به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

پوتینرویدادهای مهمی در عرصه دیپلماسی جهانی در حال وقوع است، از جنگ اوکراین گرفته تا ناکامی سیاست خارجی کشورمان برای خروج از انزوای بین‌المللی. در این میان، با توجه به نقش محوری دولت مسکو در دیپلماسی بین المللی کشورمان، تحلیلی جایز است که ببینیم روسیه در این اثنا برای اقتصاد کشور ما چه رهاوردی داشته است. ارتباط‌گیری پرشتاب‌تر ما با کشورهای مستقل مشترک المنافع در ماه های اخیر به نظر می رسد در نهایت وابسته به تصمیماتی است که در مسکو گرفته می شود. یک سوال اساسی این است که روسیه که خود در حال حاضر درگیر جنگ اوکراین است و با تبعات تحریمی ناشی از آن با دنیای غرب دست و پنجه نرم می کند، چگونه و تا چه اندازه ای حاضر است دوستی با کشور ما را نیز در معادلات مبارزه با تحریم های خود جای دهد؟ رهاورد اقتصادی روسیه پیش از جنگ اوکراین و نقش محوری آن در احیای برجام چه بوده که بتوان در آینده و ملاقات احتمالی با مقامات کشورمان، امید را به بازار و اقتصاد کشور ما باز آورد؟

با نگاهی به حجم معاملات بین دو کشور در دهه های گذشته، دورنمای روند توسعه بیشتر با روسیه - بعد از بحران اوکراین و شرایط ویژه کنونی - شاید قابل پیش بینی باشد، ولی لزوما قابل اتکا نیست. برای نمونه، بر اساس آمار رسمی، ایران و روسیه در سال 2019 یک میلیارد و 590 میلیون دلار مبادلات بازرگانی داشته‌اند که یک میلیارد و 198 میلیون دلار آن را صادرات به ایران و 392 میلیون دلار را واردات از ایران شامل می‌شود. البته با امضای قرارداد اخیر اورسیا و ایران این حجم به سرعت به پنج میلیارد دلار می رسد ولی اگر به همین اعداد در دوران اقتصاد اصلاحات نگاه کنیم، تقریبا همین حجم یا کمی بالاتر از آن نیز در عمل بین دو کشور انجام می گرفت. به بیانی دیگر، حجم معاملات در دولت یازدهم شتاب کافی را نداشت ولی کم کم در دولت سیزدهم به حجم قبلی خود برابر با  دوران اقتصاد اصلاحات خواهد رسید. ولی رسیدن به 5 میلیارد دلار تعامل تجاری هم قابل بحث است و بیش از حد به شرایط بی ثبات امروزی منوط است. وقتی کفه دیپلماسی کشور ما به شدت تحت تاثیر گفتگوهای برجامی بر اهرم روسیه میچرخد و شرکای دیگری در اروپا (مثلا ایتالیا ) که می توانند هم تراز روسیه باشد، اتکا کامل و یکجانبه به روسیه، اگر هم متصور باشد خالی از شبهه و بی خدشه نیست. اتفاقا جریان دیدارهای اخیر مقامات ما با همتایان ایتالیایی نشان از این دارد که مقامامات ما متوجه اهمیت تعامل تجاری با اروپا هستند ولی متاسفانه با عدم وجود ملزومات تجاری لازم (در راس آنها ف ای تی اف و برجام) افق روشنی برای تحقق تعامل تجاری با اروپا وجود ندارد.

وقتی به سبقه گروه بریکس و نقش محوری تمایل به سویفت زدایی بین سه کشور چین، روسیه و هند هم که توجه کنیم، با توجه به تحولات اخیر در حوزه جهانی و بحران های پیش روی روسیه در عرصه بین الملل، امکان ایران برای بهره برداری اقتصادی از تعامل (و نه لزوما پیوستن به این گروه) خام اندیشانه است. به عبارتی، این روسیه نبوده که ایران را به تعاملات بریسکی دعوت کرد بلکه چین چنین پیشنهادی داد ولی عملا به خاطر تغییر وضعیت نظم جهانی، امید بستن به هر کدام از اعضای گروه خود جای سوال دارد، چه رسد به ایران که صرفا با چین و روسیه همراهی می کند و شراکت با هند یا برزیل نه در ابعاد وسیعی است و نه تحریم ها اجازه مانور اقتصادی و شراکت سنگین را به ما می دهند. البته در دیدار اخیر روسای بانک مرکزی ایران و روسیه، تاکید بر اتحادیه اقتصادی اورآسیا، سازمان همکاری‌های شانگهای و بریکس جزو محورهای صحبتهای طرفین بوده ولی در عمل از این صحبتها فعلا نه بر معاش مردم کشورمان و نه بر اقتصاد ما تاثیر مثبتی نداشته است. البته صحبت از رسیدن حجم معاملات به 5 میلیارد دلار در وضع کنونی رقم قابل قبولی بعد از دو دولت به حساب نمی آید. یعنی اقتصاد تراکنشی ما با روسیه عملا  به همان حجم مالی قبلی در بیست سال گذشته رسیده است (البته بدون توجه به تورم و حداقل گذشت دو دهه). اما به نظر می رسد پروژه اقتصادی روسیه رسیدن به حجم 8 میلیارد در دوره دوساله و 15 میلیارد در قرارداد 15 ساله با روسیه است. سوال مهم برای اقتصاددانان این است که این میزان چه حجمی از معاملات از صادرات ایران به روسیه را شامل می شود؟

البته سخن گفتن از دو برابر شدن حجم معاملات در دو سال آینده ممکن است در پرتو تقاضای اخیر روسیه برای پهبادهای ایرانی و پروژه های نظامی میسر باشد. ولی آنچه پیداست، با توجه به اعلام بی طرفی ایران در قضیه اوکراین و چالشهای پیش روی ما در عرصه جهانی به خصوص نور کم سوی رسیدن به احیای برجام و پیچیدگی های موجود با اروپا، باز مصداق گذاشتن همه تخم مرغ های در تک سبد روسیه است. محتوای فصل نوین روابط با روسیه هنوز بر کسی آشکار نیست. زمزمه هایی از دلارزدایی معاملات برای دور زدن تحریم ها در گزارش خبرگزاری فارس در دیدارهای ماه گذشته به چشم می خورد ولی معلوم نیست این به اصطلاح راهبرد جدید تا چه اندازه برای سفره و معاش مردم کشورمان مفید باشد. سوال مهمی که اقتصاددانان و مقامات عرصه دیپلماسی اقتصادی باید بدان پاسخ دهند این است که سهم ایران از افزایش مراودات چه خواهد بود؟ سود و زیان ناشی از گسترش روابط به هر قیمتی با روسیه با توجه به امپاس خود روسیه در زمینه تراکنشهای اقتصادی چه خواهد بود؟ در شرایط کنونی علی رغم حجم بالای تبادلات و مراودات، روسیه به شدت از آثار فوری تحریم های اوکراینی آسیب دیده و به زعم کارشناسان آسیب های جدی جلوه اصلی خود را در سالهای پیش رو بر پیکره اقتصاد روسیه وارد خواهند کرد. همانطور که پیشتر  هم تاکید کردیم اکنون در بازار تجاری تحریم‌زده، ما باید با روسیه رقابت کنیم، زیرا این کشور پس از حمله به اوکراین در فهرست تحریم‌ها قرار گرفته و از همین رو، تخفیف‌های چشمگیری روی اقلام مختلفش اعمال کرده است. در نتیجه تا حدودی جای ایران را در بازار محصولات صادراتی در دو کشور چین و هند گرفته است. تا پیش از جنگ، روسیه در بازار غیررسمی صادرات، رقیبی برای ایران دیده نمی‌شد، اما اکنون سایه روسیه بر سر بازارهای صادراتی غیررسمی ایران دیده می‌شود.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: