به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

وزیر امور خارجه کشورمان در دیدار با رئیس مجلس ملی سوئیس به تشریح دیدگاه دولت سیزدهم در خصوص از سرگیری گفتگوهای وین پرداخت و از نهایی شدن جمع‌بندی‌های دولت در این زمینه در آینده نزدیک خبر داد و افزود: در گفتگوهای آتی اقدامات ما متناسب با میزان عمل و اقدامات طرف‌های مقابل خواهد بود. حسین امیرعبداللهیان پیشتر در گفتگو با ایسنا، ضمن تاکید بر اینکه مذاکرات وین و احیای برجام با اتکا به خرد جمعی به پیش خواهد رفت، گفته بود: بایستی با هماهنگی، همفکری و خرد جمعی چه در حوزه مذاکره (که مسئولیت آن کماکان در معاونت سیاسی وزارت خارجه باقی خواهد ماند) و چه در دیگر حوزه‌ها، پشتیبانی‌های لازم انجام شود.

وزیر امور خارجه کشورمان همچنین تاکید کرد که نگاه به آسیا، به معنی بی‌توجهی به مناطق دیگر از جمله غرب نیست. امیرعبداللهیان در توضیح سیاست خارجی متوازن با توجه به حساسیت‌های فعالان اقتصادی و برخی از سیاستگذاران درخصوص اتکای بیش از حد به روسیه و چین گفت: «حتما نمی‌خواهیم کشور را به روسیه و چین گره بزنیم، بلکه در راستای منافع دو طرف، سیاست خارجی را پیگیری و تنظیم می‌کنیم.» البته باید توجه داشت که از ملزومات همه‌جانبه‌گرایی در سیاست خارجی، قوام یافتن یک نگاه عملگرایانه و غیرایدئولوژیک در ارتباط با کشورهاست که متاسفانه ما تاکنون این نگاه را در ارتباط با غرب به اجرا نگذاشته‌ایم.

در سال های گذشته شاهد ظهور و بروز تئوری‌های متعددی درخصوص افول نظام لبیرال دموکرات جهان و ظهور جهان چندقطبی بوده ایم. اینکه تا چه اندازه این دیدگاه ها پایه علمی و یا عملی دارد را به زمان دیگری واگذار می کنیم. اینکه تا چه اندازه طرح و یا بسط این نظریه ها به قول برخی از کارشناسان «پروپاگاندای برونگرا» است را نیز به فرصت دیگری واگذار می کنیم.  ورود این نظریه ها به محافل سیاسی و سیاستگذاری کشور ذهنیتی به وجود آورده که با ایدئولوژی غرب ستیز و تقابل با استکبار در ذهن مردم کشور ما سازگاری دارد و آن را باورپذیر کرده است. توأم شدن این دیدگاه ها و دیدگاه‌هایی که به شکلی آخرالازمانی افول آمریکا و ظهور چین و روسیه را به عنوان محور قدرت در قرن پیش رو نوید می دهد باعث شده ما در تعاملات خود با جامعه بین المللی با برخی از این پیش فرض‌های غلط حرکت کنیم.

جریانات جناحی هم به این آشفتگی فکری دامن زده است. با برجام مخالفت کردیم چون از روحانی خوشمان نیامد. به اروپا و آمریکا پشت کردیم چون فکر کردیم پشتمان به روسیه و چین گرم است. عواقب جبران ناپذیر و خسارات بلندمدت تحریم ها را نادیده گرفتیم چون منتظر برآمدن قدرت شرق هستیم. با باوری کاذب از استقلال سخن گفتیم ولی تداوم این مسیر ما را بیش از پیش وابسته میکند. اگر روحیه انقلابی ما حکم می‌کند که مقاومت کنیم و مقاومت را هزینه استقلال خود می دانیم باید مراقب باشیم که از آن سوی بام نیفتیم و این استقلال را هزینه وابستگی به روسیه و چین یا هر کشور دیگری نکینم.

در چنین وضعیتی است که سخنان اخیر امیرعبدالهیان می تواند برای آن دسته از فعالان دلسوز اقتصادی که کمی فراتر از شعار و خودشیفتگی را می بینند و وقایع و تحولات جهان را بدون جو زدگی مانند پیری در خشت خام می بینند قابل تأمل است.  دوقطبی یا چند قطبی شدن جامعه سیاسی کشور خطر حذف نظرات و تجربیات ارزشمند کارشناسان و فعالان اقتصادی را افزایش داده بود. تآکید بر خرد جمعی از این منظر بسیار مهم است. امیرعبدالهیان گفت: بایستی با هماهنگی، همفکری و خرد جمعی چه در حوزه مذاکره که مسئولیت آن به عنوان مذاکره کننده ارشد کماکان در معاونت سیاسی وزارت خارجه باقی خواهد ماند و چه در حوزه ای  که وزرا باید کار را دنبال کنند و  چه  در بخش های مرتبط نظام  و  حوزه های اندیشکده ای و دانشگاهی که بتوانند در حوزه های حقوقی، فنی، اقتصادی و تجاری و دیگر ابعادی که این مذاکرات می تواند داشته باشد، پشتیبانی های لازم انجام شود.

کارشناسان تاجران پیشتر در خصوص بیم ها و امیدهای نگاه به شرق، اشکالات پارادایمی استراتژی نگاه به شرق، لزوم همسویی میدان و دیپلماسی، و همچنین لزوم بهره گیری از تجربیات و بینش بخش خصوصی در چهان چندقطبی، دیدگاه های خود را با سایر همکاران در میان گذاشته اند. تأکید امیرعبداللهیان به اتخاذ دیپلماسی متوازن و گره نزدن کشور به روسیه و چین از این منظر امیدوار کننده است. اگر فرض را بر این بگیریم که نشانه‌های کاهش هژمونی غرب را در دهه گذشته شاهد بوده ایم و از سوی دیگر تلاش های بازیگران دیگر مانند چین و روسیه برای یافتن جایگاه خود در هرم معادلات جهان پساغربی، نباید این مشاهدات را به معنی حذف غرب از معادلات جهانی تلقی کنیم. شاهد این مدعا این است که در فاصله سال های 1990 تا 2019 میلادی سهم بریکس از تولید ناخالص جهانی از حدود 15 درصد به 30 درصد افزایش نشان داد. در همین بازه سهم آمریکا تنها 4 درصد یعنی از 20 به 16 درصد کاهش نشان داد. این کاهش را نمیتوان «افول» نامید.

از سوی دیگر تجربه برخی دیگر از کشورهای همسایه مانند ترکیه نشان می دهد که تغییر گفتمان سیاست خارجی کشور از منطق «وابستگی متقابل» به «خودمختاری استراتژیک» که متأثر از همان پیش فرض های افول غرب بود که در بالا به اختصار به آن اشاره شد با این امید صورت گرفت که ترکیه بتواند با توسل به منطقه‌گرایی، اقتصادی درون‌زا و دیپلماسی موثر تعادلی در تعامل با قدرت‌ها و بازیگران جهانی ایجاد کند. اما تا کنون این «خودمختاری استراتژیک» به سطح یک گفتمان داخلی تنزل یافته که نتیجه آن موجه کردن اقتدارگرایی در سیاست داخلی، انشقاق گروه های سیاسی و پوپولیسمی است که زیر شعار امنیت ملی رشد کرده است.  تلاش ترکیه برای رسیدن به این خودمختاری استراتژیک به درگیری و تقابل با اتحادیه اروپا و آمریکا منجر شد در حالی که ترکیه قابلیت جداکردن سازمان هایش از نهادهای غربی از جمله ناتو یا اتحادیه اروپا را ندارد. روسیه اما از این آب گل آلود  به خوب ماهی گرفته و بهره برداری های سیاسی و اقتصادی اش از روابط نا متوازن ترکیه همچنان ادامه دارد. نمونه های سوء استفاده روسیه و چین از کشورهایی که در این توهم خودمختاری استراتژیک قرار دارند کم نیست.

در هرحال بازگشت به مذاکرات وین، احیای برجام و حل و فصل سایر موضوعات تنش‌زا با جامعه بین‌المللی باید هرچه سریعتر به نتیجه برسد. رفع تحریم‌ها تازه اول راه است چرا که خسارات تحریم حتی بعد از رفع آن ها برای چند دهه  ماندگار خواهند بود. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است اما این برکه ممکن است تا چند وقت دیگر ماهی نداشته باشد.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: