به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

متن ذیل از سوی یکی از خوانندگان برایمان ارسال شده است. وبسایت تاجران از همفکری همه فعالان اقتصادی و مدنی استقبال می کند.

اخیرا آیت الله علم الهدی در خطبه‌های کتبی مشهد گفت برای محرومیت‌زدایی، اول باید با جریان قدرت و ثروت مقابله کرد. وی خطاب به نمایندگان مجلس گفته با جسارت عمل کنید و «نگذارید جریان قدرت و ثروت با بیان مسائل حاشیه‌ای، قدرت حرکت را از شما بگیرد.» هروقت اولیای امور می‌خواهند حمایت مردم کوچه و بازار را جلب کنند، یا همه تقصیرها را به گردن دشمن خارجی می‌اندازند، و یا از طبقه «قدرت و ثروت» سخن می گویند، بدون آنکه مصداقی از اعضای این طبقه معرفی کنند. ولی واقعیت آنست که طبقه قدرت و ثروت همچون دشمن خارجی، یک موجود مبهم خیالی برای فرار از مسئولیت و آدرس غلط دادن است و تا زمانی که به طور عینی تعریف نشود، تنها فرافکنی بیش نخواهد بود.

جالب اینجاست که محمود احمدی نژاد هم در رابطه با ناآرامی های سال 88، تقصیر را به گردن جریان قدرت و ثروت انداخته و با تغییر ظالم و مظلوم گفته: «گروه کوچکی در نهادهای امنیتی، مأموریت خودشان را تثبیت قدرت اشراف سیاسی و اقتصادی می‌دانند و برای رسیدن به منافع طبقه قدرت و ثروت، به ارعاب مردم و نخبگان می پردازند و در همین راستا، در انتخابات 88 مردم را سرکوب کردند و در انتخابات قبل، مردم را از رقیب ترساندند.» متاسفانه این ادبیات متداول میان اولیای امور کشور است که در عمل از هر رانتی بهره می‌گیرند، ولی زمانی که از صف خودی‌ها اخراج می‌شوند، فصل عدالتخواهی‌یشان آغاز می‌شود و از انحصاری که خود زمانی تمام و کمال بهره برده‌اند، شکایت می‌کنند.

اظهارات امثال آیت‌الله علم‌الهدی و احمدی نژاد بیشتر از آنکه اشاره به یک واقعیت سیاسی یا جامعه‌شناختی داشته باشد، یک نوع آدرس غلط دادن است، والا علم‌الهدی سال 99 و احمدی‌نژاد سال 88 جدای از طبقه قدرت و ثروت نیستند؛ طبقه‌ای که اگر به خاطر انحصارهای سیاسی و اقتصادی نبود، هیچگاه به قدرت نمی رسید؛ طبقه‌ای که منافع خود را در نابود کردن رقابت واقعی می بیند و در این راستا، در داخل تمایلی به اقتصاد آزاد ندارد و در خارج هم از انزوای کشور حمایت می‌کند، قطعنامه‌های سازمان ملل را کاغذ پاره‌ای بیش نمی‌داند، و از مذاکره تابو می‌سازد.

دوستان این عزیزان هم با کاسبی تحریم روزگار می‌گذرانند و اگر به طور رسمی به قدرت نرسند، در دولت پنهان پست و مقام می‌گیرند. آقای احمدی‌نژاد این روزها آیت‌الله علم‌الهدی را از طبقه قدرت و ثروت می‌داند ولی نباید فراموش کنیم که امام جمعه مشهد در سال 88، معترضان به پیروزی آقای احمدی نژاد را محارب خواهند بود و حاضر بود حکم تکفیر مخالفان رئیس دولت وقت را صادر کند.

در کشور ما، آن فاکتوری که باعث می‌شود طبقه قدرت و ثروت به یک عنصر فسادانگیز و نامطلوب تبدیل شود، همانا انحصار است. این انحصار در کشور ما ریشه در رانت‌های ارتباطاتی و اطلاعاتی دارد و متاسفانه گروهی که سلسله جنبان انحصار است، نه تنها تمایلی به ایجاد رقابت در داخل ندارد، بلکه خواستار انزوای سیاسی و اقتصادی کشور است، زیرا در نبود رقبای خارجی است که ثروت و قدرت مطلق این گروه تضمین می‌شود.

در حالی که مسئولان تقصیرها را به گردن دشمنان داخلی و خارجی می اندازند، کسی از انحصار سخن نمی‌گوید. شاید در ماه‌ها و سالهای آینده، این بهترین ملاک تشخیص سیاستمداران صادق از ناصادق باشد؛ اگر کسی از موجودات موهومی همچون «دشمن» و «طبقه قدرت و ثروت» سخن گفت، نباید به او اعتماد کرد، ولی اگر کسی در عمل نشان داد که در پی از میان بردن رانت‌های اطلاعاتی  ارتباطاتی است، در آن صورت می‌توان به وی امید بست.

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

مهمترین مطالبه بخش خصوصی از مجلس یازدهم چه باید باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: