به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

وقتی حسین امیرعبدالهیان از فلسفه کاری خود با نمایندگان مجلس سخن گفت تاکید کرد که برخلاف سلف، به دوگانگی دیپلماسی و میدان اعتقادی ندارد و براین باورست که در میز مذاکره، «میدان» بود که دست دیپلمات‌ها را به شدت باز کرد. اگر فرض را بر این بگیریم که حضور میدانی ما در سوریه و دیگر کشورهای منطقه، دست دیپلمات‌ها را در چانه‌زنی‌های امنیتی باز کرده، سوال دیگری که مطرح است این است که آیا این حضور میدانی فایده‌ کلی‌تر و شامل‌تری هم برای منافع ملی ما داشته است؟ جواب این سوال را در سوریه و مقایسه جضور تجاری ما در این کشور با دیگر همسایگان می توان جست.

پوتین اسدبرای مثال می توان حجم تعاملات جاری ما در سوریه را با میزان تجارت ترکیه در آن کشور مقایسه کرد و دید که ما چقدر دچار خسران شده‌ایم. اکنون حجم صادرات ترکیه به سوریه بیش از ده برای میزان صادرات ما به سوریه است و این در حالیست که ترکیه از آغاز جنگ در آن کشور، در مقابل رژیم اسد موضع گرفته بود. ترکیه و چین و امارات سه شریک اول تجاری سوریه بوده اند و ما با فاصله، در میان نه کشور منطقه که با سوریه روابط تجاری دارند، در مقام هشتم قرار داریم. روسیه هم که تاکنون از ترکیه و کشورهای عرب منطقه عقب مانده، دست به کار شده است و به گفته رئیس جمهور روسیه، در نیمه اول سال ۲۰۲۱، تجارت بین روسیه و سوریه ۲۵۰ درصد افزایش یافت.

ایران یادداشت‌های تفاهم زیادی با سوریه به امضاء رسانده و گزارش‌هایی هم درباره سرمایه گذاری در بخش ساخت و ساز و معادن سوریه منتشر شده بود، ولی بنظر نمی‌رسد در این حوزه‌ها دستاوردی ملموسی داشته باشیم. گزارش‌ها حاکیست طی یازده سال گذشته، حجم صادرات غیرنفتی ایران به سوریه از 516 میلیون دلار به 75 میلیون دلار رسیده که این به معنی کاهش 70 درصدی صادرات غیرنفتی ایران به سوریه است. برآوردها نشان می دهد چین و ترکیه به عنوان دو شریک اصلی اقتصادی دولت دمشق، 8 برابر ایران به سوریه صادرات دارند و ایران در کنار عربستان سعودی، در آخر صف شرکای تجاری دولت اسد قرار دارد.

به گفته کیوان کاشفی، رئیس اتاق مشترک ایران و سوریه، سوریه دارای معادن غنی است که نیاز به شناسایی و اکتشاف دارد اما ایران فعالیت معدنی در این کشور ندارد هر چند تفاهم‌نامه‌ای نیز با وزارت صمت برای گسترش فعالیت‌ معدنی ایران در سوریه امضاء شده اما برای گسترش فعالیت‌ها در این زمینه نیاز به کمک وزارت صمت است. به گفته کاشفی، همکنون بخش زیادی از فسفات سوریه از راه ایران به کشورهای هند و چین ترانزیت می‌شود. به گفته آقای کاشفی، هرچند تحریم سوریه مانع از سرمایه گذاری کشورها در معادن این کشور شده، ولی ایران از این وضعیت بهره برداری نکرده است و در این بازار غایب است.

در حوزه انرژی هم تفاهم‌نامه‌های زیادی به امضاء رسیده، ولی نتیجه عملی چندانی حاصل نشده و یا اگر هم شده، این حوزه در دست بخش دولتی و خصولتی است و بخش خصوصی بهره‌ای از آن نبرده است. بیش از دو سال پیش بود که هئیتی از فعالان اقتصادی ایران به دمشق رفت و مرکز تجارت ایرانیان نیز در این شهر فعال شد. هرچند صحبت‌هایی از سرمایه‌گذاری در حوزه پتروشیمی به گوش می رسید، ولی این تعاملات هم به نتیجه قابل توجهی نرسیده و همکنون چین و روسیه در این حوزه ها حرف اول را می زنند. شاید قرارداد دولت سوریه با شرکت های ایرانی جهت عملیات اکتشاف نفت در منطقه البوکمال در حومه شرقی استان دیرالزور بتواند حضور ایران را در حوزه انرژی سوریه تثبیت کند ولی به هرحال با توجه به نحوه خبررسانی در این زمینه، روشن است که آن بخش از خصولتی ها که به نهادهای امنیتی متصل هستند، حضور فعالی در این پروژه خواهند داشت و باز هم سر بخش خصوصی بی کلاه می‌ماند.

همانطور که در ابتدا اشاره کردیم آقای امیرعبدالهیان وجه افتراق خود از دکتر ظریف را در این رویکرد دانسته که وی نسبت به نقش میدان در دیپلماسی خوشبین‌تر است. چرا در اینجا صحبتی از اقتصاد نمی‌شود؟ موضع دولت جدید در قبال رویکرد «سیاست خارجی در خدمت اقتصاد» چیست؟ آیا نباید میدان هم در خدمت اقتصاد باشد؟ این سوالهایی است که متاسفانه مقام های لشکری و کشوری ما پاسخ رضایت بخشی درباره آنها ندارند.

ما از ابزار میدان و دیپلماسی استفاده کرده ایم تا یا اهداف امنیتی و نظامی خود را به پیش ببریم و یا تهدیدها را خنثی کنیم، ولی هیچگاه از این دو اهرم برای پیشبرد اهداف اقتصادی استفاده نکرده ایم زیرا اصولا سیاست در جمهوری اسلامی، افتصاد را به حاشیه کشانده است. شایسته است هم فعالان اقتصادی و هم کارشناسان سیاسی، از لزوم توجه به یک نوع پارادایم اقتصادمحور سخن بگویند. در این بحث به راحتی می‌توان مثال سوریه و جضور اندک اقتصادی ایران در آن کشور را مثال زد و نشان داد تمرکز ما بر نظامی‌گری و تقلیل منافع ملی در چهارچوب تنگ عمق استراتژیک اشتباه بوده و نیازمند بازنگری سریع می باشد.  

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: