به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

طی روزهای گذشته، امضای سند همکاری 25 ساله ایران و چین با حاشیه‌های زیادی همراه بوده و مخالفان و موافقان زیادی داشته. بسیاری از انتقادها و طرفداری‌ها، نه بر اساس واقعیات صحنه، بلکه بر اساس جناح‌بندی‌های از پیش تعیین شده در سیاست خارجه کشورمان شکل گرفته است. جدای از این رویکردهای جناحی اما، شاید مهمترین انتقادی که در این مرحله به سند همکاری وارد شده، مسئله عدم شفافیت و بی‌اطلاع نگه داشتن افکار عمومی (و حتی دست‌اندرکاران) از جزئیات توافق‌ها است. باید توجه داشت که مسئله عدم شفافیت به دو اشکال ساختاری می انجامد: اول اینکه امکان بحث کارشناسی و سازنده درخصوص توافقها را غیرممکن می‌کند و در ضمن امکان نظارت‌های آینده بر نحوه پیگیری توافق‌ها را نیز از میان می‌برد و امکان سوءمدیریت و فساد را فراهم می‌سازد.

با توجه به اطلاعات محدودی که از توافق‌های ایران و چین منتشر شده، می‌توان گفت که ایران تاحدی از موضع ضعف وارد مذاکره شده است. در ضمیمه یک پیشنویس توافق آمده است: «با تلاش مشترک دو طرف، چین به عنوان یک وارد کننده ثابت نفت خام ایران خواهد بود و امیدوارست که ایران به نگرانی‌های چین درباره بازگشت سرمایه‌گذاری در بخش نفت ایران توجه نماید. طرف چینی نیز منقابلا به استفاده بهینه از منابع مالی به دست آمده از فروش نفت به چین توجه نماید.» با نگاهی به دیگر ضمائم هم میتوان دید که مطالبات چین از ایران روشن‌تر از مطالبات ما از چین درج شده است و در ضمن مشکلات کلی اقتصاد ایران همچون وابستگی به نفت و خام فروشی و اقتصاد دولتی، در سند همکاری 25 ساله با چین نیز نمود پیدا کرده است. البته این موضوع مختص به توافق‌های ما با چین نیست، ولی 25 ساله بودن سند همکاری این نگرانی را ایجاد کرده که ظاهرا دولتمردان ما قصد ندارند دستکم برای دو دهه از چهارچوب‌های ناکارآمد اقتصاد نفتی و رانتی خارج شوند.

منتقدان می گویند چین در قراردادهایش، انصاف را رعایت نمی‌کند و کشورهایی که با چین وارد معامله می‌شوند دچار خسران می گردند. در این راستا، منتقدان از مثالهایی همچون سرنوشت سریلانکا و اجاره 99 ساله بندر همبانتوتا به چين یاد می‌کنند و فرجام تعامل‌های ما با چین را نیز مثبت ارزیابی نمی‌کنند. در این میان اما باید توجه داشت که هرکشوری نهایتا به دنبال منافع خود است و ما به عنوان یک کشور مستقل وظیفه داریم به فکر منافع خودمان باشیم. در این راستاست که اگر انتقادی هم به سند همکاریهای ایران و چین وارد باشد، این انتقاد به حاکمیت خودمان وارد است که با قدرت وارد مذاکره نشده‌، که خود این امر ناشی از انزوای سیاسی و اقتصادی ایران است.

باید توجه داشت که کشورهایی که اسیر پدیده موسوم به «تله بدهی» شده‌اند، در اکثر موارد از لحاظ برنامه‌ریزی‌های اقتصادی، وضع و حال مناسبی نداشتند و هم در تنظیم قراردادها و هم در اجرای آنها، ضعیف عمل کردند. آیا مثلا کشورهای اروپایی یا اسرائیل هم که روابط گسترده تجاری با چین دارند، با همین مشکلات روبرو هستند؟ جواب این سوال منفی است زیرا این کشورها دست بسته وارد تعامل تجاری با چین نشده‌ و ضمن افزایش مراودات تجاری با دولت پکن، روابط خود را با دیگر قدرتهای جهانی قطع نکرده اند.

واقعیت این است که ما از موضوع ضعف وارد تعامل با چین شده ایم و شایسته است این موضوع مورد توجه حاکمیت قرار بگیرد. سیاست «نگاه به شرق» زمانی جواب می‌دهد که ما از سر ناچاری به چین پناه نبریم، بلکه به عنوان بازیگری که امکان انتخاب داشته، با شرق وارد تعامل شویم. ما از شعار «نه شرقی و نه غربی» به سیاست «فقط شرقی» راضی شده‌ایم، غافل از اینکه تنها با سیاست «هم شرقی و هم غربی» است که می‌توانیم تعاملی سازنده و عزتمندانه با چین داشته باشیم.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

اولویت نظام در سال ۱۴۰۰ چه باید باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: