به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

متن زیر را یکی از خوانندگان وبسایت تاجران  ارسال کرده است. سایت تاجران از همفکری فعالان اقتصادی و مدنی برای پیشبرد گفتمان عقلانی اقتصادی استقبال می‌کند.

بگذارید کلام آخر را اول بگویم: تا زمانی که آزادسازی اقتصادی در کشور صورت نپذیرد، نمی‌توان به توسعه اقتصادی و سیاسی کشور امید بست. آزمایشگاه اقتصاد وعلوم اجتماعی تاریخ است و با نگاهی به تطور جوامع صنعتی روشن می‌شود که رقابت آزاد اقتصادی و خروج دولت از حوزه بنگاه‌داری از ملزمات تحول این جوامع بوده است.

اقتصاد آزاد، بازار آزاد، چپ گرائی، راست گرائی، اقتصاد لیبرال، اقتصاد نهاد گرا و ... به راستی اقتصاد ما برچه شالوده های تئوریک استوار است؟  از دید تاریخی، راستگرائی و چپگرائی، دو واژه جنجال برانگیز در ادبیات سیاسی دنیا، بر مسیر اداره اقتصاد کشورها تاثیر بسزائی داشته، و با این که تعریف این دو رویکرد در بسیاری از موارد و به دلیل دخالت مولفه‌هائی که از فرهنگ، سیاست و باورهای مذهبی سرچشمه گرفته با مفاهیم واقعی خود فاصله زیادی پیداکرده، اما هنوز سوژه ای برای بحث در میان اقتصاددانان به ویژه در کشورما است. دخالت بیش از حد دولت در امور اقتصادی و عدم تحقق آزادسازی اقتصادی (و در ادامه ناموفق ماندن خصوصی سازی) اصلی‌ترین عاملی بوده که باعث شده ما هیچگاه رشد اقتصادی پایداری را تجربه نکنیم.

سالها است که بخش بزرگی از اقتصاد ایران توسط دولت اداره می شود و به عبارت دیگر، اقتصاد ایران دولتی است.  دولت محوری در اقتصاد از سوی به وابستگی به صادرات نفت مربوط بوده و از طرفی به دوران پیش ازانقلاب و زمانی باز می گردد که بیشتر نخبگان سیاسی متمایل به جریان های چپ بودند. این جریان ها که الهام گرفته از اندیشه های مارکسیستی و سوسیالیسم بود، با خصوصی سازی مخالف و طرفدار مالکیت اقتصاد توسط دولت بود که براساس آن باید کنترل بازار، صادرات و واردات، برنامه ریزی برای توسعه، تولید و در واقع همه امور اقتصادی در دست دولت باشد. درواقع آنچه به عنوان علم اقتصاد توسط روشنفکران روز در جامعه نهادینه شد، بیش از آنکه برگرفته از علم اقتصاد باشد، متاثر از افکاری بود که تسلط کامل دولت بر بازار، قوانین دستوری اقتصاد، و کنترل قیمت ها را رواج داد و سیاستمداران هم یا به علت تمایلات ایدئولوژیک یا به علت انحصارطلبی از این رویکرد حمایت کردند و عملا ما هیچگاه لیبرالیسم اقتصادی را تجربه نکردیم.

همانطور که دکتر غنی نژاد بارها تاکید کرده تفکرات مارکسیستی که همه بدبختی های جامعه را ناشی از مالکیت خصوصی ابزار تولید و دلیلی برای استثمار توده مردم به نفع  اقلیت سرمایه دار می داند، از مخاطبین مورد نظر خود که در زمان قبل از انقلاب مخالفین دولت بودند به سطح وسیع تری از جامعه انتشار یافت و در مخالفت با امپریالیسم و سرمایه داری، ایده کنترل اقتصاد توسط دولت و بی توجهی به مالکیت خصوصی را اشاعه داد.  بسیاری از اقتصاددانان و فعالان اقتصادی نیز مانند غنی نژاد بر این باورند که یکی ازمشکلات بزرگ اقتصاد ما همین طرز فکر متاثر از چپگرائی یعنی ساختار دولتمدار اقتصاد و نبود بازار آزاد رقابتی است، و مداخله دولت که در بسیاری از موارد به بهانه حمایت از فعالان اقتصادی و بنگاه های تولیدی انجام می شود بیشتر باعث تضعیف و نه تقویت می شود، که یکی از نمونه های بارز آن صنعت خودروسازی کشور است.

با نگاهی به روند تحول جوامع صنعتی می توان دید که اگر اقتصاد بازار آزاد پیش از روند دموکراتیزه شدن آن جوامع پیش نیامده باشد، دستکم همزمان شکل گرفته است. تجارت آزاد و عدم دخالت دولت در بنگاه داری، همزمان باعث رونق اقتصادی و توسعه جامعه مدنی شده است. در تقابل با چنین ایده ای، اقتصاددان‌های به اصطلاح نهادگرا ارتباطی میان دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد نمی بیند و انتقاداتی که به کاپیتالیسم لجام گسیخته وارد است را به کل اقتصاد بازار آزاد تعمیم می‌دهند و با تکیه ای یک بعدی بر عدالت، عملا از توسعه غافل می‌شوند.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به نظر شما، کدام یک از موارد زیر نقش مهمتری در تشدید مشکلات اقتصادی کشور داشته است؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: