به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی فرصتی است تا با نگاهی محققانه، دستاوردهای چهار دهه نظام جمهوری اسلامی را مرور کنیم و گذشته را چراغ راه آینده نماییم. در این راستا باید توجه داشت که طی چهار دهه گذشته، شرایط داخلی و منطقه‌ای و جهانی تغییراتی بنیادین کرده و از همین رو، ضمن تاکید بر آرمانهای کلی انقلاب، باید در جزئیات و مصادیق عملگرا بود و با توجه به شرایط زمان و مکان، آرمانها را به روز کرد.

استقلال و آزادی تنها شعارهای احساسی انقلاب نبوند و درواقع به گفتمان‌های اصلی چهل و دو سال گذشته در حوزه حکومت‌داری و شهروندی تبدیل شدند. گفتمان استقلال طلبی که بر لزوم خروج از استیلای بیگانگان تاکید داشت، به اصلی‌ترین مولفه سیاست‌های اقتصادی و خارجی نظام تبدیل شد و گفتمان آزادی که خواستار خروج از استیلای حاکمیت خودکامه بود، هدف و مطالبه اصلی جامعه مدنی شد. در این میان، از همان ابتدا، گفتمان استقلال طلبی با دو سوء تفسیر همراه بود: در حوزه اقتصاد، ما به اشتباه استقلال را به خودکفایی تعبیر کردیم، و در حوزه سیاست خارجی، خروج از استیلای بیگانه را به غرب‌ستیزی تقلیل دادیم.

اکنون پس از گذشت چهل و دو سال از تاسیس نظام جمهوری اسلامی شاید بتوان گفت که مخرج مشترک رفتارهای مختلف حاکمیت و گروه‌های سیاسی درون-نظام، کماکان گفتمان استقلال‌طلبی است. در حوزه اقتصاد، از همان ابتدا استقلال‌طلبی به خودکفایی سوء تعبیر شد و هزینه‌های زیادی را بر کشور تحمیل کرد و به مانع مهمی برای توسعه پایدار تبدیل شد. متاسفانه سیاستمدارن ما همچنان سودای خودکفایی در سر دارند و در سالهای اخیر، مفهوم درونزایی را نیز به خودبسندگی تعبیر کرده اند. در دتیای امروز، نمونه بارز سیاست خودکفایی، کره شمالی (سیاست موسوم به جوچه) می‌باشد و در کشور ما هم هستند کسانی که عملا با اقدامات خود، از این مدل طرفداری می کنند.

در حوزه سیاست خارجی اما، آرمان استقلال عملا به غرب ستیزی تقلیل پیدا کرده است که یا خود را در ضدیت آشکار با هرآنچه که اروپایی و آمریکایی است نمایان می‌کند و یا در پشت سیاست نگاه به شرق پنهان می‌شود. بحث اروپا هراسی سر رشته دراز دارد و باید ریشه‌های آن را در دوران استعمار قرن هجدهم و نوزدهم میلادی جست. در سالهای اخیر اما، این غرب ستیزی و غرب هراسی از منطق تهی شده و عملا ضد آرمان استقلال طلبی عمل کرده است.

اگر ما نگران نفوذ بیگانه در کشور بودیم، چگونه است که خود را دست بسته در کنار روسیه و چین قرار داده‌ایم و عملا دریوزگی دوستی این کشورها را می‌کنیم و دوستی غیرمشروط خود را به آنها هدیه می نماییم؟ واقعیت اینست که مفهوم استقلال تنها در سایه اعتماد به نفس ملی شکل می‌گیرد و از همین رو با بیگانه هراسی و انزوا طلبی قرابتی ندارد. اکنون سالهاست که  جریان قدرتمندی در کشور، تقابل با نهادها و پروتکل‌های بین المللی را در پوشش استقلال‌طلبی توجیه می‌کنند، ولی واقعیت این است که این رویکرد یا ریشه در منافع جناحی دارد و یا ناشی از انفعال و ترس از گفتگو و مذاکره است.

در پایان باید یادآور شد که طی چهار دهه گذشته، شرایط منطقه‌ای و جهانی شاهد تغییرات عمده‌ای بوده و به طور خاص پس از پایان دوران جنگ سرد، نمی توان غرب و شرق را در تقابلی عمیق قرار داد. در این راستا، تقابل روسیه با غرب و یا جنگ تجاری آمریکا و چین، در واقع تقابلی میان کشورهای سرمایه‌داری است و ما هم برای تعریف و تحکیم جایگاه خود، نمی توانیم با معیارهای جنگ سرد، تقابل های موجود را تحلیل کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

اولویت نظام در سال ۱۴۰۰ چه باید باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: