به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

مفهوم قدرت ژئواکونومیک پس از پایان جنگ سرد و با کاهش اهمیت قدرت نظامی یا قدرت سخت بیشتر مطرح شد. در برخی تعاریف، ژئواکونومیک، استفاده از ابزارهای اقتصادی برای دستیابی به اهداف ژئوپولتیک است و برخی دیگر با تغییر جایگاه هدف و وسیله، معتقدند قدرت نمایی ژئوپولتیک برای دستیابی به نتایج مطلوب اقتصادی است. در هر صورت، می‌توان ژئواکونومیک را در فعل و انفعال میان اقتصاد، مختصات ژئوپولتیک و سیاست های راهبردی کشورها تعریف کرد. آیا با وجود وضعیت اقتصادی کنونی و نوع روابط ما با کشورهای منطقه و جامعه بین المللی، صحبت از ارجحیت‌های ژئواکونومیک ایران محلی از اعراب دارد؟ 

وقتی عمده تلاش های اقتصادی ما مصروف دور زدن و خنثی سازی تحریم های هسته ای شده و وقتی روابط ما با همسایگان و جامعه بین الملل بر مبنای ایدئولوژی و از جنس تقابل است، نمی‌توانیم از مزیت‌های ژئواکونومیک ایران سخن گفت. مولفه های ژئواکونومی، جغرافیا، قدرت و اقتصاد هستند و ما به غیر از مولفه جغرافیا، از دو مولفه دیگر یعنی قدرت و اقتصاد برخوردار نیستیم. دستگاه دیپلماسی کشورمان از قدرت ژئواکونومیک ایران سخن می گوید ولی باید توجه داشت که ژئواکونومی ما بدون «اکونومی» است و «ژئوی» ما نیز یک توانایی بالقوه و تابعی از سیاست ها و رویکردهای منطقه ای و بین المللی است.

با پایان جنگ سرد تحولی در مفوم ژئوپولتیک رخ داد و اندیشه ژئواکونومی رشد کرد. منطقه خاورمیانه اهمیت نظامی و ژئواستراتژیک سنتی خود را از دست داد. قلمروهای ژئواستراتژیک گذشته که متاثر از معیارها و شاخص های نظامی بودند با مرزبندی ها و ابعاد جدید ژئواکونومیک تغییر شکل دادند. همانطور که محمدحسن نامی و علیرضا عباسی یادآور شده اند، در قرن حاضر، مناطق حائز اهمیت از منظر ژئواکونومی عبارتند از آمریکای شمالی، اروپای غربی، خاورمیانه (بهتر است بگوییم خلیج فارس)، آسیای جنوب شرقی، محور مسکو لنینگراد و هند. در این تحلیل آمده که چهار منطقه از این مناطق از تولید انبوه برخوردارند و مصنوعات خود را به سایر کشورها صادر می کنند و تنها منطقه خلیج فارس است که مواد خام صادر می کند. یعنی ما در بهترین حالت با خام فروشی می توانیم ادعا کنیم که سهمی در «قدرت ژئواکونومیک» داریم که این موضوع چندان مایه فخر و مباهات نیست. 

ذکر این نکته نیز لازم است که اهمیت خلیج فارس تنها از نظر محور انتقال انرژی در معادلات ژئواکونومیک منظور شده است. بنابر این، ایران از «جایگاه ژئواکونومیک» برخوردار نیست، بلکه می تواند از جایگاه ژئواستراتژیک خود در مناطقی که اهمیت ژئواکونومیک دارند، بهر ببرد. 

در همین راستا، همکاران ما در مرکز پژوهش های اتاق بازرگانی در گزارش «کریدورهای منطقه ای و موقعیت ژئواکونومیک ایران» چالش ها و محدودیت های مسیرهای پیرامونی ایران را بررسی کرده اند.  مطالعه دقیقتر این گزارش را به شما واگذار می کنیم ولی در ادامه به برخی از چالش های موجود اشاره خواهیم کرد چراکه برخی از این کریدورها با محوریت ایران و برخی به نقل از این گزارش با ماهیت «ضد ایرانی» برای دور زدن ایران طراحی شده اند که این موضوع باید توجه ما را به سیاست ها و رویکردهای منطقه ای مان جلب کند. 

در این گزارش آمده  «هشت مسیر ترانزیتی عمده در منطقه پیرامونی ایران قرار دارد. در یک دسته‌بندی این مسیرها را می‌توان از منظر عبور کردن یا نکردن آن‌ها از خاک ایران دسته‌بندی کرد. پروژه‌های بندر چابهار، کمربند و راه، گذرگاه اقتصادی شمال-جنوب و گذرگاه اسلام‌آباد-تهران-استانبول مسیرهایی هستند که از خاک ایران عبور می‌کنند و در مقابل، گذرگاه اقتصادی چین-پاکستان، فرا افغان، خلیج‌فارس-مدیترانه و ترانس‌کاسپین پروژه‌هایی هستند که از خاک ایران عبور نمی‌کنند. اهمیت دسته دوم در این است که طراحی عمده این مسیرها، شاید به‌استثناء کمربند و راه، به‌گونه‌ای است که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در رقابت با گذرگاه‌هایی تعریف‌شده‌اند که از ایران عبور می‌کنند ازاین‌رو منافع ایران را به چالش می‌کشند.»

چالش اصلی ایران در ارتباط با هر یک از این گذرگاه ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم به تحریم های هسته ای و بلاتکلیفی برجام مرتبط است. برای نمونه، ایران بهترین مسیر برای دسترسی ترکیه به آسیای مرکزی است اما به واسطه تنش های ایران با جامعه بین المللی، ترکیه ترجیح داده تا از مسیر ترانزیتی ترانس کاسپین استفاده کند. هند برای اتصال به اروپا ترجیح داده تا به جای دالان اقتصادی شمال و جنوب، از دالان اقتصادی خلیج فارس-مدیترانه استفاده کند. این تصمیم هند تا حد زیادی مرتبط با عدم قطعیت هایی است که در خصوص احیای برجام وجود دارد. همچنین ادغام اقتصادی امارات، عربستان، اردن و اسرائیل در اقتصاد جهانی نیز در محاسبات هند برای گزینش این دالان موثر بوده است. توسعه بندر چابهار منوط به حضور هند است که بدون برجام میسر نخواهد شد و در همین حال توسعه بندر گوادار رقیب اصلی بندر چابهار در مسیر شمال-جنوب است که با تعلل در احیای برجام به نفع پاکستان تمام خواهد شد.

جدا از عواقب مستقیم تحریم‌های هسته ای، بخشی از تاثیرات نامطلوب و اما ماندگار این تحریم ها در ضعف ساختارهای سخت و نرم در این گزارش آمده است. در بخش زیرساخت‌های سخت طبیعتا باید به کیفیت بنادر ایران و موقعیت نامطلوب آنها در رده‌بندی بنادر در جهان توجه کرد. در خصوص ضعف زیرساخت های نرم، توجه به محیط کسب و کار، ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، ارتباط ایران با نظام مالی بین المللی و ثبات سیاسی ایران لازم به نظر می رسد.

بزرگترین مانع بهرهمندی اقتصادی از موقعیت جغرافیایی، مسئله ابهام در خصوص آینده همکاریهای اقتصادی به واسطه تحریمها است؛ تحریمها علاوه بر فرسایش توان دولت برای توسعه زیرساختهای لازم برای ایفای نقش پررنگ ایران در دالانهای اقتصادی بین المللی، شرکتها و دولتهای خارجی را نیز با عدم قطعیتهای مهمی روبرو کرده کـه بهره گیری از مسیرهای جایگزین را ولو بـه قیمت افزایش زمان و هزینه ترجیح می دهند. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: