به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

اتمی وینچهارمین دور گفتگوهای وین برغم پیچیدگی‌های آن همچنان ادامه دارد و به گفته مذاکره کننده ارشد هسته ای کشورمان طرف مقابل آمادگی خود را برای برداشتن بخش بزرگی از تحریم ها علیه ایران ابراز کرده است که می‌توان آن را یک موفقیت بزرگ در راه تامین منافع اقتصادی کشور دانست. البته باید مراقب باشیم که فرصت‌سوزی‌های دوران پسابرجام را تکرار نکنیم و در عوض با ایجاد یک گفتمان ملی واقع‌گرایانه و مسالمت‌آمیز، شرایط را برای جذب سرمایه خارجی (در چهارچوب همه‌جانبه‌گرایانه) و افزایش صادارت فراهم کنیم. در همین حال باید به دولت و مجلس گوش زد کرد که سیاست‌های غلط سرکوب ارزی و اتکای محض به اقتصاد نفتی را تکرار نکند.

درحالی که خبرهای خوبی از وین می‌رسد، در داخل اما شاهد آماده‌سازی‌ها برای همان کارشکنی های گذشته هستیم. متاسفانه می‌بینیم که گروه‌هائی در داخل کشور به عوض نگریستن به احیای برجام به عنوان دروازه‌ای برای دسترسی به منابع جدید برای سرمایه گذاری و تولید، آن را مخالف با منافع سیاسی و جناحی خود ارزیابی می‌کنند و هرچند چاره‌ای جز رفع تحریم‌ها نمی‌ببنند، ولی از ایجاد چالش برای تنش زدایی و تعامل دریغ نمی‌کنند. در سوی دیگر نیز فرصت‌طلبانی هستند که با برنامه‌ریزی‌های زیرکانه، در جستجوی کشف رانت‌های جدید هستند که متاسفانه تمایل حاکمیت به اقتصاد نفتی هم در راستای منافع این رانت‌جوایان است.

پس از سال ها تحریم برعلیه کشورمان، برجام فرصتی بود که می توانست زمینه توسعه و پیشرفت را برایمان فراهم کند.  در حقیقت برجام نقطه عطفی در تاریخ ما بود که منجر به ایجاد فضائی پرامید و جدید در کشور شد و لازم بود که از آن برای بهبود اقتصاد کشور به بهترین نحو بهره‌برداری می کردیم، اما متاسفانه نکردیم و فرصت‌های بسیاری را از دست دادیم. آن روزها دردوران پسابرجام هم عده ای تلاش کردند با اصرار بگویند برجام برای کشور یک پیروزی نبود و بر روی هرگونه جذب سرمایه گذاری خارجی و افزایش اعتمادسازی چالش افکنی کردند با ایجاد بحران در حوزه تجارت و سیاست خارجی، اجازه استفاده از فرصت های موجود را ندادند.  همین عده امروز هم در پیش بینی احیای برجام می‌خواهند تفکرها را به همان سو سوق دهند و نام آن را دلسوزی برای کشور می گذارند، حال آن که این مورد ریشه در منازعات سیاسی دارد.

از جمله دستاوردهای برجام تنها چند روز پس از اجرائی شدن آن دسترسی فوری ایران به منابع مسدود شده بانکی، لغو تحریم سوئیفت و شروع مبادلات اقتصادی برای کشور بود. افزون برآن، برقراری روابط بین‌المللی نوید باز شدن درهای کشور و تعامل ایران با اقتصادهای دنیا را با خود به همراه داشت. بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی با اشتیاق رهنمودهائی برای استفاده از فرصت‌های پسابرجامی ارائه کردند، و تصریح رئیس جمهوری کشورمان درآبان ماه 1395 نیز بر این بود که در پسابرجام «نیازمند جبران‌ فرصت‌های از دست رفته در گذشته هستیم و لازمه ‏آن ارتقاء سطح روابط اقتصادی، علمی، فرهنگی و سیاسی است و این همه نیازمند برقراری کامل روابط بانکی ‏است.»

متاسفانه، اما در دوران پسابرجام نتوانستیم در کشور به اجماعی که منافع ملی را در برداشته باشد دست یابیم. در پسابرجام حاکمیت عملا به دلواپسان اجازه کارشکنی دراجرایی شدن توافق‌ها را داد؛ در پسابرجام نظام تصمیم گیری کشور نتوانست به گفته دکتر مسعود نیلی گفتمان ملی واقع گرایانه و مسالمت آمیز پساتحریم را پیش ببرد که نتیجه آن چالش های اجتماعی و سیاسی و و ضعیت وخیم اقتصادی شد؛ درپساتحریم به واسطه موانع سیاست‌گذاری نتوانستیم فضائی اطمینان بخش و اعتمادساز برای سرمایه گذارخارجی ایجاد کنیم؛ و در پسابرجام نتوانستیم از امتیازاتی که گرفته بودیم بهره ببریم.

به گفته محسن جلال پورکه دوره خاص پسابرجام را یک فرصت طلائی برای اقتصاد ایران خوانده بود، علت عدم موفقیت اقتصادی درپسابرجام و ارتکاب اشتباهات را می‌بایست در نبود چارچوبی هم راستا با اقتصاد سیاسی در کشور برای نزدیک کردن منافع موافقان و مخالفان برجام، عدم توانائی در ایجاد فضائی آرام و مطمئن برای سرمایه گذار، عدم توانائی در همراستائی با شرایط اقتصادی دنیا و توافق با استانداردهای بین المللی، قوانین دست و پا گیر اداری، عدم شفافیت و فساد جست و جو کرد. بیش از هربازدارنده دیگر، اما نگاه جامعه جهانی به ایران به عنوان کشوری با تنش های داخلی و عدم توانائی در رسیدن به اجماع ملی عاملی برای فاصله گرفتن کشورهای دیگر و عدم مشارکت در تعاملات اقتصادی با ما بود، و در این میان دولت نیز نتوانست گامی موثر برای اصلاح اوضاع و تغییر ساختار اقتصاد کشور بردارد. نتیجه این مشکلات افزایش فساد، رانتخواری، قاچاق و پولشوئی بود که بسیاری ازسرمایه گذاران خارجی که به رغم همه عوامل بازدارنده حاضر شده بودند روی کشورمان حساب باز کنند به چشم خود و از نزدیک دیدند و تصمیم به ترک ایران گرفتند.

احیای برجام و لغو تحریم ها درصورتی موفقیت آمیز خواهد بود که دوران پسابرجام درس عبرتی برای عدم تکرار اشتباهات گذشته باشد. درحال حاضر که کشور با امکان احیای برجام روبروست نباید فراموش کنیم که برجام ابزار جناحی، گروهی و انتخاباتی و برای تسویه حساب سیاسی نیست. برجام یک برنامه ملی برای بهبود اقتصاد، معیشت، رفاه و سلامت ملت است که با لغو تحریم ها و به شرطی امکان‌پذیر می شود که درس های گذشته را سرمشق آینده کنیم و پس از احیا برجام فرصت سوزی نکنیم. بهبود اقتصادی نیاز به تعامل با دنیا دارد و برای موفقیت در تعامل با دنیا نیاز به اتحاد و یکپارچگی در فضای داخلی سیاسی داریم. توجه تنها به چند کشور برای مناسبات اقتصادی و دشمنی با غرب و انزوای اقتصادی به ویژه در وضعیتی که کشور با بحران‌های روزافزونی مانند بیکاری، تورم، فقر، فراز سرمایه، فرار مغزها و ده ها مشکل اقتصادی و اجتماعی دیگر روبروست، مخالف با منافع و رفاه ملت است. 

بیشتر بخوانید:

در بزنگاه تاریخی چه اتفاقی افتاد؟

فرصت‌های سوخته

خروج آمریکا از برجام و جشن دلواپسان

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: