به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

تنش‌های اخیر میان ایران و آذربایجان با رویدادهای چون بازرسی کامیون‌های ایرانی و دستگیری راننده‌های آنها در مسیرهای مرزی، اعزام نیروهای نظامی کشورمان به مناطق مرزی شمال غرب، و رزمایش‌های مشترک آذربایجان و ترکیه انجامید که به اعتقاد بسیاری از ناظران، نمایش قدرت و وحدت نظامی دو کشور در مقابل ایران است. در همین حال شاهدیم که در داخل، ما بجای تاکید بر رویه‌های موجه دیپلماتیک، با واکنش‌های تندی علیه مواضع توهین‌آمیز نماینده مجلس آذربایجان روبرو بوده‌ایم که این امر، تصویر همزیستی در یک منطقه زیر چتر صلح با همسایگان (بویژه با عنایت به سخنان اخیر رئیس جمهوری کشورمان در مورد اولویت سیاست خارجی ایران بر مبنای گسترش و ایجاد روابط همه جانبه با کشورهای همسایه و منطقه) را در سایه‌ای از تاریکی قرار داده است.

علی‌افدوگانگی که در مواضع ما طی یک سال گذشته در قبال جمهوری آذربایجان وجود داشته قابل تامل است. در زمان جنگ 2020 ناگورنو قره باغ، هر چند وزارت امور خارجه دستکم بطور کلامی ابراز بی‌طرفی کرد، ولی نمایندگان مقام معظم رهبری در استان‌های شمال‌ غرب کشور، با صدور بیانیه‌ای عنوان کردند دولت جمهوری آذربایجان در بازپس‌گیری اراضی قره‌باغ کاملاً قانونی و شرعی عمل کرده است. آیت‌الله عاملی، نمایند ولی فقیه در اردبیل همچنان اصرار می‌روزند قره‌باغ خاک اسلام است و بر این اساس، جنگ قره‌باغ قدسیت پیدا کرد. اکنون کسانی که اظهارات الهام علی‌اف انتقاد می‌کنند باید مواضع دیروز و امروز کسانی همچون آیت‌الله عاملی را هم مورد انتقاد قرار دهند و البته به طریق اولی، تمامی سیاست‌های مداخله‌گرایانه ما که جنبه ایدئولوژیک داشته را بازنگری کنند.

روابط ایران و جمهوری آذربایجان طی سالها به واسطه پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی مشترک همواره در سطحی عادی و بعضا با فراز و نشیب هائی در جریان بوده، اما به دلیل روابط استراتژیک دولت باکو با کشورهای غربی و کشورهای منطقه و پیوندهای نظامی با ترکیه هیچگاه ما نتوانستیم روابط خود با این کشور همسایه را مانند روابطمان با عراق و سوریه تعمیق و گسترش دهیم، به ویژه آنکه به گفته چندی پیش الهام علی‌اف، رابطه تهران و باکو صرفا در حوزه اقتصادی حمل و نقل است و رابطه همه جانبه‌ای نیست. متاسفانه، اما می‌بینیم که همین رابطه نیز با پیمایش در مسیری تنش‌زا همراه بوده و بنظر نمی‌رسد پایانی بر این مخاصمه مزمن متصور باشد.

اعزام نیروهای نظامی به مرزهای شمال غرب کشور با تجهیزات جنگی، هم از منظر قدرتنمایی نظامی و هم از منظر تنش‌زدائی با همسایگانی باید مورد تحلیل قرار گیرد. کسانی که بر طبل تخاصم می کوبند، بر رابطه نزدیک باکو با اسرائیل تاکید می ورزند ولی این سوال را طرح نمی کنند که طی سه دهه گذشته، آیا اولویت‌بندی‌های ما در سیاست خارجه و محوریت قائل شدن بر رضایت روسیه، عاملی برای دور کردن جمهوری آذربایجان نبوده؟ آیا تمرکز ما بر سیاست روسوفیلی از یک سو و تاکید وسواس‌گونه بر عمق استراتژیک در خاور نزدیک باعث نشده که از دیگر اعماق استراتژیک - و یا دستکم حفظ اصل حسن همجواری - غافل شویم؟  

هم زمانی که برای جنگ قره‌باغ قداست قائل می‌شدیم، اشتباه کردیم و هم اکنون که نمایندگان مجلس در برابر سخنان توهین آمیز علی اف، مواضع تهدیدآمیز و غیردیپلماتیک می گیرند؟ برخی قصد دارند این تقابل ها یکسره به دخالت بیگانگان تقلیل دهند ولی همانطور که اشاره شد، باید مرور اتفاقات گذشته می‌توان دید نبود رویکرد همه جانبه گریانه در آسیای میانه و انفعال در برابر روسیه از ریشه های اصلی تخاصم کنونی است.

طی سال های گذشته همه تلاش های استراتژیک کشورمان بر روی تنها تعدادی از همسایگان و کشورهای منطقه متمرکز بوده و همیشه از موفقیت‌هایمان در عراق و سوریه و لبنان گفته‌ایم و محوریت را بر روابطمان با روسیه و چین گذاشته‌ایم، و فراموش کرده‌ایم که ما با 7 کشور از جمله جمهوری آذربایجان مرز خاکی و با چند کشور دیگر نیز مرز آبی داریم که متاسفانه یا در اولویت سیاست خارجی ما نیستند و یا روابط غیرمنطقی با آنها داریم. ما بر اساس قاعده «دشمنِ دشمن من، دوست من است» طالبان را تطهیر کردیم و بر اساس ایده «دوست دشمن من، دشمن من است» جمهوری آذربایجان را از خود می رانیم و البته این موضوع را هم طرح نمی کنیم که علتی که دولت باکو دوست دشمن ما شد، کم کاری و انفعال خودمان در همگرایی منطقه‌ای و بخصوص آسیای میانه نیز بوده است.

بر اساس تکیه بر همین سیاست خارجه ایدئولوژیک زده بوده که سایر کشورهای منطقه مانند امارات، بحرین و عربستان نیز به دلیل روابطشان با کشورهای دیگر که مورد قبول ما نبوده است در فهرست مناسبات دوستانه ما قرار نداشته اند. این رویکرد اما نمره قبولی نگرفته و اکنون به دلیل اهمیت استراتژیک منطقه که هرگونه تحولی در آن مناسبات جهانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد، نیاز به تنش‌زدائی از سوی همه کشورها بیش از همیشه احساس می شود.

تنش های اخیر با جمهوری آذربایجان که به گفته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، محمود عباس زاده مشکینی، نباید به انجام اقدامات نسنجیده‌ای منجر شود، باید با اراده‌ای دوجانبه از سوی دو کشور از میان برداشته شود و افزون برآن این تنش‌زدائی در قبال سایر کشورهای منطقه نیز باید پیگیری شود. همانطور که نخستین گام‌ها برای تماس و مذاکرات دو جانبه با دولت ریاض برداشته شده، باید ضرورت برقراری روابط با همسایگان با مذاکره و دیپلماسی مد نظر قرار گیرد، زیرا به باور کارشناسان پتانسیل بالائی برای همکاری میان ایران، جمهوری آذربایجان و سایر کشورهای منطقه وجود دارد که نه تنها از نظر امنیتی بلکه از بُعد اقتصادی نیز به نفع کشورمان خواهد بود.

سیاست خارجه آرمان گرا با سیاست خارجه ایدئولوژی‌زده متفاوت است. ما می توانیم در طرح مواضع و دفاع از حق مظلومان همواره ثابت قدم باشیم ولی مواضعی که ما در سال گذشته در قبال جمهوری آذربایجان شاهد بودیم، ایدئولوژی‌زده بود. همین رویکرد را در بحث عمق استراتژیک هم شاهد هستیم. هرچند مدافعان این سیاست ها، ایدئولوژی زدگی خود در تقاب آرمان گرایی می پوشانند، ولی اگر کمی دقیق‌تر بنگریم، چهره واقعی این افراد و گروه‌ها هویدا می‌شود.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: