به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نزدیک شدن قیمت دلار به مرز 30 هزار تومان برای نسلی که نرخ تک رقمی و دو رقمی دلار را از دهه‌های پیش هنوز به خاطر دارد، باورکردنی نیست و این که چگونه تنها در نیمه نخست سال جاری قیمت دلار به طور متوسط 10 هزار و 500 تومان افزایش داشت و با بیش از 66 درصد رشد به 26 هزار و 450 تومان تا پایان شهریور رسید، آن هم در حالی که در نیمه نخست سال گذشته نوسان قیمت دلار بین 11 تا 12 هزار تومان بود و حتی پس از رویدادهای اقتصادی و سیاسی در نیمه دوم سال 98، قیمت دلار به حدود 16 هزار تومان رسید. با توجه به کسری بودجه دولت و استفاده ارز برای تامین این کسری بودجه، انتظار می رود که همچنان شاهد روند صعودی قیمت دلار باشیم.

دلاراکنون دلار آمریکا به یکی از پرتقاضاترین کالاها در بازارهای ایران تبدیل شده است و هرقدر هم دولت در حرف، از پیروزی در جنگ اقتصادی سخن بگوید، نمی‌تواند منکر ارتباط تنگاتنگ افزایش نرخ دلار و کاهش سطح معیشتی مردم شود. هرچند نمایندگان مجلس می‌گوید موضوع معیشت مردم باید از افزایش نرخ ارز مستقل شود، اما واقعیت این است که تجربه چهار دهه گذشته نشان داده که وضعیت معشیت مردم رابطه ای تنگاتنگ با قیمت ارز از یک سو، و وضعیت تعامل کشور با قدرت‌های جهانی از دیگر سو دارد. هرگاه که بازار با نشانه‌ای از مذاکره و کاهش تنش‌های منطقه‌ای و بین المللی روبرو می‌شود، شاهد کاهش نرخ دلار بوده ایم و همین روند، باید درس مهمی در اقتصاد و سیاست برای ما باشد.

با این که نوسانات نرخ ارز امری طبیعی و متاثر از میزان عرضه و تقاضا است، در ماه های گذشته تعادلی در میزان عرضه و تقاضا در بازار ارز وجود نداشته، و افزون بر آن سیاستگذاری‌های غیرمعمول، نگرانی از عدم بازگشت ارزهای حاصل از صادرات، سرمایه‌گذاری‌های عجولانه و بی حساب در بازار ارز، افزایش قاچاق، و به گفته حمید حسینی، دبیر کل اتاق ایران و عراق، موج جدیدی از کسانی که تمایل به ترک وطن و تبدیل دارائی های خود به ارز دارند، فشار زیادی به اقتصاد کشور وارد کرده و بازار ارز را با مشکلات جدی مواجه ساخته است. در این میان، افزایش تحریم‌های بانکی ایران هم مزید بر علت شده است. مقام‌های کشورمان از مقاومت در جنگ اقتصادی سخن می گویند، ولی با ادامه روند صعودی دلار، باید در راهکارهای سیاست خارجی در مواجه با جنگ اقتصادی تجدید نظر کرد.

چند ماه پیش، رئیس بانک مرکزی با اشاره به دلائل نوسان در بازار ارز، شیوع کرونا و به تبع آن بسته شدن مرزها، کاهش ارزش محصولات صادراتی و شوک های روانی را علل ناترازی بین عرضه و تقاضا برای ارز دانست و شوک بازار ارز را موقتی و گذرا خواند و گفت درصورت نیاز، بانک مرکزی در بازار ارز مداخله خواهد کرد. از سوی دیگر، صرافان و فعالان بازار ارز دلائل دیگری را برای افزایش نرخ دلار ارائه می کنند و اکثرا معتقدند که دستکاری نرخ ها و سیاست های دستوری ، تعاملات غیر شفاف و به هم ریختگی نرخ معاملات و همچنین تصمیمات بانک مرکزی نقش مهمی در این زمینه ایفا کرده اند.  افزون بر آن، سیاست های دستوری باعث عدم توانائی صراف‌ها در فروش ارز شده و به فعالیت بازارهای غیررسمی و زیرزمینی دامن می‌زند.   

از دید برخی اقتصاد دانان نیز یکی از علل عمده مشکلات ارزی که امروز کشور با آن روبروست سوء مدیریت و عملکرد نادرست بانک مرکزی است که به عوض تمرکز بر اقدامات بی‌حاصل، باید از کاهش ارزش پول ملی که یکی از وظائف اصلی بانک مرکزی است جلوگیری کند. به گفته یک عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران، رشد پایه پولی کشور و تصمیمات غلط و ناهماهنگ منجر به رشد تورم می شود و بر بازار ارز نیز تاثیر می گذارد. از همین رو،  مهدی پازوکی می‌گوید بانک مرکزی نباید اقدام به چاپ اسکناس و پرداخت ارز خارجی معادل آن کند، بلکه باید انضباط پولی را ارتقاء دهد و نقدینگی را مدیریت کند تا نرخ تورم نیز کنترل شود.     

نگاهی به سیر افزایشی و بعضا کاهشی نرخ دلار در دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که در سال پیروزی انقلاب، نرخ دلار رسمی تنها 7 تومان بود که پس از پایان جنگ با عراق به 99 تومان رسید و در طی سال‌های بعد حتی تا چهار برابر نیز رشد کرد، اما بین سال های 1378 تا 1381 که سال های درخشان رونق اقتصادی، ثبات اقتصادی و جذب سرمایه های خارجی بود نرخ دلار نیز مسیری نزولی پیمود.  پس از آن نرخ دلار تا سال 90 و 91 به باور اقتصاددانان با روندی منطقی پیش رفت، اما در آن زمان طی مدتی کوتاه نرخ دلار دو برابر شد.  پس از آن برجام توانست دوباره آرامش اقتصادی و ثبات نرخ ارز را به کشور بازگرداند، اما می بینیم که پس ازسال 96 نرخ دلار با روند افزایشی بی سابقه ای روبرو بوده است. کاهش اخیر قیمت دلار به میزانی کم نیز دوامی نیاورد و نرخ دلار دوباره به مسیر افزایشی خود ادامه داد و معلوم نیست که آیا بازهم این سیر نزولی خواهد شد یا خیر.  به برخی باورها معلوم نیست که آیا اظهارات عبدالناصر همتی در مورد اقدامات بانک مرکزی و بازگشت ارزهای صادراتی باعث کاهش موقتی قیمت دلار بوده است و یا رخدادهای اخیر در آمریکا. 

بدون شک افزایش نرخ ارز منجر به تورم و سختی معیشت مردم می شود و تاثیر این روند افزایشی در کشور بالارفتن قیمت کالاهای مورد نیاز مردم و افزایش فشار اقتصادی در جامعه بوده است، و این باور که دولت با سیاست افزایش قیمت دلار در پی جبران کسری بودجه خود است و در بازار تنش ایجاد می‌کند، منجر به انتقادهای بسیاری نسبت به دولت و عملکرد مسئولین در تنظیم بازار و کنترل نرخ ها، بی عرضگی و بی توجهی متولیان کنترل قیمت ها، و سوء استفاده دلالان شده که شکاف‌های اقتصاد کشور را عمیق‌تر کرده است. اما تنها معیشت روزانه مردم نیست که متاثر از افزایش بی رویه نرخ ارز است، بلکه در این میان چرخه تولید نیز آسیب می‌بیند و به گفته اقتصاددان مهدی تقوی دسترسی به مواد اولیه خارجی مشکل شده و شتاب قیمت‌ها مانع از برنامه ریزی برای تولید می شوند.  تقوی همچنین به ضعیف شدن ریال به عنوان سویه دیگر رشد نرخ ارز و به موازات آن بی‌تاثیر شدن افزایش دستمزدها اشاره می‌کند که اقتصاد کشور را با دشواری روبرو نموده است. 

متاسفانه به نظر می رسد که معیشت مردم به افزایش نرخ ارز گره خورده است، از همین رو اخیرا یک نماینده مجلس با اشاره به این که قیمت ارز و دلار بر معیشت مردم بسیار اثر گذاشته و گرانی های افسار گسیخته موجب کوچک تر شدن سفره مردم شده، گفت موضوع معیشت مردم باید از افزایش نرخ ارز مستقل شود. اما واقعیت این است که تجربه چهار دهه گذشته نشان داده که وضعیت معشیت مردم رابطه ای تنگاتنگ با قیمت ارز از یک سو، و وضعیت تعامل کشور با قدرت های جهانی از دیگر سو دارد. 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به نظر شما، کدام یک از موارد زیر نقش مهمتری در تشدید مشکلات اقتصادی کشور داشته است؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: