به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

اخیرا آیت‌الله خامنه‌ای در بحث سیاست خارجی و تعامل بین‌المللی، به مفهوم عقلانیت اشاره کرده و فرمودند: «عقلانیّت به معنای محاسبه‌ درست است...بعضی‌ها اسم عقل و عقلانیّت را که می‌آورند، منظورشان از عقلانیّت ترسیدن است؛ وقتی میگویند عاقل باشید، یعنی بترسید، یعنی منفعل باشید، یعنی از مقابل دشمن فرار کنید!» آیا این بیانات به معنی تغییر سیاست «نه به مذاکره» و ورود به فاز تعامل فعال بین‌المللی می‌باشد؟

رهبریمقام معظم رهبری افزوده اند: «ترسیدن و فرار کردن و میدان را خالی کردن، اسمش عقلانیّت نیست...فقط هم مسئله‌ نیروهای مسلّح و دستگاه دفاعی و قدرت دفاعی نیست که باید ناشی از عقلانیّت باشد؛ نه، در همه‌ی مسائل مهم برای اداره‌ی یک کشور و بخصوص در جمهوری اسلامی که این همه اسلام بر روی عقل و تعقّل و تفکّر تکیه کرده، اگر بخواهیم کارها درست پیش برود، بایستی بر مبنای عقلانیّت عمل کنیم.» آیا در حوزه سیاست خارجی، نترسیدن و میدان را خالی نکردن، به معنی تعامل و مذاکره مقتدرانه نیست؟

بحث عقلانیت بدون ترس، اشتراکی منطقی با بحث نرمش قهرمانانه دارد که در کلام رهبری به معنای «مانور هنرمندانه برای دست یافتن به مقصود» تعریف شده است. آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح این مفهوم، به مهارت دیپلماتیک اشاره کرده و بیان داشتند: «نرمش قهرمانانه برخلاف برخی تفاسیر، معنای واضحی دارد که نمونه‌ی آن در مسابقه‌ی کشتی نمایان است در این مسابقه که هدف آن شکست دادن حریف است، اگر کسی قدرت داشته باشد، اما انعطاف لازم را در جای خود به کار نگیرد، قطعاً شکست می‌خورد؛ اما اگر انعطاف و قدرت را به موقع مورد استفاده قرار دهد پشت حریف را به خاک می‌نشاند.» در بحث نرمش قهرمانانه نیز همچون بحث عقلانیت بدون ترس، دقت در محاسبه و شجاعت در تعامل، شاخصه‌های اصلی است که به شکل تعامل سازنده و مذاکره غیرمنفعلانه بروز می‌کند.

زمانی که دکتر ظریف زمام دستگاه دیپلماسی کشور را بدست گرفت، از لزوم پیگیری بازی برد-برد در سیاست خارجی سخن گفت و در این راستا موفقت هایی را نیز کسب کردیم. مشکل اینجاست که ما تنها یک استراتژی غیرانعطاف‌پذیر برای تعامل با بازیگران بین‌المللی داشتیم، و در پی تغییر استراتژی دیگر بازیگران، ما عملا از بازی خارج شدیم و نتوانیم با دینامیک گروهی جدید تطبیق پیدا کنیم. ما به شعارهای ایدئولوژیک خود بازگشتیم و در این متن بود که مقام معظم رهبری، از «نه جنگ، نه مذاکره» سخن گفتند. اکنون اما بحث «عقلانیت بدون ترس» می‌تواند راه‌گشای خلاقیت در یافتن استراتژی‌های جدید و ورود به بازی جدیدی در مذاکره باشد.

بر اساس «تئوری بازی دو سطحی»، برای موفقیت‌آمیز بودن یک مذاکره، باید اراده درون-ملیتی بازیگران با اراده میان-حاکمیتی بازیگران انطباق پیدا کند. در زمان امضاء برجام شاهد این تطبیق بودیم زیرا اراده مردم در ایران و دیگر کشورهای پنج بعلاوه یک، با اراده حاکمیتی این هفت کشور منطبق شده بود. اکنون هم با افزایش مشکلات معیشتی در ایران، بار دیگر شاهد تبلور یک اراده ملی برای مذاکره و گذار از وضعیت موجود هستیم. این اراده اگر با هنرمندی دیپلماتیک در تعامل با قدرت‌های جهانی عرضه شود، امکان نتیجه‌گیری وجود دارد.

با نگاهی به تحولات یک سال گذشته می‌توان دید که بحث «نه جنگ، نه مذاکره» در یک دگردیسی، به «جنگ اقتصادی» و «نگاه به شرق» تبدیل شد. تجربه نشان داد که نگاه به شرق بی‌نتیجه می‌ماند و جنگ اقتصادی هم ما را بیش از پیش وادار به امتیازدهی می‌کند. اگر زمانی مذاکره به معنی امتیازدهی تلقی می‌شد، اکنون و با شدت گرفتن تلفات جنگ اقتصادی، باید مشخص شده باشد که امتناع از مذاکره، به معنی امتیازدهی است. البته باید بدانیم که دیگر چندان امتیازی برای واگذار کردن نداریم و فشاری که مشکلات معشیتی روی مردم عادی وارد می کند، مالاً به حاکمیت منتقل می‌شود،  و دیر یا زود، بزرگان قوم باید تصمیم‌های سرنوشت‌سازی اتخاذ کنند.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به نظر شما، کدام یک از موارد زیر نقش مهمتری در تشدید مشکلات اقتصادی کشور داشته است؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: