به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

تورم در میانه تموز تابستانی در کشور به نقطه ای رسیده که  در میان کارگزاران نظام و دست اندارکاران اقتصاد آنقدر تورم به موضوعی بدیهی و مفروض بدل شده، که بعضا نادیده گرفتن آن عادی تر از توجه خاص بدان شده است. در همین ماه گذشته، طبق گزارش مرکز آمار ایران، هزینه اجناس مصرفی به بیش از 52.2 درصد در مقایسه با سال گذشته افزایش پیدا کرده است.  این در حالی است که تقریبا یک سال است که دولت سیزدهم سکان اداره امور کشور را بر دست گرفته است و نه تنها توفیقی در مهار نسبی تورم نداشته بلکه یکی از غیرقابل قبولترین کارنامه ها را در میان دولت به مردم عرضه داشته است. اما مصداق سیلاب تورمی از بسیاری جهات بی شباهت به سیل های اخیر و از دست رفتن جان  و مال عده ای از مردم عزیزمان کشور نیست. سیلاب امروز نتیجه عملکرد دیروز و امروز ماست و سیل آینده چه از نوع تورمی یا سیلاب در معنای واقعی کلمه نتیجه عملکرد همین امروز ماست.

سیل واقعی و تورم در سالها و دولت ها گذشته نیز وجود داشت. سیل جان مردم را در معابر و آبراهها در شهرهای بزرگ و کوچک می گرفت. تورم نیز از دولتی به دولت دیگر افزایش نسبی داشت. اما در هر دو مصداق سیل واقعی و تورمی، فاجعه انسانی سیل واقعی جانهای بیشتری را می گیرد. تورم نیز آنچنان پرشدت شده که فقر مطلق را به یک امر عادی تبدیل کرده است. دیگر صحبت از خط فقر نیست. مردم نگران رفتن به سمت فقر مطلق هستند. سوای بحث در مورد اینکه مسولین چه در مجلس و چه در دولت چه می گویند و چه وعده های می دهند، باید توجه داشت انتخاب گزینه ها و عملکرد راهبردی امروز است که آینده را رقم می زند. وقتی موضوع فساد در کشور  در سطح کارگزاران به امری عادی بدل شود، عواقب آن به پیکره اقتصاد جامعه آسیب خواهد زد.

صحبت های فراحزبی محسن پیرهادی در گفتگو با سایت دیده بان ایران و استفاده از تعیبر «جنگ اقتصادی تحمیلی» مصداق بسیار درستی از وضعیت کنونی است. امروز کشور ما در شرایط جنگی است. فساد و سوءمدیریت در داخل، و ادامه انزوای اقتصادی و سیاسی در خارج، چیزی کمتر از یک جنگ واقعی نیست. فساد زدایی یک مبارزه و جهادی را می طلبد تا ریشه آن خشکیده شود. اگر هم به تعیبر پیرهادی به جنگ اقتصادی فرامرزی علیه کشور باور داشته باشیم، آیا نباید از ایشان پرسید که ما در عرصه دیپلماسی اقتصادی و جنگی که ایشان از آن یاد می کند در احیای روابط با هم پیمانان اروپایی تا چه اندازاه موفق شدیم؟ باید این نکته را نیز یادآور شد اگر امروز کاری درباره گسترش روابط با هم پیمانان غربی نکنیم، سیلاب تورمی آینده تلفات بیشتری را در آینده بر جای خواهد گذاشت.

از بعد دیگری،  همچنانکه نمی توان با صدور اطلاعیه و دعوت مردم به مقاومت، سیل احتمالی یا فرونشست تهران یا خشک شدن دریاچه ارومیه را متوقف کرد، جلوگیری از تورم نیز کار دستوری و نسخه ساده ای ندارد. درخواست اخیر پنج نماینده مجلس از دولت برای رفع مشکلات معیشتی به خودی خود و صرفا با دستور خاص ریاست جمهوری میسر نمی شود. برای نمونه، محمود عباس زاده برای دعوت از سرمایه گذار سویسی جهت اتمام بیمارستان نیمه کاره در مشکین شهر با مانع مستقیم برخورده کرده است. ایجاد بستر سرمایه گذاری با قهر جهانی همخوانی ندارد. نیاز به بیمارستان اولویت مردم است و نه لزوما و صرفا اقتدار حاکمیت در ساخت و فروش پهباد به تک شریک اقتصادی ما روسیه و کشورهای حاشیه دریای خزر. مثال دیگری از نماینده مرند در باب افزایش قیمت دارو و درخواست دولت برای رفع این بحران نیازمند یک کار و جهادی تببینی از این بعد دارد که باید دید چه باید کرد؟ وقتی شفافیت در بعد مدیریتی و تعارفات بین مجلس و دولت به نقطه صفر رسیده، چه انتظاری باید از مردم داشت تا به صورت آحادی اعتمادی به نظام اقتصادی و مدیریتی کشور داشته باشند؟ این عدم اعتماد عمومی به دولت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، از دید جامعه جهانی در فضای باز رسانه ای امروز پوشیده نمی ماند. یعنی دیپلمات ما در عرصه بین الملل نیز حرفی برای گفتن در عرصه گفتگوهای جهانی نخواهد داشت. همتای دیپلماتیک ما در عرصه اقتصاد یا همکاری به دلیل ضعف مدیریت داخلی و سلب اعتماد عمومی مردم به دولت، رغبت به همکاری و رسیدن به هر گونه توافقی را در اولویت قرار نمی دهد و چه بسا از آن طرفه نیز خواهد رفت.

در تحلیل کلی و نهایی، آنچه کشور ما می طلبد، تعامل سازنده و نزدیک با همه همسایگان و جامعه بین الملل است. همچنانکه یک خطا می تواند سیلاب طغیانگر و خانمان سوزی را به بار آورد، کار در عرصه اقتصاد و حکمرانی کشور نیز در این شرایط بحرانی، با یک خطای ساده ممکن است امنیت ملی و حاکمیت ملی ما را به هم بریزد. اتفاقا بحران آینده صرفا بحران تورم نیست بلکه بحران کم آبی های گسترده، ریزگردها، بحران هایی به قولی زیست محیطی است که در انتها به بحران های دیگری خواهد انجامید. امروز دولت و مجلس فرصت اشتباه ندارند. وقتی جان مردم در اثر سیلابها از میان می رود و تورم نبض اقتصاد اکثریت قریب به اتفاق مردم را آهسته کرده است، صحبت از خطای دوباره و کم توجهی به خواسته های مردم در باب توقف وضعیت جنگی با جهان کاملا منطقی است. امروز نگاه مردم به مسولین حزبی نیست. مردم دنبال رسیدن به یک امنیت پایدار در همه عرصه های زندگی هستند. نمایندگان مجلس به دنبال سرمایه گذار می گردند، در حالی که کارگزاران دنبال کوبیدن طبل جنگ باشند، این مهم به دست نخواهد آمد.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: