اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

وضعیت آشفته حاکمیت فوتبال در کشورمان آینه تمام نمایی از حاکمیت سیاسی و دیپلماتیک ماست. سوءمدیریت در بازی‌های تدارکاتی یادآور اشتباهات ما در حوزه دیپلماسی است که کشور و اقتصاد را به انزوا کشانده است. عدم رابطه خوب با دنیای فوتبال، نمونه از رابطه نامناسب ما با جامعه بین المللی است. در همین حال، دشواری تراکنشهای مالی برای بازیکنان و مربیان به شدت ناشی از وضعیت کلی اقتصادی کشور و فشار تحریم ها و مشکلات سویفت برای ایران است.

ساختار فوتبال ایران در حوزه حکمرانی فاسد و معیوب است. این جمله کارشناسان و خبرنگاران ورزشی در برنامه «بدون توقف» در شبکه سه سیما کشور است. قریب به کمتر از یک سال پیش مباحثی چون فساد در فوتبال، رابطه فوتبال و حکمرانی، ضعف شدید ساختاری در مدیریت، فساد مالی و دلال مسلکی، ساختار ناسالم و انتخاب های غیرحرفه ای روسای فوتبال از جمله مواردی بودند که در این برنامه بدان اشاره شد. نکته قابل توجه این بود که در انتهای برنامه با این نتیجه گیر هم به پایان رسید: «واقعیت این است که قدرت ثروت از همه چیز بالاتر است و هر جا که ثروت باشد فساد هم هست.» اتفاقات فوتبالی اخیر از عزل موقتی سرمربی در روزهای اخیر تا لابی گری برای انتخاب سرمربی جدید و سپس ابقاء مجدد سرمربی تیم ملی دز سمت خود دست کم نشان می داد آنچه در برنامه بدون توقف بدون هیچ روتوشی مورد بحث قرار گرفت، در سطح فوتبال کشور در آستانه بازی های جام جهانی چون زخمی کهنه سربرآورده است. به عبارتی، مولفه هایی که در فوتبال کشور دیده می شود مشتی است نمونه خروار از مدیریت اقتصادی در سطح بالاتر اداری و مدیریتی در سطح کلان.

شاخصه دموکراتیک بودن نظام اداری در هر تشکل یا نهادی از ملزومات موفقیت آن است. عدم توجه به ساختار اداری و مدیریتی، ضعف در مدیریت منابع انسانی و کم توجهی به کار پایه ای و زیرساخت سازی در فوتبالی که سبقه طولانی در کشور ما دارد از موارد ناکارامدی در مدیریت فوتبالی است. در تحلیل حسین نخعی شریف در تحلیل از تشکیلات فوتبال ایران، نداشتن انسجام تشکیلاتی و مدون چه در فدراسیون و چه در هیات های زیر مجموعه، و عدم مشخص بودن و شفافیت منابع مالی پاشنه آشیل فدراسیون عریض و طویل فوتبال ایران است. دانیل کافمن، اقتصاددان نهادگرا و از نظریه‌پردازان برجسته حکمرانی‌ خوب، با تجزیه و تحلیل آماری خود از دو عامل تعیین کننده در موفقیت در فوتبال کشورها پرده بر می دارد: اول، کیفیت حکمرانی دموکراتیک و دوم، شاخص میزبانی و تعداد هواداران. در مورد نکته اول، او بر این عقیده است که حفاظت از جامعه مدنی، آزادی های مدنی و سیاسی سایر عوامل موفقیت تشکیلاتی در جامعه را کنترل می کند. در همین راستا طبق بررسی ها او از جام جهانی 2014، کشورهایی با شاخص جهانی حکمرانی بالا، هفتاد درصد شانس صعود به مرحله یک شانزدهم نهایی را پیدا می کنند و کشورهای با شاخص پایین با 30 درصد احتمال صعود به مرحله بالاتر را دارند. اگر مصداقی تر در مورد فوتبال کشور خودمان صحبت کنیم، با توجه به تمام ابهامات و عدم شفافیت در انتخاب سرمربی بعد از دوران کی روش و بی تدبیری در انتخاب ریاست فدراسیون فوتبال نشان از شاخص بسیار پایین در ضعف مدیریتی است که جلوه بیرونی آن در عالم سیاسی ما نیز کاملا مشهود و بارز است.

رخدادهایی جانبی اخیر در کشور در عرصه فوتبال در دولت سیزدهم نیز گواهی بر عدم شفافیت و به طور خاص «دستوری» عمل کردن مسولین در عرصه حکمرانی است. امیر ناظمی به نقل از خبرآنلاین، در رابطه با برخوردهای ناصواب با بانوان کشور در حاشیه بازی فوتبال ایران و لبنان در مشهد با طرح سوالاتی اساسی چون انتخاب شهر مسابقه، عدم مشخص شدن عامل دستور عدم حضور بانوان علی رغم فروش بلیط و استفاده از گاز فلفل به عدم وجود توازن بین مسولیت و  اختیار در نظام اداری کشور، احترام به پاسخگویی و حقوق شهروندی اذعان داشته و نتیجه می گیرد که فوتبال دارد وضعیت فاصله‌دار ما با توسعه و مولفه‌های حکمرانی خوب را برای ما اشکار می‌کند. در حقیقت خود بازی در سطحی کلانتر نشان از عدم وجود حکمرانی مناسب و پاسخگوست. حتی در همین مثال عینی، سکوت چند روزه بعد از اتفاقات از طرف دولت و بعد دستوری عمل کردن و حکم به پیدا کردن ناقضین از سوی ریاست جمهوری نه مقصر و نه عامل حکم را مشخص کرد و عملا مشخص نشد چه کسی با چه اختیاری حکم استفاده از گاز فلفل و عدم اجازه به حضور به بانوان را داده بود. در اصل، تا به امروز نیز این مساله مسکوت مانده و صرف دستوری جلوه دادن یافتن مقصر یا عامل دردی را دوا نکرده است. در اصل، عدم شفافیت در مدیریت این مساله موضوعی است فرافوتبالی و کاملا ناسنجیده.

فوتبال به مثابه یک پدیده اجتماعی نمادی از ارتباط بین ملت و دولت است. مجید الماسی، کارشناس اقتصادی، در فوتبال، تیم‌های ملی با شاخص و معیار منفعت ملی پا به عرصه رقابت می‌گذارند بنابراین ارتباطات مالی، خویشاوندی و تجاری نمی‌تواند معیار موفقیت بازیکن و تیم در رقابت‌ها باشد. بر این اساس، در نظام حکمرانی نیز معیار و ملاک اصلی باید منافع ملی باشد. حضور دلالان و نابلدان در عرصه مدیریت فوتبال علی الخصوص نقش اقتصادی سپاه پاسداران در مدیریت نظام فوتبالی و حرف و حدیث هایی که تقریبا همیشه از گوشه و کنار بر فوتبال ایران تاثیر گذاشته است، همه و همه نشانگر نوعی بی بندباری در نظام مدیریت و حکمرانی فوتبال است که نمود بیرونی آن نه تنها در عرصه اقتصاد فوتبال بلکه در جهان اقتصاد و عرصه دیپلماسی نیز کاملا مشهود است. باید پرسید که حضور پررنگ نهادهای موازی، فساد ریشه دار در نظام حکمرانی که نمود آن در فوتبال هم قابل رویت است، چه پیامدی بر جامعه دارد؟ آیا نمی بینیم و نمی شنویم که مردم و ورزشکاران در مورد فساد موجود و دستهای دلالی در عرصه فوتبال چه می گویند؟

فوتبال مصداق مشت نمونه خرواری است از جامعه ما در یک قاب ورزشی. بازی های تدارکاتی  فوتبال، شبیه کم کاری ها در  حوزه دیپلماسی اقتصادی با کشورهای منطقه است. عدم رابطه خوب با دنیای فوتبال ما را نیز تحت تاثیر قرار داده است. تیم کشورمان با تمام قابلیتهای خود نمی تواند به راحتی با هر کشوری بازی کند. انتقال و تراکنشهای مالی برای بازیکنان و مربیان به شدت تحت تاثیر تحریم ها و سویفت در مواردی برای ما بحران زا شده است. در شرایط حساس کنونی که مدیریت غیرعلمی و غیر دیپلماتیک و خردمندانه بر فوتبال حکمرانی می کند، نمی توان از مردم با این وضعیت معیشتی نامناسب انتظار داشت اعتمادی به وضعیت اقتصادی و دیپلماسی داشته باشند و تنها به حضور سرد و بی رمق در جام جهانی اکتفا خواهند کرد.

 

 

 

 

 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام