به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

مدیریت کارآمد آب یکی از شاخصه های اصلی حکمرانی خوب است و بدون امنیت منابع آبی یک کشور، دستیابی به توسعه پایدار در اقتصاد و حفظ امنیت ملی ناممکن است. از سویی، آب قابل استفاده انسان منبع کمیابی است که توزیعی ناموزون دارد و در بسیاری از نقاط جهان و از جمله کشور ما، مناطق خشک و نیمه خشک فشار آب و کمبود آن بسیار برجسته و مدیریت آن به عنوان یکی از شاخص های اصلی بانک جهانی به شمار می آید. در حالی که رودخانه ها و منابع آبی کشور ما در حال خشکیدن هستند، متخصصین به کارگزاران نظام توصیه می کنند تا عوامل محیط زیستی، کمبود آب و متعاقب آن، امنیت غذایی را به طور خاص با کشورهای منطقه و همسایگان مورد توجه خاص قرار دهند.

سوال اساسی این است که با توجه به وضعیت فعلی و بحرانی آب در کشور، نقش سیاست همسایگی، از یک سو، و رابطه با کشورهای خارج از حوزه همسایگی تا چه اندازه به برون رفت از این بحران کمک خواهند کرد؟ با توجه به بحران سیاست خارجی ایران و کش دار شدن مذاکرات اتمی برای حیاء برجام، انزوای اقتصادی و سیاسی ایران در حال شدت است و این امر باعث شده که در نه در سطح منطقه و نه در سطح بین الملل، دست بالا را نداشته باشیم. این ضعف در سیاست خارجی، در حوزه مدیریت منابع آب نیز خودنمایی کرده و باعث شده که ما نتوانیم حقوق خود را از همسایگانمان بگیریم و در ضمن نتوانیم حمایت جامعه بین‌الملل را نیز جلب کنیم.

طبق گزارش سازمان منابع ملی کشورمان، از میان 31 استان، تعداد استان های خشک و بیابانی از عدد 14 به عدد 21 رسیده است. مهمتر آنکه حتی دسترستی روستاهای غرب کشور به آب آشامیدنی در سال های اخیر عملا متوقف شده است. در شمال کشور و مناطق پرباران، مساله تنها آبهای جاری و کنترل نشده نیست، بلکه معضل مدیریت فاضلابی که کیفیت آب را به شدت کاهش داده و اکوسیستم آبی را بر هم زده است. مسایلی چون گرمایش زمین و تحولات جوی یکی از ساده ترین پاسخ هایی است که دولتمردان از آن به عنوان عامل اصلی بحران آب یاد می کنند. البته سدسازی های بی رویه در شمال غرب کشور و تاثیر آن بر  بحران آب و کشاورزی در نقاط مختلف کشور بر هیچ کس پوشیده نیست و همه از آن صحبت کرده اند. از این روست که مشکل اصلی در سوءمدیریت منابع آبی بوده که آن هم ریشه در این واقعیت تلخ دارد که رانتخواری خصولتی ها (و متاسفانه در مواردی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء سپاه) بر منافع ملی غلبه کرد و منابع آبی کشور ویران شد. اکنون مشکل به زعم بسیاری به یک فاجعه ملی مبدل شده است که نه تنها نسل آینده بلکه گرفتاری نسل حاضر نیز هست. و موضوع چنان حساس و حیاتی است که در کنار بحران معیشتی، ما را در لبه پرتگاه تضعیف امنیت ملی قرار داده است. اما با این توصیفات سیاست های ما در منطقه و با همسایگان در این راستا چگونه بوده و به کدام سو می رود؟

در شمال غرب و غرب، ترکیه با اجرای طرح های توسعه داپ و گاپ و سدسازی های در حوزه آبی دجله و فرات با هماهنگی و دیپلماسی مدیریت آب با دیگر همسایه غربی ما یعنی عراق به نوعی مدیریت آب غرب کشور را در سلطه خود قرار داده است. این اقدامات که بعضا بدون توجه به استانداردهای محیط زیستی از سوی این دو کشور، نه تنها از میزان حقابه کشور ما کاسته بلکه بحرانهای ریزگردها و فرسایش خاک را نیز دامن زده است. حتی پیگیرهای مقامات کشور ما با مقامات عراقی نتیجه بخش نبوده و به نوعی دست رد از سوی مقامات عراقی مواجه شدند. حتی اگر بخواهیم به نسخه محمدرضا محبوب‌فر، عضو انجمن مخاطرات محيطی و توسعه پايدار ايران، از روشهای ترکیبی (از جمله دیپلماسی آب) به جنگ این معضل بزرگ برویم، موضوع حقابه افغانستان و دولت جدید و معضلات مرزی از یک سو و چالش هایی که با پاکستان داریم، عوامل دیگری چون مبارزه با تروریسم و مواد مخدر را که از اولویت های دیگر مهم است، موضوع آب را به حاشیه می راند.

دست کم وقتی به پیوندهای فرهنگی بین ایران و تاجیکستان هم که نگاهی می اندازیم و بهبود قراردادهای آبی و انتقال آب از تاجیکستان سهل به نظر می رسد، ولی این نیز مصداق همان تخم مرغ در یک سبد است. اخیرا بحران خشکسالی نیز تاجیکستان را نیز مورد هدف خود قرار داده است. همین کافی است که این مساله نیز تبدیل به موضوعی شود که کشور را در وضعیت پایین دستی قرار دهد. با این اوصاف، صرف تکیه بر سیاست همسایگی با توجه به چالشهای جدی دیپلماسی با کشورهای منطقه که خود با بحران آب روبرو هستند و از طرف دیگر اتوبان پرترافیک معضلات دیپلماسی ما در عرصه جهانی در زمینه برجام با دول غربی و متعاقب آن محدود شدن واردات و فنارورهای توسعه و حفظ آب به پیچیدگی های این بحران می افزاید و دست ما را از همه جا کوتاه می کند. به عبارتی از یک سو، همسایگان در حوزه آب به فکر خود هستند و دول غربی نیز موضوعیت آب ایران برایشان در اولویت نیست.

مرگ رودخانه ها از ارس تا کارون تا هیرمند فاجعه ملی است. قراین حاکی از آن است که نظام سیاست همسایگی به دلیل سهم خواهی و عدم رعایت موازین زیست محیطی از سوی همسایگان، و بحران های بین المللی از جمله انزاوی اقتصادی و دیپلماتیک کشور، ایران را به شکلی اضطراری به فناوری و تجربیات کشورهای پیشرو غربی نیازمند کرده است. وقتی ترکیه و عراق حاضر به تعامل نیستند و در مجامع بین المللی موضوعات بسیار دیگری روی میز ایران قرار گرفته، چگونه باید انتظار داشت که توجه کافی به این فاجعه مبذول داشته شود؟ چگونه باید انتظار داشت وقتی موضوع هسته ای در راس خبرهای و به عنوان خبر اصلی و فوری در چارچوب صبحتهای با دول غربی است، مساله آب و زیست بوم کشور ما را کشورهای غربی جدی بگیرند؟

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: