به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

سالگرد تسخیر سفارت آمریکا و آغاز بحران روابط تهران و واشنگتن فرصتی است برای بازنگری رویکرد ما به عقلانیت و انقلابی‌گری در سیاست خارجی. بیش از چهل سال از قطع روابط دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن می گذرد و متاسفانه رابطه با آمریکا به یک مسئله حیثیتی برای حاکمانمان تبدیل شده است. این میزان دشمنی حتی میان کشورهایی که در جنگی خونین با هم بوده اند نیز بی‌سابقه است و همین امر نشان می دهد که آمریکا ستیزی برخی جناح‌های داخلی، بیش از آنکه یک استراتژی عملگرایانه باشد، یک ایدئولوژی التقاطی است که با منافع اقتصادی گروهی و جناحی گره خورده است.

بزرگترین چالشی که 13 آبان برای سیاست خارجی ما ایجاد کرد این بود که از قطع رابطه با آمریکا اسطوره ساخت و این اقدام را به هویت نظام پیوند زد. سیاست خارجه ما نیازمند مردان و زنان اسطوره‌شکنی است که عقلگرایی و عملگرایی را جایگزین ایدئولوژی‌زدگی کنند. علی مطهری نوشته بدون شک به درازا کشیدن گروگان گیری سال 58، «چهره انقلاب اسلامی را در دنیا مخدوش و زمینه حمله صدام به ایران را فراهم کرد و امروز هم تحریمهای ناشی از آن را تحمل می‌کنیم.» هرچند اینگونه اظهارات اکنون از مقام های ارشد نظام شنیده نمی شود،ولی بیاد داریم که همان زمان، شخصیتی همچون آیت الله مهدی کنی با گروگان گیری به شدت مخالفت کرده بود و بعدها هم گفت « این جریان از جهات گوناگون برای انقلاب، سنگین تمام شد»

اکنون سالهاست که ما سیاستی دوگانه را در قبال آمریکا پی گرفته ایم. از سویی، تاثیر فشارهای آمریکا را بر اقتصاد و سیاست کشورمان بی اهمیت می دانیم و از دیگر سو، همه مشکلات را به گردن آمریکا می‌اندازیم. در بحث رابطه دیپلماتیک هم، همین روش را دنبال کرده ایم؛ از سویی مذاکره و نهایتا رابطه با آمریکا را عملا تعلیق به امر محال می کنیم، ولی از سوی دیگر، تمام انرژی سیاسی کشور، حول محور عدم رابطه با آمریکا می گردد. نمونه ای از این دوگانگی را طی این چند روز شاهد بوده ایم: مقام‌های کشورمان تاکید کرده‌اند که اهمیتی به انتخابات آمریکا نمی دهند، ولی نگاهی به حجم پوشش خبری این انتخابات در رسانه های کشور، پیام دیگری در بر دارد.

بحثی نیست که مشکلات اقتصاد کشور را نمی توان به رابطه با آمریکا و یا حتی سیاست خارجی تقلیل داد و مسائلی همچون سیاست‌های پولی و بودجه و فساد سیستمی گریبان اقتصاد کشور را گرفته است؛ ولی به هر حال نمی توان انکار کرد که ضرباتی که سیاست خارجی غلط بر اقتصاد ما وارد کرده، تاثیر عمیقی هم بر اقتصاد و هم بر سیاست داخلی کشور داشته است. باید توجه داشت که حرکت به سمت عادی سازی روابط با آمریکا، تاثیری مثبت بر روابط ما با متحدانمان هم خواهد گذاشت، زیرا در آن صورت ما با دست بازتری با کشورهای همچون چین و روسیه تعامل خواهیم داشت.

اکنون بسیاری از جوانانی که بانی اشغال سفارت آمریکا بوده‌اند، یا از کرده خود پشیمانند و یا ادامه روش های گذشته را به سود منافع ملی نمی‌دانند. محسن میردامادی می‌گوید در حوزه روابط خارجی، برخورد سیاه و سفید در دوران هیجانات انقلابی تاحدی طبیعی است ولی «اینکه ۴۰ سال در این فضا بمانیم و نگاهمان اینطور باشد، طبیعتا نتیجه‌اش بن‌بست‌هایی است که تا به حال داشته‌ایم.»   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

مهمترین مطالبه بخش خصوصی از مجلس یازدهم چه باید باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: