به توافق رسیدن و تعامل با جهان است.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: