به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

بر سر میزان نفت صادراتی کنونی کشور اتفاق نظر وجود ندارد. دست کم دولت سیزدهم و کارگزاران نظام، آمار دقیقی از میزان فروش نفت و ارز حاصل از آن به دست نمی دهند. این سکوت نفتی بی شباهت به سکوت هم پیمانان بزرگ نفتی ما نیست. روسیه در مقام هم پیمان نفت خیز و چین هم پیمان طالب نقت به نظر می رسد همان سیاستی را دنبال می کنند که در گفتگوهای برجامی نمود بیرونی خود را به ما نشان داد. اما آنچه در این روزها در دنیای اقتصاد نفتی در فضای اقتصادی کشور طنین انداز می شود، اگر هم بپذیریم همه درآمدهای ارز نفتی ما وصول می شود، سوال اساسی اینجاست که در سایه جنگ اوکراین و وضعیت نامشخص برجام، دو هم پیمان اصلی ما در عرصه نفتی آیا در سکوت ما را دور می زنند؟ آیا ما یار سوم این دو همراه هستیم یا با نگاه صرفا ابزاری به حاشیه رانده شدیم و یا در گوش ما خوانده شده که وضعیت موجود یا به قول سیاسیون استاتس کو را بپذیریم  چون ممکن بود وضعیت از چیزی که هست ممکن است بدتر باشد. به نوعی در یک کلام سیاست سکوت تراکنش نفتی بین روسیه و چین باید با سکوت ما در عرصه فروش نفت در عرصه جهانی هماهنگ باشد تا قولا «وضعیت موجود» به مخاطره نیفتند.

سکوت نفت 

 به نقل از نشریه «اکونومیست» در تحلیلی در باب مقایسه تحریم‌های اعمالی بر روسیه و ایران اینگونه آمده است که فعلا کرملین نیازی به اقداماتی مشابه ایران برای دور زدن تحریم‌ها ندارد چراکه تحریم‌های ثانویه بر روسیه اعمال نشده است. یعنی چراغ سبز غرب به روسیه برای فروش نفت، در حال حاضر، به نظر می آید فعلا روسیه نیازی نمی بیند که کاری در قبال بازاریابی برای فروش نفت انجام دهد. این یعنی «وضعیت موجود» دست کم در عرصه نفتی برای روسیه مناسب است و تا زمانی که اقدامات کشورهای اروپایی برای زدن دست رد به سینه نفت روسیه عملی شود، این روند همچنان به قوت خود باقی است. جالب این است که در این شرایط به اصطلاح «مکث» مذاکرات برجامی با گذشت چند ماه از بحران اوکراین، سیاستمداران عرصه دیپلماسی در روسیه که شاید در ظاهر نقش کلیدی تری داشتند، دستگاه دیپلماسی ما را قانع کردند که وضعیت کنونی مناسب است و فعلا همین شرایط ثابت را، که نه رو به جلوست و به ظاهر برای ما رو به عقب هم نیست، حفظ کنیم. شاید مناسبترین عبارت برای این نوع دیپلماسی روسی، قولا «دایورت دیپلماتیک» باشد. به عبارت دیگر، مادامیکه روسیه نفت می فروشد، اصرار برای رسیدن به توافق برجامی از جانب ایران بی معنی است. 

علی صالح آبادی رئیس بانک مرکزی گفت «درآمدهای ارزی حاصل از صادرات‌‌ به‌‌ویژه صادرات نفتی وصول شده است ... دولت سیزدهم ظرفیت تولید نفت و فرآورده‌های آن را به دوران قبل از تحریم‌‌ها بازگردانده است. بنابراین حتی اگر برجام هم نباشد، تامین ارز در کشور به نحو مناسبی انجام خواهد شد و هیچ مشکلی در بازار ارز نخواهیم داشت.» این صحبت ها دقیقا در اوایل همین ماه، اردیبهشت، را می توان به مثابه چند واقعیت اقتصادی تفسیر کرد. اولا، با توجه به اینکه ما هنوز به احیای کامل برجام دست نیافتیم، مردم نباید نگران آن باشند که ارز ورودی کشور به مخاطر افتاده است. پس وضعیت موجود به مخاطره نیفتاده است. ثانیا، شایان ذکر است که میزان نفت صادراتی به دوران پیشا تحریمی رسیده پس نباید زیاد هم به طبل احیای برجام کوفت چون ما در دوره پیشا تحریمی وضعیت موجود را حفظ کردیم و با شرایط حاضر که حتی بهتر از وضعیت پساتحریمی است، امور را اداره می کنیم. در نگاه تحلیلی ما، باید دقت کرد سیاست زدگی موجود در سخنان رئیس بانک مرکزی، سکوت نفتی مشابه به دیپلماسی دایورتی روسیه را دنبال می کند. یعنی، مادامیکه که دولت فکر می کند با توجه به شرایط موجود می تواند اوضاع اقتصادی را مهار کند، بهتر است سکوت کنیم و موضع موجود را تغییر ندهیم و مشابه تحلیلی که در مورد روسیه داشتیم، اصرار برای رسیدن به توافق برجامی فعلا بی معناست و لازم نیست ما دیپلماسی بازاریابی بیشتر برای فروش نفت کشور را دنبال کنیم. به قولی، بگذارید وضعیت موجود همانگونه که هست باقی بماند یا درست تر آنکه بگذارید هر چه روسیه صلاح می داند، همانگونه شود. 

در تحلیل نهایی، حتی اگر به سکوت دیپلماتیک برجامی چین هم بی اعتنایی کنیم، که این خود تحلیل دیگری را می طلبد، نگاه سیاسی -اقتصادی حاکم بر دولت به نوعی با نگاه سیاسی- نفتی روسیه کاملا همپوشانی دارد. در شرایطی حاکم بر اثر بحران اوکراین، نفت ایران به راحتی می تواند با یک نگاه دیپلماتیک و اقتدارگونه در میز مذاکرات برجامی با هم پیمانان اروپایی بازاریابی شود. این در شرایطی است که روسیه با پایین آوردن قیمت نفت خود به چین به صورت مستقیم در این شرایط به درآمد ارزی کشورمان آسیب می زند و به نوعی شاید منفعلانه در صدد فروش بیشتر محصولات نفتی به چین است. پس چرا ما هنوز فکر می کنیم روسیه هم پیمان نفتی ماست؟ شاید باید یادآور شد که زمانی که کشور ما نمی توانست محصولات نفتی از قبیل بنزین و سوخت دیزلی را صادر کند، روسیه چه منفعلانه یا فعالانه حتی در دوران پیش از بحران اوکراین نزدیک به دو و نیم میلیون بشکه بیشتر از گذشته محصولات خود را صادر کرد. سوال اینجاست که آیا روسیه به عنوان هم پیمان اصلی ما در عرصه دیپلماسی همچنان هم پیمان نفتی نیز هست؟ آیا این سکوت روسیه و سکوتی سنگینی که از چین به گوش می رسد، نشان از حفظ وضعیت موجود برای قوام و دوام بخشیدن به اقتصاد تحریمی روسیه نیست؟ آیا زمان آن نرسیده که دیپلمات های ما به جای سکوت، گوشی خود را از حالت دایورت بیرون کنند و خودشان نفت را در دنیای بازار آزاد نفتی بازاریابی کنند؟

اخیرا گزارش هایی به سایت تاجران رسیده که «رفیق» - بخوانید رقیب نفتی ما، روسیه هم در بازار سیاه فروش نفت از طریق واسطه به چین را هم با شدت دنبال می کند و در آن بازار سیاه هم با ما به رقابت برخواسته و نفت خود را ارزان تر از ایران به چینی ها می رساند. جای تعجب نیست که 40 میلیون بشکه نفت ما در دریاها سرگردان مانده اند.  به زودی در خصوص وضعیت بازار نفت جهانی با بازگشت بالقوه ونزوئلا به این بازار هم خواهیم نوشت. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: