اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

گزارهای ماه های اخیر حاکی از ادامه روند افزایشی فرار سرمایه از کشور است و تخمین زده می شود که رقم فرار سرمایه از  12 میلیارد دلار گذشته باشد. هرچند صادرات نفتی در سال 1400 بهتر از سال 99 بود، ولی بنظر میرسد بخش قابل توجهی از این درآمد ارزی از کشور خارج شد است. باید توجه داشت که فرار سرمایه و خروج رسمی سرمایه دو پدیده متفاوت است و با توجه به مخفیانه بودن فرار سرمایه، نمی توان رقم دقیقی در این زمینه ارائه کرد. ولی بر اساس روند تغییرات تراز پرداخت ها در سالهای 99 و 1400، برآورد می شود که در سال گذشته، 12.2 میلیارد دلار از کشور خارج شده است.

باید توجه داشت که خالص حساب سرمایه در همه سالهای دهه 90 شمسی، منفی بوده که این امر بیانگر عدم سرمایه گذاری قابل توجه و فرار سرمایه به مقاصد دیگر در خارج از کشور است. بر اساس آمارهای بانک مرکزی، از سال 1384 تا 1399، بیش از 170 میلیارد دلار سرمایه از کشور خارجه شده است که بطور متوسط، معادل خروج سالانه 11.5 میلیارد دلار بوده است. بر این اساس، فرار سرمایه در سال 1400 تفاوت فاحشی با آمارهای یک دهه گذشته نداشته و این امر نشان می دهد که اقتصاد ایران از مشکل مزمن ناامنی سرمایه گذاری رنج می برد. ادامه تحریم ها و انزوای اقتصادی کشور به همراه سوءمدیریت‌ها و سوء سیاستگذاری ها باعث شده که از یک سو سرمایه خارجی وارد کشور نشود و از دیگر سو، سرمایه داخلی هم به خارج گسیل شود.

اگر رقم تخمیمی فرار غیر رسمی سرمایه و رقم رسمی خروج سرمایه از کشور را با هم جمع بزنیم، با رقم هایی نجومی روبرو می شویم. پیشتر مسعود خوانساری، رئیس اتاق بازرگانی تهران گفته بود فقط در ظرف دو سال، 100 میلیارد دلار سرمایه‌ موجود در ایران، از کشور خارج شده است. به هرحال باید توجه داشت که سرمایه بالطبع طالب امنیت است و دولت نمی تواند با اقدامات دستوری و از بالا به پایین، از خروج سرمایه از کشور جلوگیری کند. راه حل اصولی، ایجاد یک فضای با ثبات اقتصادی و تجاری در کشور است که این امر هم خود مستلزم رفع تحریم ها، تعامل سازنده با جامعه بین الملل و نظام بانکی جهانی می باشد.

فرار سرمایه ایرانیان به ترکیه، نمونه خوبی از وضعیت روانشناسی عمومی ایرانیان و رفتار منطقی هموطنان صاحب سرمایه ماست. در شرایطی که ارزش ریال وابسته به تحریم ها و قطعنامه های بین المللی علیه کشورمان است و در شرایطی که حاکمیت، سیاست و ایدئولوژی را مقدم بر اقتصاد و معشیت مردم قرار داده، نباید انتظار داشت که ایرانیان صاحب سرمایه بیکار بنشینند و منفعالانه شاهد کاهش ارزش دارایی های ریالی خود باشند. در همین راستا بوده که بخش زیادی از پول های فراری از ایران، به حوزه مسکن در خارج از کشور مهاجرت کرده است. گزارش‎ها حاکیست در سال 1400 به ارزش 2.7 میلیارد دلار مسکن در ترکیه خریداری کرده اند و رتبه اول را در میان خارجیان سرمایه گذار در مسکن ترکیه داشته اند. این روند را در شکلی خفیفتر در گرجستان و دیگر کشورهای همسایه ایران که وضعیت اقتصادی باثبات‌تری دارند نیز می‌توان مشاهده کرد.

بر اساس آمارهای دولت ترکیه، در سال 1400 بیش از چهار میلیارد دلار سرمایه ایرانیان، برای خرید ملک، تأسیس شرکت، سفر تفریحی و خرید اقلام مصرفی در ترکیه شده است. بر این اساس، ماهانه به‌طورمیانگین بیش از یک میلیارد دلار از منابع ارزی کشور بدون آورده اقتصادی از کشور خارج و صرف خرید ملک و کالا در کشورهای خارجی می‌شود. کمیل طیبی، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان معتقد است: مهم‌ترین نکته‌ای که درباره شرایط فعلی ایران صادق است، تحریم‌هاست که عملاً برای بهبود فضای کسب‌وکار موانعی را ایجاد کرده و موجب ناامنی سرمایه‌گذاری شده است؛ چراکه سرمایه جایی می‌ماند که امنیت داشته باشد و در این شرایط، چنین امنیتی احساس نمی‌شود. وی افزود: البته با اقداماتی چون اصلاحات ساختاری مثل نظام مالیاتی و کنترل تورم می‌توان تا حدود انگیزه‌های لازم را برای فرد سرمایه‌گذار در داخل فراهم آورد و مانع فرار سرمایه‌ها به خارج از کشور شد. ‌

با ادامه کاهش ارزش پول ملی و انزوای بیشتر ایران، نمی توان امیدی به تغییر روند فرار سرمایه از کشو داشت. رابطه ارزش پول ملی و خروج سرمایه امری فراگیر است که در دیگر کشورها هم دیده می شود. همانطور که پیشتر هم اشاره کرده بودیم، نمونه این روند را می توان در بحران سال 1997 میلادی در آسیا دید که منجر به فرار سرمایه از هنگ کنگ، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور شد و اثرات مخربی بر بازارهای بورس سایر کشورهای گذاشت. آرژانتین هم نمونه‌ای دیگر از این وضعیت بود که سالها به دلیل بی ثباتی ارزی و تورم شدید با فرار سرمایه روبرو بود. نمونه دیگر چین است. در سال 2015 پول ملی چین چندین بار با کاهش ارزش روبرو شد که خروج سرمایه‌های فراوانی از آن کشور را به دنبال داشت.

در پایان باید افزود که فرار سرمایه های پولی را جدا از فرار مغزها نمی توان مورد تحلیل قرار داد، زیرا که هر دو پدیده، ریشه در عدم ثبات اقتصاد و سیاسی و نبود امید در داخل کشور دارد. همانطور که فرخ گلباز، استاد مدیریت تحلیل کرده، در یکی دو سال گذشته، سیل مهاجرت در ایران، به سونامی مهاجرت تبدیل شده که این امر ناشی از دلایل اقتصادی و مالی گرفته تا دلایل اجتماعی، محیطی و سیاسی می باشد. اما بر اساس آمارها، مهم‌ترین عامل محرک در خروج ایرانیان و کاهش امید آنها به آینده در کنار مسائل و چالش‌های اقتصادی است. در این راستا، خروج کشور از انزوای اقتصادی و رفع چالش‌های تجاری میتواند به رشد مهاجرت معکوس سرمایه و انسان به ایران مؤثر باشد‌.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام