اقتصاد

گزارهای ماه های اخیر حاکی از ادامه روند افزایشی فرار سرمایه از کشور است و تخمین زده می شود که رقم فرار سرمایه از  12 میلیارد دلار گذشته باشد. هرچند صادرات نفتی در سال 1400 بهتر از سال 99 بود، ولی بنظر میرسد بخش قابل توجهی از این درآمد ارزی از کشور خارج شد است. باید توجه داشت که فرار سرمایه و خروج رسمی سرمایه دو پدیده متفاوت است و با توجه به مخفیانه بودن فرار سرمایه، نمی توان رقم دقیقی در این زمینه ارائه کرد. ولی بر اساس روند تغییرات تراز پرداخت ها در سالهای 99 و 1400، برآورد می شود که در سال گذشته، 12.2 میلیارد دلار از کشور خارج شده است.

باید توجه داشت که خالص حساب سرمایه در همه سالهای دهه 90 شمسی، منفی بوده که این امر بیانگر عدم سرمایه گذاری قابل توجه و فرار سرمایه به مقاصد دیگر در خارج از کشور است. بر اساس آمارهای بانک مرکزی، از سال 1384 تا 1399، بیش از 170 میلیارد دلار سرمایه از کشور خارجه شده است که بطور متوسط، معادل خروج سالانه 11.5 میلیارد دلار بوده است. بر این اساس، فرار سرمایه در سال 1400 تفاوت فاحشی با آمارهای یک دهه گذشته نداشته و این امر نشان می دهد که اقتصاد ایران از مشکل مزمن ناامنی سرمایه گذاری رنج می برد. ادامه تحریم ها و انزوای اقتصادی کشور به همراه سوءمدیریت‌ها و سوء سیاستگذاری ها باعث شده که از یک سو سرمایه خارجی وارد کشور نشود و از دیگر سو، سرمایه داخلی هم به خارج گسیل شود.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

در چند دهه اخیر ورزش و بخصوص ورزش پرطرفدار فوتبال از یک پدیده اجتماعی فراتر رفته تا جایی که در اکثر کشورهای جهان به عنوان یک ابزار سیاسی از آن استقاده میشود. این موضوع باعث شده این روزها در بسیاری از محافل غیر ورزشی هم صحبت از شرایط نامساعد تیم ملی فوتبال کشورمان برای حضور در جام جهانی قطر باشد که دلیل آن بیشتر همان بعد سیاسی فوتبال است تا یک نمایش قابل قبول فوتبالی در یک تورنمنت جهانی. همگروهی تیم ملی کشورمان با تیمهای انگلیس و آمریکا یکی از «سیاسی ترین گروههای تاریخ جام جهانی» را رقم زده تا نگرانیها فراتر از نتایج یک بازی فوتبال و برد و باختهای عادی فوتبالی باشد. از این رو و همچنین با توجه به اظهارنظرها و واکنشهای سیاسیون به گروه تیم ملی فوتبال کشورمان در جام جهانی، میتوان با اطمینان گفت که فوتبال از سیاست جدا نیست و متعاقبا تصمیمات و زد و بندهای سیاسی در عرصه بین المللی تاثیر مستقیم در روند رشد و پیشرفت فوتبال کشورها بخصوص در کشورهای در حال توسعه دارد. به عبارتی دیگر هرچه روابط سیاسی و اقتصادی بهتری با کشورهای دنیا داشته باشیم، پیشرفت مضاعفی در نه تنها عرصه اقتصادی و اجتماعی خواهیم کرد بلکه اثرات آن را حتی در فوتبال هم خواهیم دید.

در مورد لغو بازی دوستانه تیم ملی کشورمان توسط فدراسیون فوتبال کانادا که خود یکی از تیمهای حاضر در جام جهانی خواهد بود، در رسانه های ورزشی و غیر ورزشی صحبت بسیار شد و ما هم در همین ارتباط در دو ماه گذشته مقالاتی منتشر کردیم. این فقط یک نمونه بارز از جدا نبودن فوتبال از سیاست بود که حتی خوشبینانه ترین مفصران و تحلیلگران هم دیگر قادر به انکار آن نیستند. رویدادهای چند ماه گذشته در ارتباط با چالشهای موجود برای برگزاری دیدارهای دوستانه حتی بیشتر از گذشته موضوع تحریمها و سیاستهای خارجی را در ارتباط با فوتبال و عواقب آن پررنگ کرده. عواقب و پیامدهایی که ارتباطی تنگاتنگ با مسیر سیاسی و دیپلماتیک کشورمان دارد و نشانگر شکست سیاست هایی است که بر اقتصاد مقاومتی و نگاه به شرق و بی نیازی از جامعه جهانی تاکید می کرد.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

تورم در میانه تموز تابستانی در کشور به نقطه ای رسیده که  در میان کارگزاران نظام و دست اندارکاران اقتصاد آنقدر تورم به موضوعی بدیهی و مفروض بدل شده، که بعضا نادیده گرفتن آن عادی تر از توجه خاص بدان شده است. در همین ماه گذشته، طبق گزارش مرکز آمار ایران، هزینه اجناس مصرفی به بیش از 52.2 درصد در مقایسه با سال گذشته افزایش پیدا کرده است.  این در حالی است که تقریبا یک سال است که دولت سیزدهم سکان اداره امور کشور را بر دست گرفته است و نه تنها توفیقی در مهار نسبی تورم نداشته بلکه یکی از غیرقابل قبولترین کارنامه ها را در میان دولت به مردم عرضه داشته است. اما مصداق سیلاب تورمی از بسیاری جهات بی شباهت به سیل های اخیر و از دست رفتن جان  و مال عده ای از مردم عزیزمان کشور نیست. سیلاب امروز نتیجه عملکرد دیروز و امروز ماست و سیل آینده چه از نوع تورمی یا سیلاب در معنای واقعی کلمه نتیجه عملکرد همین امروز ماست.

سیل واقعی و تورم در سالها و دولت ها گذشته نیز وجود داشت. سیل جان مردم را در معابر و آبراهها در شهرهای بزرگ و کوچک می گرفت. تورم نیز از دولتی به دولت دیگر افزایش نسبی داشت. اما در هر دو مصداق سیل واقعی و تورمی، فاجعه انسانی سیل واقعی جانهای بیشتری را می گیرد. تورم نیز آنچنان پرشدت شده که فقر مطلق را به یک امر عادی تبدیل کرده است. دیگر صحبت از خط فقر نیست. مردم نگران رفتن به سمت فقر مطلق هستند. سوای بحث در مورد اینکه مسولین چه در مجلس و چه در دولت چه می گویند و چه وعده های می دهند، باید توجه داشت انتخاب گزینه ها و عملکرد راهبردی امروز است که آینده را رقم می زند. وقتی موضوع فساد در کشور  در سطح کارگزاران به امری عادی بدل شود، عواقب آن به پیکره اقتصاد جامعه آسیب خواهد زد.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

وضعیت دولت در خصوص مذاکرات اتمی و احیاء برجام، آدمی را به یاد ضرب المثل «با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» می‌اندازد. از یک سو، حاکمیت علاقمند است که وجهه از خود نشان دهد که حاکی از تقابل با غرب و نیز بی‌اهمیت جلوه دادن تحریم ها باشد، ولی از دیگر سو، انزوای کشور و مشکلات اقتصادی کشور به حدی رسیده که هیچ کس جرات آن را ندارد که عملا مذاکرات را مختومه اعلام کند زیرا این کار به این معنی خواهد بود که حاکمیت مسئولیت بحران اقتصادی را پذیرفته و البته راه حلی هم برای آن ارائه نداده است. در واقع راه حل های مختلف، از نگاه به شرق گرفته تا تاکید بر اقتصاد مقاومتی، ایده‌هایی است که هیچ گاه ارزش عملی خود را به اثبات نرسانده اند. درمقابل اما، برجام نشان داده که از قابلیت های عملی برای خارج کردن ایران از انزوا و خروج کشور از بحران اقتصادی برخوردار است.

برجاممقامات کشورمان اما باید متوجه باشند که نمی‌توان تا ابد این بازی یک پا به پیش و یک پا به پس را ادامه داد و هم صبر مردم در داخل، و هم صبر جامعه جهانی به سر خواهد آمد. همانطور که مهدی ذاکریان، استاد روابط بین‌الملل، یادآور شده: پنجره دیپلماسی بسته نمی‌شود، اما فرصت های دیپلماتیک ایران دارد کم می‌شود. ما شاهد هستیم که طرف مقابل درحال تشدید فضا علیه ایران است و آرام آرام دارند با هم متحد می شوند... نباید شرایط را با دو سال پیش مقایسه کنیم، زیرا در آن زمان، جنگی میان روسیه و اوکراین نبود و اجماعی برای خارج شدن از برجام وجود نداشت. این در حالیست که اکنون جنگ اکراین بسیاری از تعاملات را به هم زده و غرب را متحد کرده است. ذاکریان می افزاید، «در حالی که همه معتقدند ایران می توانست از بحران اوکراین و روسیه امتیاز بگیرد، اما تعلل کرد و از این فرصت استفاده نکرد، از این رو معتقدم و تکرار می کنم که پنجره دیپلماسی با توجه به فشارهای اقتصادی و سیاسی که بر روابط سیاسی و دیپلماتیک طبیعتا تاثیر می گذارد در حال بسته شدن است.» در این راستاست که تعلل دولت رئیسی و تیم مذاکره کننده ایرانی به شدت به ضرر کشور تمام می شود.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

در یکی دو سال گذشته با وخیم شدن وضعیت نقدینگی و تورم بی سابقه که از شاخص های اصلی مشکلات عمیق بوجه و اقتصاد بیمار کشور است، نگرانی ها نسبت به نحوه تخصیص بودجه افزایش یافت. این موضوع را ما در وبسایت تاجران از زوایای مختلف مورد بررسی قراده ایم و یکی از این زوایا، بحث هزینه های نظامی و تمرکز بیش از حد بر نظامی‌گری بوده است (لینک مقاله مربوط .) در همین راستا بار دیگر با انتشار اخبار مربوط به رونمایی ناوها و زیردریایی هایی که قابلیت حمل پهپادهای نظامی را دارند، حرف و حدیث‌ها در این مورد بالا گرفته و باز هم باید این سوال مطرح شود که آیا می توانیم با ادامه تمرکز نامتقارن بر توسعه نظامی و سیاست‌های نظامی گرای، بر روی رشد پایدار اقتصادی نیز سرمایه گذاری لازم را انجام دهیم؟

طبق بیانیه ارتش، هفته گذشته از مجموعه‌ای رونمایی شد که به عنوان «ناودسته» از آن یاد شد. در اصطلاحات نظامی، «ناودسته» از جمله اصطلاحات طبقه‌بندی شده نظامی نیرویی دریایی است که معمولا از چند ناو تشکیل شده و زیرمجموعه یک «ناوگروه» است. این ناودسته که در «ناوگان جنوب نیروی دریایی راهبردی ارتش» جا دارد، و شامل چندین ناو و زیردریایی می شود، قابلیت حمل «پهپادهای رزمی، شناسایی و انهدامی» را دارد. رونمایی از این ناودسته در حالی انجام شد که پهپادهای پلیکان، هما، آرش، چمروش، ژوبین، ابابیل چهار و باور پنج در اقیانوس هند پرواز آزمایشی انجام دادند. هزینه تهیه و تشکیل این ناودسته حدود 12 میلیارد دلار تخمین زده می شود که رقم قابل توجهی است. این رقم با توجه به امپاس اقتصادی موجود و شرایط حاکم تا چه حد توجیه پذیر است؟ در شرایطی که ما مجبور به فروش تهاتری نفت و مبادله کالاهای اساسی با کشورهای همسایه هستیم، چه توضیح و مبنای اقتصادی برای این همه هزینه نظامی وجود دارد؟

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

مفهوم قدرت ژئواکونومیک پس از پایان جنگ سرد و با کاهش اهمیت قدرت نظامی یا قدرت سخت بیشتر مطرح شد. در برخی تعاریف، ژئواکونومیک، استفاده از ابزارهای اقتصادی برای دستیابی به اهداف ژئوپولتیک است و برخی دیگر با تغییر جایگاه هدف و وسیله، معتقدند قدرت نمایی ژئوپولتیک برای دستیابی به نتایج مطلوب اقتصادی است. در هر صورت، می‌توان ژئواکونومیک را در فعل و انفعال میان اقتصاد، مختصات ژئوپولتیک و سیاست های راهبردی کشورها تعریف کرد. آیا با وجود وضعیت اقتصادی کنونی و نوع روابط ما با کشورهای منطقه و جامعه بین المللی، صحبت از ارجحیت‌های ژئواکونومیک ایران محلی از اعراب دارد؟ 

وقتی عمده تلاش های اقتصادی ما مصروف دور زدن و خنثی سازی تحریم های هسته ای شده و وقتی روابط ما با همسایگان و جامعه بین الملل بر مبنای ایدئولوژی و از جنس تقابل است، نمی‌توانیم از مزیت‌های ژئواکونومیک ایران سخن گفت. مولفه های ژئواکونومی، جغرافیا، قدرت و اقتصاد هستند و ما به غیر از مولفه جغرافیا، از دو مولفه دیگر یعنی قدرت و اقتصاد برخوردار نیستیم. دستگاه دیپلماسی کشورمان از قدرت ژئواکونومیک ایران سخن می گوید ولی باید توجه داشت که ژئواکونومی ما بدون «اکونومی» است و «ژئوی» ما نیز یک توانایی بالقوه و تابعی از سیاست ها و رویکردهای منطقه ای و بین المللی است.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

کشور همسایه، جمهوری ترکیه، از زمان های گذشته، با میهنمان ایران،  روابطی پر از فراز و نشیب های سیاسی، اقتصادی، نظامی، مذهبی و اجتماعی داشته است. در بسیاری از مواقع، ترک ها و ایرانی ها از روی دشمنی، چشم دیدن یکدیگر را نداشتند، ولی در بسیاری از مواقع هم، مثل دو برادر در کنار هم ایستادند و با یکدیگر دست مودت دادند. اما تصمیمات رهبران ترکیه طی چند دهه گذشته می‌تواند برای ایران بسیار آموزنده باشد و به سیاستمداران ما درس همه جانبه گرایی بدهد و یادآور اهمیت اولویت قائل شدن برای اقتصاد و ارزش نگاه غیر ایدئولوژیک به توسعه و پیشرفت باشد.

ترکیه اردوغاندر سال های اخیر، شاهد مانورهای سیاسی جالبی از سوی دولتمردان کشور ترکیه بوده ایم که موقعیت کشورشان را در منطقه و در جهان به شکلی همه جانبه‌گرایانه حفظ کرده اند. از یک سو در سازمان ناتو، به عنوان یکی از اعضای مهم، در کنار غرب هستند و از سوی دیگر برای خرید ابزارآلات نظامی پیشرفته با روسیه هم معامله می کنند. در این میان رهبران ترکیه نشان داده اند که منافع ملی و رشد اقتصادی ترکیه، مهمترین اولویت آنهاست، برخلاف ما که به بهای انزوای سیاسی و اقتصادی کشور، با جامعه بین الملل وارد منازعه شده ایم.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

وضعیت آشفته حاکمیت فوتبال در کشورمان آینه تمام نمایی از حاکمیت سیاسی و دیپلماتیک ماست. سوءمدیریت در بازی‌های تدارکاتی یادآور اشتباهات ما در حوزه دیپلماسی است که کشور و اقتصاد را به انزوا کشانده است. عدم رابطه خوب با دنیای فوتبال، نمونه از رابطه نامناسب ما با جامعه بین المللی است. در همین حال، دشواری تراکنشهای مالی برای بازیکنان و مربیان به شدت ناشی از وضعیت کلی اقتصادی کشور و فشار تحریم ها و مشکلات سویفت برای ایران است.

ساختار فوتبال ایران در حوزه حکمرانی فاسد و معیوب است. این جمله کارشناسان و خبرنگاران ورزشی در برنامه «بدون توقف» در شبکه سه سیما کشور است. قریب به کمتر از یک سال پیش مباحثی چون فساد در فوتبال، رابطه فوتبال و حکمرانی، ضعف شدید ساختاری در مدیریت، فساد مالی و دلال مسلکی، ساختار ناسالم و انتخاب های غیرحرفه ای روسای فوتبال از جمله مواردی بودند که در این برنامه بدان اشاره شد. نکته قابل توجه این بود که در انتهای برنامه با این نتیجه گیر هم به پایان رسید: «واقعیت این است که قدرت ثروت از همه چیز بالاتر است و هر جا که ثروت باشد فساد هم هست.» اتفاقات فوتبالی اخیر از عزل موقتی سرمربی در روزهای اخیر تا لابی گری برای انتخاب سرمربی جدید و سپس ابقاء مجدد سرمربی تیم ملی دز سمت خود دست کم نشان می داد آنچه در برنامه بدون توقف بدون هیچ روتوشی مورد بحث قرار گرفت، در سطح فوتبال کشور در آستانه بازی های جام جهانی چون زخمی کهنه سربرآورده است. به عبارتی، مولفه هایی که در فوتبال کشور دیده می شود مشتی است نمونه خروار از مدیریت اقتصادی در سطح بالاتر اداری و مدیریتی در سطح کلان.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: