به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

گزارش‌ها حاکی از ورشکستگی 18 صندوق از 22 صندوق بازنشستگی کشوری است. درحالی که دولت همچنان برای پرداخت هزینه‌های صندوق‌های بازنشستگی از بانک مرکزی استقراض می‌کند، از حق بیمه‌ای که شاغلان پرداخت می‌کرده‌اند (تا در زمان بازنشستگی بصورت مستمری به خودشان بازگردد)، تنها 15 درصد باقی مانده است. در یک نگاه، دولت نه تنها به سازمان تامین اجتماعی مبلغ 300 هزار میلیارد تومان بدهی دارد، بلکه معلوم نیست چگونه می‌خواهد استقراض خود با بانک‌ها را تسویه کند. ضعیت صندوق‌های بازنشستگی یکی از ابرچالش‌های اقتصادی کشور است که رسیدگی به آن، مستلزم تغییراتی بنیادین در مسیر سیاست های اقتصادی و پولی کشور است.

بمب ساعتیبرآوردها حاکیست از میان صندوق‌های بزرگ بازنشستگی کشور، تنها «تامین اجتماعی» است که هنوز به مرحله‌ی بحران جدی نرسیده و سایر صندوق‌ها - از صندوق فولاد گرفته تا صندوق‌های کشوری و لشگری - مدتهاست که در دل بحران به سر می‌برند و تعادل ورودی‌ها و خروجی‌های آنها از دست رفته است. در حال حاضر، سازمان تامین اجتماعی کشور حدود 44.2 میلیون نفر را تحت پوشش دارد که از این تعداد اندکی بیش از 7.1 میلیون نفر مستمری دریافت می کنند.

مروری بر بررسی‌های کارشناسان اقتصادی مبنی بر ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی نشان می‌دهد که نحوه عملکرد این صندوق‌ها یکی از بحران‌های عمده اقتصاد کشور است که در نگاهی ساده به دلیل ناترازی میان ورودی و خروجی این صندوق‌ها و یا به عبارتی دیگر به دلیل عدم تعادل منابع و مصارف بوجود آمده که بیانگر چالش‌های پرشماری است که نظام بازنشستگی کشور با آن روبروست و یکی از دلائل چنین چالش هائی نسبت ناهمگون تعداد بازنشستگان به تعداد شاغلان در کشور است.

کارشناسان بر این باورند که در کشورهایی که به ازای هر 5 یا 6 نفر شاغل یک فرد بازنشسته وجود داشته باشد، صندوق های بازنشستگی میتوانند بدون هیچگونه مشکل اقتصادی به وضعیت بازنشستگان سروسامان دهند. متاسفانه، اما در کشور ما به ازای هر 3.2 نفر شاغل، یک نفر بازنشسته است، و به رغم هشدارهای اقتصاددانان در چند سال گذشته هیچ اقدامی برای مقابله با این بحران صورت نگرفته و هر بار دولتها با افزایش نقدینگی و عدم توجه به دلائل واقعی کسری بودجه، راهی جز تزریق پول به صندوق‌های بازنشستگی برای پرداخت حقوق بازنشستگان پیدا نکرده‌اند. در حقیقت، برآوردها حاکی از آنست که حدود 85 درصد از هزینه‌های صندوق ها را دولت پرداخت میکند و اگر امور به همین منوال پیش رود تا سال 1420 این مقدار به بیش از 90 درصد خواهد رسید.

باید توجه داشت که اقتصاد ایران یک اقتصاد غیرمولد است و بسیاری از واحدهای تولیدی نیز نه تنها حرفی برای گفتن در بازارهای جهانی ندارند، بلکه سال به سال بیشتر از قبل بازارهای داخلی را به دلیل گسترش قاچاق در سطح کشور از دست میدهند. همین مساله باعث میشود که ظرفیت اشتغالزایی در کشورمان کاهش یابد و به همین دلیل، تناسب مطلوب بین افراد شاغل و بازنشسته در کشورمان وجود نداشته باشد. افزون بر کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و بالا بودن نرخ بیکاری جوانان که منجر به بحران صندوقها شده، باید به نظام فرسوده و در بسیاری موارد رانتی مالیاتی نیز به عنوان یکی از علل این بحران اشاره کرد. افزون برآن، سود حاصل از سرمایه گذاری صندوقهای بازنشستگی تنها کمتر از 10 درصد هزینه این صندوقها را پوشش میدهد که به عبارتی به معنای ورشکستگی این صندوقها در آینده است.  

به طور کلی آنچه نیاز به اصلاح ساختاری دارد نظام بازنشستگی کشور و اصلاح قوانین در حوزه اشتغالزائی و رسیدگی به تغییرات جمعیتی کشور است. کارشناسان جمعیتی براین باورند که اگر تا سال 1420 که سال پیری جمعیت است چاره‌ای برای نجات صندوقهای بازنشستگی اندیشیده نشود اوضاع بسیار وخیم‌تر از وضعیت کنونی خواهد شد. در این راستا افزایش سن بازنشستگی به حدود 65 مانند بسیاری از کشورهای دنیا میتواند بخشی از مشکلات صندوقها را پوشش دهد. به گفته رئیس کمیته اصلاح ساختار بودجه مجلس درسال گذشته، افزایش یک سال به سن بازنشستگی به معنای 120 هزار میلیارد تومان صرفه جویی برای صندوقهای بازنشستگی است. از سوی دیگر، استفاده دولت از صندوقهای بازنشستگی برای افزایش درآمد خود و واگذاری شرکتهای دولتی زیان‌ده به این صندوقها برای تسویه نقدی تنها مشکلات این صندوقها را تشدید کرده است. چنین چرخه معیوبی که رشد تورم را به دنبال دارد باعث شده که بازنشستگان، حتی با دریافت حقوق بازنشستگی، بازهم نتوانند با مستمری خود تامین معاش کنند و حتی افزایش حقوقشان نیز نتواند در تناسب با رشد قیمت کالاهای اساسی باشد.   

در سالهای اخیر، بازنشستگی برای بسیاری از مردم کشورمان تنها به یک رویای دست نیافتنی تبدیل شده است و مروری بر مشکلات صندوقهای بازنشستگی به وضوح این حقیقت را آشکار می کند که برخلاف بسیاری از کشورهای جهان که در آنها بازنشستگان به دور از نگرانی برای تامین معاش خود از منزلت و مزایای اجتماعی خاصی برخوردارند، در کشور ما بازنشستگی دشوارترین دوران زندگی برای شهروندانی است که باید دغدغه تامین معاش و گذران زندگی را همراه با سختی های ایام پیری سپری کنند و تعداد این شهروندان به سرعت رو به افزایش است.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: