به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نقش رستمگردشگری همواره در میان صنایعی بوده که به عنوان یک محرک اقتصادی برای ارتقاء اقتصاد غیرنفتی کشور در سخنان و برنامه‌های دولتی مد نظر بوده است، لیکن این توجهات در اغلب موارد سرمایه‌گذاری لازم را دریافت نکرده است. به همین دلیل صنعت گردشگری کشور همچنان زمین‌گیر مانده و پتانسیل‌های قابل ملاحظه آن هنوز خاک می‌خورد. گردشگری جزو صنایعی است که در پسابرجام نیازمند اولویت بخشی در سرمایه گذاری است. صنعت گردشگری در پسابرجام علاوه بر سرمایه گذاری، نیازمند اصلاحات ساختاری در کشور برای تغییر وجهه بین المللی ایران است تا گردشگران خارجی به جاذبه های تاریخی، طبیعی و فرهنگی کشور بازگردند. شهرت ایران به دلیل بحران پرونده هسته ای، تنش‌های منطقه‌ای و سختگیری‌های دینی در داخل، از دست رفته و همچون زیرساخت های میهمانپذیری، ترابری و امنیتی ما، پایینتر از جهان سومی شده است.

تحریم‌های دهه گذشته سرمایه گذاریهای دولتی و خصوصی در صنایع و زیرساختارهای گردشگری و بوم گردی کشور را به شدت محدود کرد، و منازعات سیاسی با قدرتهای بین المللی نیز باعث تیرگی نام کشور شد. این مورد موجب شد تا میزان گردشگران خارجی به شدت کاهش یابد. پس از امضای برجام، این تعهدنامه تاحدی باعث «ترميم چهره ايران» شد و پس از امضای برجام، افزایش 52 درصدی نرخ ورود گردشگران خارجی در مقایسه با دوران تحریم را به همراه داشت. امضای برجام که نشان از همکاری کشور با جوامع بین المللی شد، در اکثر موارد تنها گردشگرانی از عراق، جمهوری آذربايجان و افغانستان را به کشور آورد.

این گردشگران که برخلاف گردشگران اروپایی و غربی پول زیادی خرج نمی‌کنند، بیشتر برای اهداف گردشگری درمانی و یا زیارتی به کشور می آیند. بنابراین درآمد حاصله از حضور آنان در کشور به ندرت عاید صنعت گردشگری شده است. لازم به ذکر است که در موارد گردشگری درمانی و یا زیارتی، به دلیل محدودیت امکانات سیاحتی، میزان ماندگاری این گردشگران نیز بسیار محدود بوده و لذا درآمد خاصی خارج از اماکن درمانی یا زیارتی از این گونه گردشگران عاید نمی شود.

نکته قابل تأمل در باب گردشگری زیارتی این است که درآمدهای این نوع گردشگری به جای توزیع در بخش های متنوع صنعت گردشگی، صرف در بنیادهای مسئول زیارتگاه‌های مربوطه متمرکز شده و از این رو اینگونه درآمدها در عمل به عنوان درآمد گردشگری محسوب نمی شود. لذا با محدودیت درآمد گردشگاه ها و نبود حمایت دولتی، سرمایه گذاری های خارجی نیز به دلیل قوانین دست و پاگیر نتوانسته اند راهی برای ارتقا زیرساخت های صنعت گردشگری بیابند و به همین دلیل استعدادهای این صنعت بکر مانده است.

در دوران کرونا، تعداد گردشگران خارجی به کشور به صفر رسید و تنها گردشگران داخلی مهمان گردشگاه ها و مناطق مسافرتی کشور بودند. هرچند آمار دقیقی از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در مورد تأثیر تحریم ها بر صنعت گردشگری منتشر نشده است، متخصصین امر باور دارند که تحریمها چرخ اقتصاد کشور را 20 سال به عقب برگردانده است. از سوی دیگر آمار ضررهای ناشی از کرونا منتشر شده و حکایت از ضربه مهیبی به این صنعت دارند. طبق آمار منتشره توسط وزارت میراث فرهنگی، میزان ضرر صنعت گردشگری در دوران کرونا بالغ بر 32 هزار میلیارد تومان بوده است و میزان بیکاری در این صنعت از 44 هزار نفر فراتر رفته است.

در پسابرجام که امید می رود دوباره شاهد احیا منابع تامین اعتباری و بودجه صنایع گردشگری باشیم، آیا همچون همیشه شاهد اولویت داشت شهرهای بزرگ و جاذبه های کلان گردشگری خواهیم بود؟ یا اینکه برای اولین به مناطق محروم مستعد اولویت داده خواهد شد تا از ورطه فراموشی خارج شوند؟ سایت هایی همچون شهر سوخته، شوش و چغازنبیل با وجود حضور در فهرست میراث جهانی یونسکو و دیگر لیست های گردشگری بین المللی فاقد زیرساختهای لازم هستند. این سایت ها که با وجود اهمیت تاریخی و وسعت منطقه ای، به سان کاروانسرایی در میان برهوت هستند، فاقد حداقل زیرساختهای لازم برای یک سایت بین المللی هستند و به همین دلیل گردشگران خارجی به ندرت به آنجا سر می زنند. متمرکز بودن بخش اعظم بودجه گردشگری کشور بر شهرها و سایت های پرآوازه کشور باعث توسعه بیشتر این گردشگاه ها شده در حالیکه دیگر سایتها و گردشگاه ها بودجه حداقلی دریافت می کنند.

نکته مهم دیگر، سیاست کشور در تخصیص بودجه صنعت گردشگری است. در تماسهایی که سایت تاجران با وزارت میراث فرهنگی داشته است، کارمندان وزارتخانه همچون گذشته از کمبود بودجه بعنوان مانع اصلی اصلاح و توسعه ساختارهای مدیریتی و زیرساختهای مناطق گردشگری کشور گله داشتند. زمزمه هایی از نارضایتی از رویکرد وزارتخانه در تمرکز بر پنج کشور خاص نیز شنیده شد. این موضوع که در سخنان چند ماه گذشته لیلا اژدری، مدیرکل دفتر بازاریابی و توسعه گردشگری خارجی وزارتخانه رسانه‌ای شد، حکایت از چمبر زدن ایدئولوژی و سیاستهای تاریخ مصرف گذشته دهه‌های گذشته است.

درحالیکه کشورهای منطقه همچون ترکیه، هند، امارات، قطر و کویت با سرمایه گذاری ملی و بین المللی به قطب های بین المللی توریسم و گردشگری جهانی تبدیل شده اند، کشور ما افق های صنعت گردشگری را محدود کرده و مسئولان امور هم دچار روزمرگی شده اند و فکر حفظ حداقل‌ها هستند. امید است حال که به اکثر سیاستمداران کشور اثبات شده که اقتصاد کشور خارج از بازار بین المللی نه تنها توسعه نمی یابد ، بلکه به سختی می تواند روی پای خود بایستد، شاهد توجه منطقی تر به ظرفیت‌های نهفته صنعت گردشگری و جذب توریست خارجی باشیم.

ارتقاء صنعت گردشگری بجز اصلاح سیاست ها و ساختارها، نیازمند اصلاح زیرساختهای اقتصادی، امنیتی و ترابری نیز هست. عدم ارتباط با کارت های بین المللی و سیستم بانکی جهانی یکی از موانعی است که پول خرج کردن گردشگران خارجی را سخت کرده است. موضوع روادید گردشگری که ماه ها طول می کشد نیز جزو مانع هایی است که حتی گردشگران علاقه مند به دیدن ایران را از سفر ناامید می کند. از منظر حمل و نقل نیز سیاستها و سیستم حمل و نقل هوایی و ریلی کشور نیازمند به روزرسانی است تا بتواند جوابگوی نیازهای گردشگری بین المللی باشد.

پسابرجام فرصتی است برای تجدیدنظر در رویکردهای صنعت گردشگری و اصلاح ساختارهایی که گردشگران را از انتخاب ایران منصرف می کند. رقابتهای بین المللی در بازار گردشگری بسیار داغ است و بجز اصلاح رویکردها در دیپلماسی و بهبود ساختارها پای گردشگران را به کشور باز نمی کند. تبلیغات و بازاریابی هدفمند، در کنار خبرهای مثبت از جامعه، فرهنگ و دین مردم ما در تشویق خارجی ها به گردشگری در ایران موثر است. امید است با تغییر سیاستهای خرد و کلان، به این صنعت پراستعداد کشور بها داده شود تا منابع تاریخی و طبیعی کشور به منابع ارزآوری تبدیل شوند. چنین اصلاحاتی اتکاء اقتصاد ما به نفت را کاهش داده و قدم مهمی جهت ایجاد صنعت گردشگری پایدار در کشور خواهد بود.

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: