به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

محسن رضایی، معاون اقتصادی رئیس جمهور، به نمایندگی از آیت‌الله رئیسی به نیکاراگوِئه سفر کرد و  در مراسم تحلیف دانیل اورتگا یافت. آقای رضایی گفت: خوشبختانه در حاشیه مراسم تحلیف رییس‌جمهور نیکاراگوئه، دیدارهایی با رییس‌جمهور کوبا و نیز آقای مادورو، رییس‌جمهور ونزوئلا داشتیم و مباحث خوبی درباره توسعه همکاری‌های اقتصادی فی‌مابین در زمینه‌های انرژی، محصولات کشاورزی، استخراج طلا و همکاری‌های پزشکی داشتیم که مورد استقبال آنان قرار گرفت... پیشتر هم رئیس جمهور ونزوئلا گفته بود: «به زودی برای انجام دیداری که پیشنهادش را رئیس جمهور ایران به من داد، به تهران می‌روم تا شخصا ملاقاتی داشته باشیم و گفتگو‌هایی را برای امضای توافق نامه‌های جدید و تسریع روند همکاری‌ها انجام دهیم.»

رضایی اورتگابرغم تفاوتهای عمیق فرهنگی و نیز بعد جغرافیایی میان ایران و آمریکای لاتین، سیاستمداران ما طی چهار دهه گذشته تمایل عجیبی برای ارتباط نزدیک با کشورهای کمونیست و چپگرای آمریکای جنوبی داشته‌اند. این علاقه البته نه بر اساس تامین منافع ملی، بلکه تنها براساس یک پیوند ایدئولوژیک قابل توجیه است. این پیوند ایدئولوژیک را در قالب دو رویکرد می توان خلاصه کرد: «تمایل نظری به مدیریت اقتصادی و فرهنگی دولتی»، و «ضدیت با جهان سرمایه‌داری و لیبرال». تجربه چهار دهه در حوزه های اقتصاد و فرهنگ و نیز ضدیت با جهان سرمایه داری چه دستاورد عملی برای ما داشته؟ در حوزه اقتصاد کشور در سراشیبی سقوط است، در حوزه فرهنگ، سرمایه اجتماعی کاملا به باد رفته و در حوزه روابط بین الملل، ما از جمله منزوی‌ترین کشورها هستیم. با نگاهی به وضعیت کشوری همچون ونزوئلا شباهت‌ها را دید و دریافت که مشکل نه در فرهنگ ایران و اسلامی ما، بلکه در نوع نگاه چپگرایانه به اقتصاد و فرهنگ و سیاست است.

هرچند رئیس جمهوری ونزوئلا تاریخ سفر خود را مشخص نکرده، ولی گفته این سفر قریب الوقوع است و تاکنون دو بار با آیت الله رئیسی به طور تلفنی گفتگو کرده است. وقتی نزدیکی دولت سیزدهم به کشورهای همچون ونزوئلا و کوبا را در کنار تعامل نزدیک با روسیه می گذاریم، می توانیم درک بهتری از سیاست به اصطلاح «نگاه به شرق» داشته باشیم. دو واقع نگاه نظام به شرق جغرافیایی نیست بلکه مسئله اصلی تمایل حاکمیت به نزدیکی با حکومت‌هایی است که نگاهی حکومتی و ضدسرمایه داری به اقتصاد و فرهنگ و سیاست دارند. سفر نیکلاس مادورو به ایران هم بیش از آنکه دستاوردهای عینی اقتصادی داشته باشد، بیشتر نمادی از نزدیکی معنونی دو دولت است.

جالب اینجاست که شباهت‌های ما با ونزوئلا تنها به تمایلات فکری و ایدئولوژیک حاکمانمان ختم نمی شود، از لحاظ اشتباهات و بدبختی های اقتصادی نیز بسیار شبیه هستیم.  همانطور که کارشناسان اقتصادی اشاره کرده اند، کمتر دو کشوری را می توان یافت که تا این حد از نظر سوءمدیریت اقتصادی همگون عمل کنند و اگر همکاری‌های ما با کاراکاس افزایش یابد، قطعا بیش از پیش در ورطه انزوای بین‌المللی غرق خواهیم شد.

ایران و ونزوئلا دارای ذخائر بزرگ نفتی هستند و ونزوئلا با ظرفیت تقریبا 300 میلیارد بشکه، دارنده بزرگترین ذخائر نفتی در دنیا محسوب می شود. این درحالیست که ذخایر نفتی ما حدود 158 میلیارد بشکه برآورد شده است. شاید بتوان گفت که هر دو کشور به نفرین نفت دچار شده اند و برغم این ثروت خدادادی، تصمیمات دولت های دو کشور به فاجعه اقتصادی منجر شده است. قابل ذکر است که در سال 2015، میانگین درآمد هر نفر در ونزوئلا، از 10,568 دلار در سال بود ولی در سال 2018، این رقم به 3,411 دلار سقوط کرد. ایرانی‌ها در مقایسه میانگین درآمد بالاتری داشته اند ولی این رقم در سال 2011، بالغ بر 18 هزار دلار بود که ولی در سال گذشته به حدود 13 هزار دلار سقوط کرد.    

وضعیت تورم هم قابل مقایسه است. براساس داده‌های بانک مرکزی ونزوئلا، نرخ تورم در آن کشور که به میزان 350,000 درصد رسیده بود، اخیرا حدود 1,200 درصد تخمین زده شده. از سوی دیگر، بر اساس برآوردها، نرخ تورم در ایران تا پایان سال 1400، در حدود 40 درصد باقی خواهد ماند. اکنون با نگرانی‌هایی که نسبت به کسری بودجه سال آینده وجود دارد و نیز چشم انداز نه چندان مثبت جذب سرمایه گذاری خارجی، بنظر می رسد که ما باز هم با افزایش نقدینگی روبرو باشیم که این امر مالا به افزایش نرخ تورم خواهد انجامید.

علاوه بر سوءمدیریت های داخلی، در سیاست خارجی هم ایران و ونزوئلا نکته مشترکی دارند که در واقع ضدیت با آمریکا است. راه حل دو کشور اما نه در استقلال، بلکه در باج دادن به چین بوده. گزارش‌ها حاکیست پالایشگاه‌های چینی در سال گذشته میلادی، بالغ بر 324 میلیون بشکه نفت از ایران و ونزوئلا خریدند که این رقم 53 درصد بیشتر از سال 2020 بوده است. واردات نفت خام چین از ایران در سال گذشته میلادی طی سه سال گذشته به بالاترین سطح خود رسید که این امر به علت انزوای ایران و اجبار به فروش نفت با قیمت پایین بوده است.

آمارهای شرکت رهیابی محموله‌های نفتی (شرکت کپلر) نشان داده که پالایشگاه های خصوصی چین، مشتریان اصلی محموله های نفت شناور ایران بر روی آب از طریق خرید لحظه ای هستند. نفت خام ایران در نفتکش هایی در آب های آسیا، گزینه جذابی است؛ چراکه می تواند به سرعت ارسال و تحویل شود. اکنون آشکار شده که خریداران چینی به ویژه پالایشگاه های خصوصی از تحریم‌های نفتی علیه ایران و ونزوئلا کمال استفاده را کرده‌اند. در واقع حجم بالای نفت فروخته نشده همراه با افزایش قیمت‌های بین‌المللی و صدور سهمیه های بیشتر واردات نفت خام از سوی چین، پالایشگاه های خصوصی چین را به این سمت برد تا نفت بیشتری از این ایران و ونزوئلا خریداری کنند. این محموله‌ها با قیمت هایی بسیار پایین تر از قیمت‌ روز به فروش رفته از همین رو بازخورد مثبتی به پالایشگاه های چینی داده است.

محسن خجسته‌مهر مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران با اشاره به برنامه این شرکت برای افزایش ظرفیت تولید نفت ایران گفته است که یکی از برنامه‌های جدی شرکت ملی نفت ایران بازگرداندن ظرفیت تولید نفت خام به دوران قبل از تحریم‌ها تا پایان سال 1400 است. این وعده تنها در صورتی عملی خواهد شد که مذاکرات وین با موفقیت پیش برود. البته در درازمدت و برای رسیدن به رشد اقتصادی پایدار، ما باید پارادایم جدیدی را در اقتصاد و سیاست اتخاذ کنیم. اکنون دولت سیزدهم به علت تعلقات ایدئولوژیک خود را به ونزوئلا و نیکاراگو نزدیک‌تر می‌بیند تا ترکیه و مالزی. اما اگر حاکمیت واقعگرایی و منافع ملی را سرلوحه اقدامات خود قرار دهد، باید از خود بپرسد که چهار دهه همراهی با سیاست‌های کشورهای چپگرا و کمونیست، ایران را به کجا برده و آیا راهی که کشورهای مسلمانی همچون مالزی و ترکیه رفته‌اند، نهایتا با آرمان های اسلامی و ایرانی ما همسوتر نیست؟ 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: