دیپلماسی تجاری

نگاهی به متن سند همکاری 25 ساله ایران و چین نشان می دهد که هم موافقان و هم مخالفان، درباره آثار مثبت و منفی این توافق اغراق می کنند. سند همکاری 25 ساله با چین همچون دیگر یادداشت‌های تفاهم در کلیات خلاصه شده و کسی از جزئیات سخنی نمی‌گوید و سکوت مقام‌های پکن هم معنادار است. در این میان بنظر می‌رسد مقام های کشورمان هم بدشان نمی‌آید درباره اهمیت این سند مبالغه کنند تا در این وانفسای انزوای اقتصادی و سیاسی، امیدها برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی را زنده کنند.

ایران چینواقعیت این است که بزرگ‌نمایی‌هایی که درخصوص همکاری‌های چین و ایران صورت گرفته، حاکی از آنست که جامعه ما به شدت تشنه خبرهای تازه در حوزه سرمایه گذاری است و در این خصوص آماده پذیرش هر نوع شایعه ای هم میباشد.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

رئیس محترم مجلس آقای قالیباف در اولین مواجهه مجلس یازدهم با دکتر ظریف گفت توقع وی حداقل این بوده که نهاد تحت رهبری ایشان، وزارت امورخارجه و تجارت بین‌الملل باشد، چراکه امروز کشور در جنگ اقتصادی است و اگر نمی‌توانیم سرمایه خارجی جذب کنیم، دستکم پول ملت ایران که در نزد بعضی از کشورها باقی مانده، به کشور بازگردانده شود... قرار بود که بحث تجارت بین الملل، محور فعالیت های وزارت امور خارجه باشد و دکتر ظریف نیز، هم در ابتدای دولت یازدهم و هم در ابتدای دولت دوازدهم بر «دیپلماسی تجارت محور» تاکید کرده بود. در عمل اما، وزارت امور خارجه ابتکار عمل را از دست داده و به جای دیپلماسی تجاری، بیشترین انرژی دکتر ظریف مصروف دفع حملات و حفظ حداقل‌ها در حوزه سیاست خارجی شده است.

در همین حال نگاهی به ادبیات و واکنش‌های وزارت امور خارجه نشان می‌دهد که تنش زدایی دیگر در اولویت سیاست خارجی کشور قرار ندارد. عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه درباره علت آتش سوزی ناو آمریکا در سواحل سن دیگو گفته: «این موضوع خیلی ارتباطی با ما پیدا نمی کند...باید بررسی شود که آیا یوزپلنک‌های آمریکایی این مسئله را به عهده نگرفتند؟!» هدف موسوی از بکارگیری این لحن چیست؟ مواضعی این‌چنینی تنها به سود جنگ طلبان داخلی و خارجی تمام می شود و هیچگونه توجیه دپپلماتیک و سیاسی ندارد.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

شهادت سپهبد قاسم سلیمانی با موجی از احساسات پاک هموطنانش از گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه روبرو شد که این امر نشان از جایگاه یگانه آن سردار شهید داشت. بخشی از این ارادت عمومی به شهید سلیمانی ناشی از شخصیت عرفانی و فرهنگ حسینی ایشان بود که وی را محبوب بسیاری از دل‌ها کرده بود و از این زاویه شاید شخصیت ایشان قابل تکرار نباشد. بحثی که بنده در اینجا قصد طرحش را دارم، جایگاه سیاسی سردار سلیمانی است که از یک سو به روابط ایشان با رهبران منطقه‌ای و از سوی دیگر به جایگاه سازمانی وی مرتبط بود. 

سلیمانی ظریفسردار سلیمانی در طی دو دهه فرماندهی نیروی قدس توانست دامنه فعالیت‌های سیاسی این شاخه از سپاه را گسترش دهد و تاحدودی سکاندار سیاست خارجه ما در کشورهایی همچون عراق و سوریه شد. شاید این سکانداری مقتضای دوران ناآرامی ها در عراق و سپس مبارزه با داعشی‌ها بود ولی آیا اکنون زمان آن فرا نرسیده تا پرونده دیپلماسی این حوزه به وزارت امور خارجه باز گردد؟ آیا بهتر نیست سفرایمان در این کشورها از میان دیپلمات‌های حرفه‌ای انتخاب شوند تا ما بتوانیم به منطقه و جهان ثابت کنیم که نظامی‌گری در دستور کار سیاست خارجی ما نیست؟

ارسال ديدگاه (2 ديدگاه)

سفر وزیر امور خارجه کشورمان به چین در اواخر تابستان گذشته و ملاقات با همتای چینی خود به منظور ارائه نقشه راه برای همکاری جامع استراتژیک بین دو کشور که قرارداد آن در سال 2016 به امضا رسیده بود، نهایتا به تصویب پیشنویس این سند در هیئت دولت انجامید و هم‌زمانی آن با بررسی قطعنامه تمدید تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران در شورای امنیت این سئوال را برانگیخت که سند همکاری 25 ساله با چین تا چه میزان ناشی از انگیزه‌های سیاسی بود؟ آیا خطر بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت باعث شده که دولت بخواهد با دادن امتیاز، دولت پکن را ترغیب به وتوی قطعنامه علیه ایران کند؟

ارقام 400 میلیارد و 120 میلیارد دلاری که در خصوص سرمایه گذاری چین عنوان شده به افسانه پردازی بیشتر شباهت دارد، ولی به هر حال بحثی نیست که منفعت اصلی برای ایران، جذب سرمایه‌گذاری چینی در بخش صنعت خواهد بود. این در حالی است که اکنون چین حدود 40 میلیارد دلار به ایران بدهکار است که به علت تحریم‌ها عملا بلوکه شده است. بنظر می‌رسد که سند همکاری 25 ساله ایران و چین نیز مثل وعده سرمایه‌گذاری 50 میلیارد دلاری روسیه در بخش انرژی ما باشد که تنها هیاهویی برای هیچ بود و به جایی نرسید.

ارسال ديدگاه (0 ديدگاه)

در چند روزی که با شهادت سردار سلیمانی آغاز و با حمله موشکی سپاه به پایگاه عین الاسد به پایان رسید، وجوه جدیدی از ستون های امنیت ملی و درایت مسئولان مربوطه در تعاملات بین المللی آشکار شد. نظام به طور عام و دستگاه نظامی کشور به طور خاص نشان داد که از قدرت و درایت لازم برای حفظ عزت ملی برخوردار است. در کنار این قدرت اما، ضعف ما در حوزه روابط بین الملل، و به طور خاص حوزه دیپلماتیک بیشتر عیان شد. باید توجه داشت که اقتدار نظامی بدون اقتدار دیپلماتیک، امنیت پایداری برای ما به ارمغان نخواهد آورد و در این راستا ما باید با سوالات مهمی را در خصوص دکترین سیاست خارجی خود مطرح کنیم.

دیپلماسیهمه مسئولان متفق القولند که ما در یک جنگ اقتصادی هستیم و در جبهه اقتصادی در انزوا قرار داریم. ولی آیا این واقعیت مورد قبول قرار گرفته که این انزوای اقتصادی، ناشی از انزوای سیاسی ماست؟ آیا ما در این رابطه به شعار محوری و ایدئولوژی‌زدگی دچار نشده این و حمایت‌های عاطفی از کشورمان را با حمایت‌های واقعی تخلیط نکرده ایم؟ با ذوق زدگی از ماهاتیر محمد نقل می‌کنیم که تحریم ها علیه ایران غیرقانونی است ولی چند روز بعد خبردار می شویم که بانک های مالزی حساب های ایرانی را به علت تحریم ها مسدود کرده اند. در حالی که از حمایت شرق از خود سخن می گوییم، معاون اول رئیس جمهوری اظهار تعجب می کند که حتی هند از ما نفت نمی خرد. آیا این تنگناهای اقتصادی، نشان از انزوای سیاسی ما ندارد؟ چرا ما توانایی برای شکستن این انزوای سیاسی نداشته ایم؟ آیا این بن‌بست، لزوم یک بازنگری اصولی در تلاش های دیپلماتیک و بازگشت به رویکرد «سیاست خارجی در خدمت اقتصاد» را یادآوری نمی‌نماید؟

ارسال ديدگاه (1 ديدگاه)

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: