به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در حالیکه دنیا در حال اجرای برنامه های اقتصادی در جهان پساکوویدی است، به نظر می رسد چراغ دنیای گردشگردی کشورمان کم فروغ تر از دنیای پیش از کووید شده و مخاطب کمتری را به خود جذب می کند. این در حالی است که به گزارش جامع گردشگری ایران، کشور ما ارزان‌ترین مقصد گردشگران در میان کشورهای همسایه است و همچنین در زمینه تعداد ورود گردشگر رتبه چهارم را دارد. تصور اینکه ایران با این وسعت و گستردگی جغرافیایی و جاذبه های قومیتی و فرهنگی بی نظیر نسبت به کشورهای همسایه، در رتبه چهارم قرار گرفته است، بسیار نگران کننده است. دو پرسش اصلی این است که اولا، علی رغم ارزان بودن هزینه های مسافرتی، چرا ایران نتوانسته مخاطب خود را جذب کند؟ ثانیا، چه عواملی ورود گردشگر را به ایران تحت الشعاع قرار می دهد و چگونه می توان با راهبردهای اقتصادی به اصطلاح این دلسردی جهان گردشگری را گرم کرد و بدان رونق بخشید؟

گردشگریعلاوه بر ارزانی، تعدد اقامتگاه های بوم گردی در کشور در مقایسه با کشوری مثل امارات متحده عربی تقریبا یک به سه است. ایران با حدود 2919 اقامتگاه بوم گردی در برابر 1089 هتل در امارات دو و نیم برابر کمتر از امارات توانسته گردشگر به خود جذب کند. این آمار در مقایسه با ترکیه به مراتب پایین تر است. ترکیه نیز به عنوان همسایه دیرینه و با مشابهت های فرهنگی متعدد توانسته  است با اعطای شهروندی و تسهیل سیاست های خرید مسکن و آپارتمان صنعت توریسم خود را به شدت افزایش دهد و به برنامه سند 2023 ویژن برای تبدیل صنعت گردشکری به عنوان صنعت شماره یک خود نزدیک شود به گونه ای که امروز با ششمین کشور جذب توریست در جهان به حساب می آید. البته باید به این نکته نیز اشاره کنیم که دولت ما نیز با ارائه برنامه هایی چون «مجستیک ایران» در صدد بود که از طرح های مشابه ترکیه برای بالا بردن صنایع غیرنفتی استفاده کند ولی آمار و ارقام بیشتر نشان از شکست خوردگی چنین برنامه هایی داشته است. شاید اولین نتیجه از همین آمار نشان از این است که لزوما ایران فاقد زیرساخت های لازم برای جذب گردشگر نیست بلکه به نوعی شرایط حاکم به گونه‌ای است که اگر نگوییم شرایط جنگی، اما به هرحال شرایط حاکم به نوعی شبه جنگی است که این امر البته به طور مستقیم ناشی از سیاست خارجی ما بوده که کشور را به انزوا کشانده است.

در حالیکه ایران در ردیف شماره یک بحران فرار مغزها و سرمایه است، انتظار جذب سرمایه خارجی کمی دور از تصور است. با اینکه دولت سیزدهم نیز از آغاز کار کابینه جدید در پی تنش زدایی منطقه ای و بهبود روابط با همسایگان شده و سیاست اقتصاد منطقه ای برای افزایش صادارت به همسایگان را در دستور کار خود قرار داده است ولی انتظار می رفت بعد از قریب به یک سال از این تحولات و تغییراتی عینی را به چشم ببینیم. کار اقتصادی و ایجاد بازار سرمایه یک بعدی و دستور نیست. این کار مستلزم کار جدی دیپلماتیک است که باید با تغییر وجه کشور و خروج از انزوا باشد. نمی توان از یک سو روابط را با دنیای غرب در چارچوب احیای برجام تیره نگاه داشت و انتظار داشت گردشگران به ایران سرازیر شوند. هر امر اقتصادی نیازمند جذب اعتماد عمومی در جنبه های غیراقتصادی نیز هست. شاید سخن اخیر نماینده اراک هم بی ربط نیست که برجام را به بسیاری از حوزه های اقتصادی گره خورده دانسته است. مسئله جذب توریست خارجی هم یکی از این موارد است. اگر ایران تعامل سازنده ای با جامعه جهانی داشته باشد به طور طبیعی درهای کشور هم بیش از پیش به روی گردشگر خارجی باز خواهد شد و این گردشگران هم با اطمینان بیشتری به کشور ما سفر خواهند کرد.

در مقام مقایسه، با توجه به آمار و گزارشات کشورهای همسایه در حوزه گردشگردی، لزوما هزینه بری گردشگردی عامل اصلی برای جذب توریست نیست. کویت تقریبا در رده بندی میزان جذب گردشگری همتراز کشور ماست ولی به طبع هزینه های بیشتری بر گردشگران تحمیل می کند. اما با توجه به عواملی که در بالا برشمردیم، گردشگردی به عنوان یک صنعت مستلزم جذب سرمایه، اعمال نگاه عملی و دانش بینان، و تعامل نزدیک با جامعه جهانی است. عواملی چون امنیت گردشگری، توسعه صنعت ترابری و زیرساخت های مرتبط قطعا از اجزای همراه این صنعت هستند ولی مهمترین عامل را شاید بالفعل کردن بالقوه روابط سیاسی و تنش زدایی باید دانست که می تواند مسیر را برای بهبود این صنعت هموار کند. مثل این است که بگوییم که چرا مردم امروز به اوکراین سفر نمی کنند. چه بسا روسیه به عنوان یک طرف همین بحران کمتر از گذشته گردشگر جذب می‌کند. ایجاد کانال های قانونی تراکنش های مالی درست، و بده بستان های اقتصادی فعال، بخشی از امنیت ایجاد سرمایه است. برای مثال اگر روابط ما با قطر یا کشورهای حوزه خلیج فارس بهتر از این می بود، چه بسا ارز وارداتی از قبل بازی های جام جهانی امسال به مراتب پتانسیل بیشتری برای کشور (مخصوصا در مناطق جنوبی کشور) فراهم می کرد.

اقتصاد یک علم چندمحور و چه بخواهیم و نخواهیم سیاسی است. اقتصاد نفتی ما امروز گویای و مستندی بر همین مدعاست. امروز اگر گاز ما مشتری در اروپا ندارد، چگونه انتظار داریم که گردشگری ما مشتری اروپایی داشته باشد؟ حتی با کشورهایی چون ونزویلا که همراه نفتی ما نیز هست، نمی توانیم رابطه توریستی داشته باشیم. تنها برگ برنده ما در این سالها گردشگری مذهبی بوده که البته این گردشگرها هم چندان پولی در کشور خرج نمی کنند و عاملی برای احیاء صنعت توریسم ایران نشده اند.

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: