به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

قطعا مخاطبان سایت تاجران در جریان اخبار مربوط به بحران سریلانکا هستند. همانطور که در رسانه های داخلی نیز منعکس شده، اعتراض های مردمی به بحران اقتصادی و عرضه کالا طی چند روز در سریلانکا بالا گرفت و به سرعت دامنه اعتراضات به ساختمان‌های دولتی، ازجمله سکونتگاه رئیس‌جمهور متواری این کشور کشیده شد. مشکلات مالی و اقتصادی سریلانکا که اکنون یک بحران تمام عیار سیاسی تبدیل شده، ناشی از ترکیبی از سوءمدیریت و بدهی‌های بالا، در کنار تورم بالاست. در این میان، بدهی‌های سریلانکا به چین هم نه به عنوان تنها علت بحران، ولی بعنوان یکی از علل اصلی بحران بدهی کنونی این کشور عنوان شده است. از این زوایه و با توجه به تعامل نزدیک تجاری ایران با چین، ما می توانیم درس هایی از بحران سریلانکا بیاموزیم.

سریلانکاچینی‌ها از دهه هشتاد میلادی چشم به بازارهای خارجی دوخته بودند و ظرف دو دهه گذشته، در ذیل سیاست عزیمت به بیرون و دیپلماسی عرضه وام خارجی، سرمایه گذاری‌های وسیعی را در کشورهای در حال توسعه آغاز کردند. پروژه عظیم جاده ابریشم نوین و طرح یک کمربند - یک جاده، در راستای تحقق همین اهداف بوده است. در این میان باید توجه داشت که دولت پکن از ترفندهای مختلف اقتصادی و سیاسی برای ادامه حضور خود در بازارهای آفریقایی و آسیای استفاده کرده است. منتقدان تعاملات تجاری ایران با چین می‌گویند دولت پکن در قراردادهایش، از اهرم‌هایی استفاده می‌کند که برای کشورهای میزبان منصفانه نیست. چند سال پیش بود که منتقدان نسبت به سرنوشت سریلانکا و اجاره 99 ساله بندر همبانتوتا به چين به ایران انذار می‌دادند و فرجام تعامل‌های ما با چین را نیز مثبت ارزیابی نمی‌کردند.

ترفندهای چین در دیپلماسی تجاری در اندیشکده های داخل کشور هم مورد بررسی قرار گرفته، ولی برغم نگاه نسبتا واقع‌بینانه‌ای که در این زمینه وجود دارد، حاکمیت چندان توجهی به این تحلیل‌ها نمی کند. برای مثال گزارش اندیشکده اقتصاد مقاومتی یادآور شده: دولت چین برای حفظ نفوذ اقتصادی خود، که بسیار برای آن هزینه کرده، مجبور به استفاده از برخی اهرم‌های فشار سیاسی و اقتصادی علیه کشورهاست. این اهرمها با توجه به همکاریهای متنوع چین، از اعطای وام تا سرمایه‌گذاری مشترک و نیز اجرای صفر تا صد برخی پروژه‌های زیرساختی را شامل میشود. این اهرم‌ها، گاه توسط چین بعنوان پیش‌شرط همکاری در نظر گرفته و گاه در متن قراردادها گنجانده میشود. برای مثال در قراردادهای اعطای وام چین، قیدهایی از جمله «پنهان بودن مفاد وام»، «لزوم باز کردن حساب وثیقه در بانک چینی»، «عدم پرداخت متقابل»، «شرط ثبات» و غیره به چشم میخورند که گاه برای دولت مقابل که درصدد توقف همکاری با چین باشد، مشکلاتی ایجاد میکنند.

با توجه به اینکه ما در شرایطی با چین وارد تعامل شدیم که در جهان منزوی بودیم، عملا در را بر روی استفاده از اینگونه اهرم ها از سوی چین باز کردیم. مهمترین نکته منفی در خصوص وامهای پرداختی چین، در کنار سایر مسائلی که در گزارش به تفصیل به آنها پرداخته شده، این است که بانکهای چینی کمک مالی خود را نه در بخشهای مورد نیاز کشورهای هدف، بلکه به صورت حداکثری به حوزه‌هایی اختصاص میدهند که اقتصاد چین به توسعه آنها نیاز دارد. همین نکته است که باعث میشود در بسیاری از موارد، پروژههای اجرا شده که هزینه آنها از جیب دولت وام‌گیرنده رفته است، بازگشت سرمایه و کارآمدی مطلوب را نداشته باشد و کشور هدف از پس بازپرداخت بدهیهای خود به چین برنیاید. 

البته نگاه خردگرایانه این است که ما باید در تجارت خارجی همه‌جانبه‌گرا باشیم ولی ما در شرایط استیصال و در انزوایی که در تقابل با غرب و برخی از همسایگانمان ایجاد کردیم، به سراغ چینی‌ها رفتیم. به هرحال چینی ها هم مثل هرکشوری به دنبال منافع خود هستند و وقتی می بینند که ما گزینه‌ای به غیر از آنها نداریم، عملا در حق ما اجحاف می‌کنند و قراردادها را تا جای ممکن به نفع خود تنظیم می کنند. به هر حال باید توجه داشت پدیده «تله بدهی» عملا گریبان کشورهایی را گرفته که از حکمرانی خوب اقتصادی و سیاسی برخوردار نبوده اند از همین رو، نه در تنظیم قراردادها، و نه در اجرای آنها، قوی عمل نکرده اند. پیشتر هم بر این موضوع تاکید کرده بودیم که کشورهای اروپایی و ترکیه و اسرائیل هم روابط گسترده تجاری با چین دارند، ولی این امر به ضرر آنها تمام نشده، زیرا این کشورها دست بسته وارد تعامل تجاری با چین نشده‌ و ضمن افزایش مراودات تجاری با دولت پکن، روابط خود را با دیگر قدرتهای جهانی و غرب قطع نکرده اند.

در مقابل سیاستهای اقتصادی موفق برخی از کشورهای منطقه، ما از موضوع ضعف وارد تعامل با چین شده‌ایم و شایسته است این موضوع مورد توجه حاکمیت قرار بگیرد. باز هم باید تاکید کرد که تا زمانی که سیاست «نگاه به شرق» از دل سیاست تقابل و دشمنی با غرب بیرون بیایید، به جایی نخواهد رسید و این سیاست تنها زمانی جواب می‌دهد که ایران رابط خود را با جامعه جهانی و نرم های بین المللی سامان دهد. احیاء برجام می تواند گامی مهم در این راستا باشد. ضروری است در خصوص پروژههای هدفگذاری شده برای تامین مالی از خارج، اولویت با پروژههای ارزآور باشد تا بتوان از طریق خود پروژهها، مبالغ اصل و فرع وام‌ها را در سر رسیدهای مشخص، تامین نمود. در این راستا، همکاری با  طیف گسترده ای از شرکت های خارجی باید مد نظر باشد، ولی باید توجه داشت که تا زمانی که ما با تحریم های کنونی مواجهیم، از جذب اینگونه سرمایه گذاری خارجی عاجز خواهیم بود و تعامل تجاری با چین هم برای ما ارزآوری درازمدتی نخواهد داشت.

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: