به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

ورشکستگی آبی درکشور، ما را در مسیر بحران‌هائی قرار داده که شدت و تبعات آن در صدر مشکلات زیست محیطی است. آنچه برخی آن را «غارت منابع آب»، «تجاوز به طبیعت، آب و خاک»، و «محروم کردن طبیعت از منابع خودش» خوانده‌اند اکنون با شدت و قدرت هرچه تمام‌ترنه تنها در پی ویرانی محیط زیست کشوراست، بلکه تاثیرنامطلوب آن بر ساختار اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، وفرهنگی و در سطح روابط میان افراد جامعه ازهر جهت قابل لمس است ودر قالب پدیده هائی چون فقر و نابرابری، بیکاری، آسیب های اجتماعی، اعتیاد، طلاق، اعتراض به سیاست های کشور، کاهش امنیت مواد غذائی، مهاجرت و حاشیه نشینی بروز می کند که یکی از تبعات آن در سال های گذشته را می توان در مهاجرت نزدیک به 70 درصد روستانشینان به حاشیه شهرها تنها به دلیل کم آبی یافت.   

سدسازیهرچند بطور خاص،  شرایط خاص اقلیمی کشورمان، و بطور عام، تغییرات اقلیمی در سطح جهان را نمی توان در بحران بی آبی کشور بی تاثیر دانست، ولی سوءمدیریت در تخصیص منابع آبی و اولویت بندی های اشتباه در حوزه صنعت، و لابیگیری ها در حوزه صنعت از عوامل اصلی خشکسالی در کشورمان بوده است. در این مسیر دولت و مجلس مجرمین اصلی هستند ولی عزیزان سپاه را نیز نمیتوان بی تاثیر دانست زیرا نافع مشترک سیاستگذاری‌های علط نظام بوده اند و پروژهای مختلف را که نهایتا در درازمدت به ضرر منافع ملی بوده، به نام توسعه و سازندگی به دست گرفتند.

تازه‌ترین آمار از بارندگی‌های کشور که حاکی از میزان حدود 22 میلی متر باران طی 50 روز است، پیش بینی کارشناسان در اواخر بهارسال جاری مبنی بر خشکسالی شدید یا بسیار شدید درسال آبی 1400 را به حقیقت نزدیک کرده است وبا این که درچند سال اخیرمناطق مختلف کشورپذیرای بارش های سیل آسا و طولانی درزمان های مختلف بوده اند، میزان بارندگی درسال جاری زراعی نسبت به سال گذشته بیش از 52 درصد کاهش داشته که نشان از وضعیتی بی سابقه در 40 سال اخیر دارد، با این حال رودخانه های خشک و کم آب،  چشمه های دیروز وتبدیل تالاب ها به شوره زار نشان می دهد که ایجاد چنین وضعیتی تنها به دلیل تغییرات اقلیمی نیست.

به طور کلی کشورها با برنامه ریزی حساب شده می توانند دردوران خشکسالی از ذخایر آب زیرزمینی برای جلوگیری از تبعات ناخوشایندی که بحران آب به وجود می‌آورد استفاده کنند، اما بررسی‌های کارشناسانه از بیش از 400 حوزه آبریز درکشورما نشان می دهد که تنها درفاصله بین سال های 2002 تا 2015 میلادی، میزان کاهش منابع آبی در این حوزه ها 74 کیلومتر مکعب یعنی معادل 74 تریلیون لیترآب بوده که معادل 2 برابرحجم آب دریاچه ارومیه در پر آب‌ترین وضعیت خود بوده است، و اگر از این بازه زمانی محدود پا را فراتر بگذاریم، میزان هدررفت آب که به مراتب بیشتر بوده بحران واقعی آب در کشور را بهتر بیان می کند و نشان می دهد که تقریبا تمام حوضه های آبریز اصلی در ایران کاهش حجمی معادل 20 تا 2600 درصد داشته اند. 

چنین بحرانی در کشور برگرفته ازمولفه های چند وجهی بسیاری است که طی سال ها درتخریب محیط زیست دخالت داشته اند که سوای شرایط اقلیمی رابطه مستقیمی با سد سازی های بی رویه و کشاورزی بیش از حد محصولاتی با نیاز فراوان به آب مانند گندم، برنج و نیشکر دارند. در کشور ما حدود 90 درصد از منابع آبی صرف کشاورزی می شود و در عین حال 60 درصد از نیاز کشور به آب باید از سفره‌های زیرزمینی آب تامین شود، اما آنچه باعث نگرانی کارشناسان زیست محیطی است این است که میزان برداشت از منابع آب زیرزمینی در کشور ما 3 برابر سریع تر ازمیزان بازیابی این منابع است و متاسفانه با توجه به وجه دیگراین بحران که سوء مدیریت، تصمیمات غیرکارشناسانه مسئولان و سیاستگذاری های اشتباهی است که عمق مشکلات را بیشتر و نیروی تخریب را شدید تر کرده است، نتوانسته ایم با مدیریت مصرف و روش های علمی دیگر با این مورد برخورد کنیم.  «موسسه منابع جهان» که نهادی بین المللی است، کشورما را درمیان 17 کشوری که بالاترین میزان تنش آبی را در دنیا دارند در رتبه پنجم قرارداده است. تنش آبی نسبت کل آب برداشته شده به منابع آبی تجدید پذیر است که کارنامه ما نشان دهنده برداشت بسیار بیش ازحد بازیافت است. 

به گفته مهران زند،  رئیس گروه خشک سالی و تغییر اقلیم پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، نداشتن سیاست ها و برنامه های علمی و اصولی درمواجهه با تغییرات اقلیمی و به ویژه خشکسالی می تواند باعث تخریب کامل منابع طبیعی شده و کشور را درفاز خشکی دائمی قرار دهد. زند براین باوراست که برخورد اصولی مدیران و مسئولان در این حوزه باید مدیریت ریسک باشد که هم زمان با شیوه های بلند مدت در مدیریت کاشت، تقویت منابع آب های زیر زمینی و استفاده دوباره و بازیافت آب باید به صورت جدی مورد توجه و برنامه ریزی قرارگیرد.  درچنین شرایطی است که دامنه سد سازی ها ی بی رویه که گریبانگیر هیرمند، هریرود، دجله و فرات بوده به زودی رودخانه ارس را نیز که با 450 کیلومتر مرز مشترک با همسایگان منبعی حیاتی برای شهروندان سه استان کشورمان است در کام خود خواهد کشید و زخمی عمیق تر برچهره محیط زیست ما برجای خواهد گذاشت.   

کارشناس اقلیم شناسی، بهلول علیجانی، می گوید انتقال آب از جائی به جای دیگر نباید انجام گیرد، چرا که آب از منابع حیاتی منطقه است و آن منطقه طی صد ها سال به آن شرایط عادت کرده است.  به باور علیجانی مشکلات انتقال آب با تغییر تدریجی اکو سیستم در آینده ظاهر خواهد شد و مردم قادر به تحمل شرایط ایجاد شده نخواهند بود.  کاوه سوخک لاری یکی از مشکلات بزرگ بحران آب در کشور را انتقال افراطی آب میان حوزه ها توسط دولت می داند که ما را به کشوری ورشکسته از نظرآبی تبدیل نموده است. به باوراین پژوهشگر منابع آبی، یکی از راه های بهبود این وضعیت، شناخت آب به عنوان یک دارائی ملی است که قیمت آن یعنی توان ارزش افزوده هر متر مکعب آن باید مشخص شود و برای بهینه سازی مدیریت مصرف باید معلوم شود سهم هر ایرانی از مقدار ناچیز آبی که در کشور مانده چقدر است. 

متاسفانه به علت عدم وجود یک برنامه جامع مدیریت آب برای حال و آینده، نبود هماهنگی بین سازمان های مربوطه، عدم امکان جذب سرمایه های خارجی برای دسترسی به فناوری های نوین کشاورزی و مدیریت منابع آبی به عوض تخصیص منابع هنگفت مالی برای سد سازی ، و بی توجهی به ایجاد تغییرالگوهای کشت محصولات کشاورزی، خسارات شدیدی که به محیط زیست کشور وارد شده برای جبران نیاز به زمان دارد، وهمانطور که گزارش بانک جهانی برآورد کرده است، ایران یکی از کشورهائی است که تداوم روند فعلی مصرف آب تا سال 2050 برتولید ناخالص ملی آن به نحوی شدید تاثیرخواهد داشت که به از دست دادن 45 میلیارد دلار منجر خواهد شد.  متاسفانه، همانطورکه غلامحسین شافعی گفته، مسئولان منابع آبی و انرژی برا ی درخشان جلوه دادن کارنامه عملکرد خود تلاش کرده اند تا شرایط را مطلوب نشان دهند و با نگاهی معطوف به حال، آینده را اغماض کنند.  

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: