به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

انقلاب شکوهمند اسلامی حول محور چهار گفتمان شکل گرفت: گفتمان استقلال طلبی، گفتمان عدالت خواهی، گفتمان استبدادی‌ستیزی و گفتمان سنتگرایی. پس از گذشت چهل و یک سال از تاسیس نظام جمهوری اسلامی شاید بتوان گفت استقلال‌طلبی مهمترین گفتمانی بوده که طی چهار دهه از سوی حاکمیت پیگیری شده و عملا دیگر گفتمان‌های مطرح در انقلاب اسلامی را به محاق برده است.

در این میان باید پرسید که جایگاه گفتمان توسعه در دهه پنجم انقلاب اسلامی کجاست و چه سرنوشتی خواهد داشت؟ باید توجه داشت که در جریان انقلاب، بحث توسعه، شعار اصلی نبود و مفهوم توسعه اقتصادی بیشتر در چهارچوب گفتمان عدالت مطرح می‌شد. شاید همین امر باعث شد که گفتمان توسعه اقتصادی در معنای اصیلش، هیچگاه به اولویت اصلی حاکمیت تبدیل نشود. در ضمن، تمرکز محض و یکجانبه به گفتمان استقلال‌طلبی، بیش از پیش مانع از طرح بحث توسعه اقتصادی به عنوان یک اولویت گردید.

نگاهی به موئلفه های رشد اقتصادی طی چهار دهه گذشته نشان می‌دهد ما از لحاظ پرورش نیروی انسانی کارنامه بسیار مثبتی داشته‌ایم ولی از لحاظ تامین دیگر زیرساخت های توسعه، کارنامه چندان موفقی به جای نگذاشته‌ایم. نگاهی به آمارها نشان می‌دهد که در سال 1357 تنها 27 دانشگاه جامع در سراسر کشور وجود داشت ولی امروز این رقم به بیش از 260 واحد دانشگاهی رسیده است. طی چهل و یک سال گذشته، تعداد دانشجویان کشور از 180 هزار، به بیش از چهار میلیون نفر رسیده و در این میان، تعداد دانشجویان زن، رشد قابل توجهی پیدا کرده و بیش از نیمی از تعداد کل ورودی‌های موسسات آموزش عالی را تشکیل می‌دهد.

پرورش نیروی انسانی حرفه ای و تحصیل‌کرده در نبود دیگر زیرساخت های توسعه، به معضل بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی از یک سو و فرار مغزها از دیگر سو دامن زده است. تمرکز همزمان بر درونزایی و برونگرایی از راهکارهایی بوده که مورد تاکید متخصصان و سیاستگذاران قرار گرفته ولی متاسفانه عملا ما بجای تلفیق کارآمد درونزایی و برونگرایی، به دام درونگرایی افتاده و بیش از پیش به انزوای سیاسی و اقتصادی دچار شده ایم.

طی چهار دهه گذشته، متوسط تولید ناخالص اقتصادی جهان نزدیک به 10 برابر افزایش یافته است ولی جی دی پی ایران حدود 5 برابر شده. البته درصد قابل توجهی از رشد تولید ناخالص اقتصادی جهانی ناشی از پیشرفت‌های صورت گرفته در کشورهای هند و چین است ولی به هر حال باید توجه داشت که ما از بسیاری از کشورهای همسایه نیز عقب مانده ایم و برای مثال اقتصاد ترکیه پس از سالها شکست، اکنون دو برابر اقتصاد ایران است. صادرات این کشور طی چهار دهه گذشته از 2.3 میلیارد دلار به 157 میلیارد دلار رسیده، این درحالی است که صادرات ما در سال 2018 تنها به 79 میلیارد دلار رسید.

یکی از موئلفه‌هایی که رابطه‌ای تنگانگی با جایگاه ما با جامعه بین‌الملل داشته، میزان جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی بوده. نگاهی به آمارهای مربوطه در چهار دهه گذشته، نشان از فراز و نشیب های زیادی در این حوزه دارد که این امر رابطه ای مستقیم با عدم ثبات جایگاه ما در جامعه بین الملل و قدرت گرفتن نگاه یکسویه به گفتمان استقلال‌طلبی دارد.

نگاهی به آمارهای تطبیقی، حاکی از پیشی گرفتن کشورهای درحال توسعه در جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی می باشد. براساس داده های سال 2018 سازمان آنکتاد، جریان ورودی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی ایران تقریبا نصف این جریان در کشور مالزی (حدود 8 میلیارد دلار) بوده است. این در حالی است که  جریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ویتنام حدود 16 میلیارد دلار، یعنی 4 برابر ایران است. جریان خروجی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی از ایران معادل 75 میلیون دلار در سال گذشته میلادی بوده که تنها دو صدم درصد از خروج سرمایه در منطقه آسیای در حال توسعه را به خود اختصاص داده است.  شایان ذکر است نسبت موجودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی به تولید ناخالص داخلی ایران تا سال 2018، در مجموع حدود 13 درصد بوده که این رقم برای کشوری همچون عربستان 30 درصد برآورد شده است.

واقعیت این است که در حوزه تعامل با جامعه بین الملل هم مانند دیگر موئلفه های اقتصادی و سیاسی، ایران با فراز و نشیب های مختلفی روبرو بوده است. برغم این نوسانات اما، می‌توان گفت که حاکمیت طی چهار دهه گذشته، بیش از هر گفتمانی، به گفتمان استقلال‌طلبی وفادار بوده و نهایتا میان استقلال و توسعه، استقلال را برگزیده است. البته باید توجه داشت که علاوه بر میزان تمرکز بر گفتمان استقلال‌طلبی، نوع تفسیری که از این گفتمان ارائه شده نیز باعث بروز مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور بوده. در واقع تفسیر غالبی که از گفتمان استقلال‌طلبی ارائه شده، یک نوع تفسیر سلبی بوده که در آن، استقلال در قالب نفی نظام حاکم بر مناسبات بین الملل تعریف شده و  از آنجا که استقلال مهمترین اولویت کشور قلمداد گشته، ما به هر قیمتی سعی کرده ایم که به نفی نظام جهانی سلطه بپردازیم. با توجه به این نوع اولویت‌بندی و تفسیر، تعجب‌آور نیست که حاکمیت مجبور شده میان استقلال و توسعه یکی را انتخاب کند و در راه مقابله با نظام سلطه، حتی از آرمان استقلال هم کوتاه بیاید.

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به نظر شما، کدام یک از موارد زیر نقش مهمتری در تشدید مشکلات اقتصادی کشور داشته است؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: