به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

وضعیت دولت در خصوص مذاکرات اتمی و احیاء برجام، آدمی را به یاد ضرب المثل «با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» می‌اندازد. از یک سو، حاکمیت علاقمند است که وجهه از خود نشان دهد که حاکی از تقابل با غرب و نیز بی‌اهمیت جلوه دادن تحریم ها باشد، ولی از دیگر سو، انزوای کشور و مشکلات اقتصادی کشور به حدی رسیده که هیچ کس جرات آن را ندارد که عملا مذاکرات را مختومه اعلام کند زیرا این کار به این معنی خواهد بود که حاکمیت مسئولیت بحران اقتصادی را پذیرفته و البته راه حلی هم برای آن ارائه نداده است. در واقع راه حل های مختلف، از نگاه به شرق گرفته تا تاکید بر اقتصاد مقاومتی، ایده‌هایی است که هیچ گاه ارزش عملی خود را به اثبات نرسانده اند. درمقابل اما، برجام نشان داده که از قابلیت های عملی برای خارج کردن ایران از انزوا و خروج کشور از بحران اقتصادی برخوردار است.

برجاممقامات کشورمان اما باید متوجه باشند که نمی‌توان تا ابد این بازی یک پا به پیش و یک پا به پس را ادامه داد و هم صبر مردم در داخل، و هم صبر جامعه جهانی به سر خواهد آمد. همانطور که مهدی ذاکریان، استاد روابط بین‌الملل، یادآور شده: پنجره دیپلماسی بسته نمی‌شود، اما فرصت های دیپلماتیک ایران دارد کم می‌شود. ما شاهد هستیم که طرف مقابل درحال تشدید فضا علیه ایران است و آرام آرام دارند با هم متحد می شوند... نباید شرایط را با دو سال پیش مقایسه کنیم، زیرا در آن زمان، جنگی میان روسیه و اوکراین نبود و اجماعی برای خارج شدن از برجام وجود نداشت. این در حالیست که اکنون جنگ اکراین بسیاری از تعاملات را به هم زده و غرب را متحد کرده است. ذاکریان می افزاید، «در حالی که همه معتقدند ایران می توانست از بحران اوکراین و روسیه امتیاز بگیرد، اما تعلل کرد و از این فرصت استفاده نکرد، از این رو معتقدم و تکرار می کنم که پنجره دیپلماسی با توجه به فشارهای اقتصادی و سیاسی که بر روابط سیاسی و دیپلماتیک طبیعتا تاثیر می گذارد در حال بسته شدن است.» در این راستاست که تعلل دولت رئیسی و تیم مذاکره کننده ایرانی به شدت به ضرر کشور تمام می شود.

ما بارها در خصوص استراتژی نگاه به شرق نوشته‌ایم و ضعف های این رویکرد را تحلیل کرده ایم. اکنون پس از سفر پوتین به ایران، برخی بر این باورند که امضای تفاهم‌نامه ایران و روسیه، امیدهایی نسبت به مناسبات 40 میلیاردی دو کشور ایجاد کرده و از همین رو، نیازی به برجام و بطور کلی تعامل سازنده‌تر با غرب و جامعه جهانی وجود ندارد. اما همانطور که محمد مهاجر یادآور شده، تعاملات اخیر اقتصادی روسیه با ایران تنها در حد یک تفاهم نامه و موضع گیری سیاسی بوده و برای تحقق مفاد این تفاهم نامه به زمان زیادی نیاز است. در ضمن، باید در خصوص همسویی روسیه با ایران در حوزه اقتصادی و تجاری با دیده تردید نگریست. در ضمن نمی توان مطمئن بود که با  امضای تفاهم نامه، در عمل روس‌ها گامی برای اجرایی کردن آن بردارند. به هرحال مسکو بر اساس منافع خود به همراهی با جمهوری اسلامی نیاز دارد و ایران هم نباید به قول معروف، همه تخم مرغ هایش را در سبد مسکو  بگذارد. در ضمن باید به فضای کنونی روسیه هم نگاه کرد و متوجه بود که روسیه بعد از تجاوز به خاک اوکراین دچار مشکلات گسترده‌ای است، از انزوای دیپلماتیک تا تحریم‌های گسترده و بی سابقه. از همین رو، طبیعی است که روسیه در این شرایط بخواهد در برخی مسائل در برابر ایران از خود انعطاف نشان دهد، اما این استراتژی بسیار حساب شده و کوتاه مدت خواهد بود.

به هرحال با بررسی سناریوهای مختلف می تواند دید که ما بدیل مناسبی برای برجام نداریم و تنها راه منطقی، احیاء برجام است. همانطور که احمد زیدآبادی یادآور شده: از زمانی که مذاکرات در دولت رئیسی شروع شد در دوره ها و مقاطع مختلف دائما از مرگ برجام و عدم احیای توافق هسته ای سخن گفته اند و حتی برای آن (مرگ برجام)، بازه های زمانی تعیین کرده اند. اما کماکان این وضعیت تا به اکنون ادامه داشته و برجام هم نمرده است. چون واقعا دولت در وضعیتی نیست که بخواهد یا بتواند مسئولیت، بار و هزینه شکست رسمی مذاکرات هسته ای و عدم احیای برجام را بپذیرد. بنابراین سعی می‌کند که این مذاکرات به صورت کج دار و مریز ادامه پیدا کند، حتی اگر این سیاست به صورت یک امر تاکتیکی باشد. به هر حال اعلام رسمی شکست مذاکرات و مرگ برجام یک حالت «انفجاری» را در داخل کشور ایجاد می‌کند، چون علاوه بر تاثیرات مستقیم و فوری بر شرایط اقتصادی و معیشتی و شکل گیری تورم غیرقابل مهار و غیرقابل کنترل، آثار مخرب روانی هم بر افکار عمومی خواهد داشت. از همه مهمتر آن است که هیچ راهی برای جایگزینی برجام وجود ندارد.

با ادامه تحریم ها و انزوای سیاسی و اقتصادی کشور، مشکلات معیشتی مردم شدیدتر می شود و با گذشت زمان، راه خروج از این وضعیت بیش از پیش دشوارتر خواهد شد. با نگاهی به مشکلات کلان اقتصادی کشور، می توان دید که دستکم در نیمی از موارد، مشکلات ما ناشی از تحریم ها و انزوای اقتصادی کشور است. مسعود خوانساری، رئیس اتاق تهران در یادداشتی، به چهار چالش اصلی اقتصاد ایران اشاره می کند: تورم، بحران آب و تامین مواد غذایی، آشفتگی مالی نظام بانکی و بی‌توجهی به صادرات غیرنفتی. با نگاهی به این چالشها می توان دید که دستکم در دو مورد بحران بانکی و صادرات، انزوای ایران و تحریم ها نقش مستقیمی بازی می کند. متاسفانه فرصت زیادی برای احیاء برجام باقی نمانده است، و هرچند که این امر حلال همه مشکلات اقتصادی کشور نخواهد بود، ولی شرایطی فراهم خواهد کرد تا امکان پیگیری اصلاحات اساسی و احیاء اقتصاد کشور فراهم گردد.

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: