به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

غلبه طالبان برافغانستان جدا از نگرانی های امنیتی برای مردم آن کشورو چشم انتظاری های سیاسی منطقه وجامعه بین المللی درمورد کیفیت آینده روابط با آن کشور، تبعات و پیامد های اقتصادی بسیاری نیزبا خود به همراه دارد که به گفته کارشناسان نه تنها می تواند بحران اقتصادی بزرگی را برای افغانستان به دنبال داشته باشد، بلکه بازارتعاملات تجاری ما با آن کشوررا نیز با نا امنی، ابهام و نا اطمینانی روبرو خواهد کرد، زیرا از دید بسیاری از فعالان اقتصادی تا تعیین تکلیف روابط سیاسی میان دو کشورنمی توان ازادامه روابط امن اقتصادی اطمینان حاصل کرد و همانطور که عضو هیئت نمایندگان اتاق ایران، محمد لاهوتی گفته است صادرات و واردات فرامرزی نیاز به فاکتور امنیت دارد و اگراین امنیت در رفت و آمد مورد خدشه وارد شود و امنیت سرمایه نیز به خطر افتد قطعا تاثیرش را در تجارت خارجی، چه در صادرات و چه در واردات می گذارد.

افغانستانگزارشی از مرکز پژوهش اتاق ایران نزدیکی اقتصاد افغانستان و پاکستان را روندی جدید در حکومت طالبان می‌داند و پاکستان را مهمترین برنده ژئو اکونومیک روی کار آمدن دولت طالبان و نشانی از تلاش‌های آن کشور برای بی اثر کردن مسیرهای اقتصادی ایران درمنطقه می‌داند  که بدون شک علیه منافع اقتصادی دولت و بخش خصوصی ایران است. در این راستا، پاکستان بزرگترین شریک چین در افغانستان خواهد بود که این نیز به معنای زوال موقعیت ایران در ژئواکونومی افغانستان خواهد بود، زیرا با نزدیکی پاکستان به دولت طالبان و تلاش در توسعه بندر گوادر، برنامه‌های کشورمان برای استفاده تجاری هر چه بیشتر از بندر چابهار و تبدیل آن به یک قطب ترانزیتی نقش برآب خواهد شد.

از سوی دیگر، به گفته جعفر حق پناه، مدیر مطالعات افغانستان در دانشگاه تهران، حتی در مورد مناسبات تجاری عادی میان ایران و افغانستان، کالاهای ترک و پاکستانی می‌تواند جایگزین کالاهای ایرانی شود. دکتر حق پناه بر این باور است که حجم 2.5 میلیارد دلاری روابط تجاری بین دو کشور به دلیل بی ثباتی و بی امنیتی در افغانستان تا حد زیادی کاهش خواهد یافت. در همین حال باید توجه داشت که رژیم طالبان به لحاظ فکری و ساختاری دستکم برای چندین سال، افغانستان را از فاز توسعه اقتصادی و زیر ساختی خارج خواهد کرد و تعاملات اقتصادی با این کشور به خرید و فروش کالاهای مصرفی تقلیل خواهد یافت که این امر هم به معنی کاهش حضور اقتصادی ما در آن کشور است.

در سال 99، افغانستان در میان کشورهای همسایه چهارمین و درمیان همه کشورهائی که طرف تجاری ایران هستند پنجمین بازار صادراتی ایران بود و به گفته رایزن سابق بازرگانی ایران در افغانستان، حدود 30 تا 35 درصد بازار آن کشور در اختیار ایران بود و به این ترتیب ارزش کالاهای صادراتی ایران به افغانستان 2.3 میلیون دلار و ارزش کالاهای وارداتی از آن کشور در مجموع 4 میلیون دلار بوده است. از سوی دیگر، گزارش‌های اتاق تهران حاکی از افت ارزش صادرات ایران به افغانستان طی سال‌های 98 و 99 است.  در نخستین فصل سال جاری، صادرات ما به افغانستان نسبت به فصل مشابه سال گذشته از لحاظ ارزش، افزایشی 15 درصدی و از لحاظ میزان، کاهشی 4.9 درصدی را نشان می‌دهد، و با اینکه ایران مهمترین مبدأ واردات کالا در افغانستان است، سهم کل ایران از کل واردات افغانستان در سال 2020 میلادی کاهش یافت و به 17 درصد رسید.  گزارش های اتاق تهران همچنان حاکی ازآنست که بطور کلی صادرات ایران به افغانستان در سال 2020 در مقایسه با سال 2019 حدود 11 درصد کاهش داشته و واردات ایران ازآن کشور نیز با افتی 47 درصدی همراه بوده است، که این روند تقلیلی با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت.

تغییرات سیاسی موجود در افغانستان ادامه روند تعاملات تجاری آن کشور با ایران و سرنوشت روابط بین دو کشور در امور اقتصادی و تجاری را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است و بسیاری از کارشناسان بر این باورند که نبود ثبات در افغانستان و پیش‌بینی رفتارهای سیاسی طالبان باعث می‌شود که شرایط تجاری بین دو کشور تغییر کرده و به حالت عادی باز نگردد و به این ترتیب شکی باقی نمی‌ماند که برآمدن حکومت طالبان تاثیرات منفی بر روابط تجاری بین دو کشور خواهد گذاشت. به گفته جمشید نفر، رئیس کمیسیون صادرات غیر نفتی اتاق بازرگانی ایران، تعداد زیادی از فعالان اقتصادی کشورمان که صادرکننده کالا به افغانستان هستند دچار خسارت خواهند شد و تا رسیدن آن کشور به امنیت این وضع ادامه خواهد داشت. به باور وی و بسیاری کارشناسان دیگر روی کارآمدن طالبان حتی معادلات تجاری منطقه را دستخوش تحول می کند، زیرا درآمدزائی آنها بیشتر بر مبنای کشت خشخاش و مواد مخدر و صادرات آن به دیگر کشورها است، به ویژه در سایه محدودیت‌هائی که آمریکا در دسترسی طالبان به منابع مالی آن کشور ایجاد کرده است .          

از سوی دیگر، معلوم نیست که سیاست‌های طالبان در منطقه و در دنیا برای برقراری روابط با سایر کشورها در چه مسیری قرار خواهد گرفت و آیا این سیاست‌ها به نوعی در راستای اهداف ما در منطقه خواهد بود یا خیر، اما به هرحال نباید وجود بازیگرانی مانند روسیه، چین، عربستان و پاکستان که می‌خواهند به نوعی نقش ژئوپلتیکی و راهبردی افغانستان را پر رنگ کنند و باعث بروز پیامدهای ژئواکونومیکی برای کشور ما شوند را نادیده گرفت.  به گفته قاسم محبعلی، مدیرکل سابق میز خاورمیانه وزارت امور خارجه، اگر تصور کنیم طالبان حکومت آرامی تشکیل می‌دهد و خطری برای ایران نخواهد داشت درک درستی از وقایع بین المللی نداریم، زیرا در رویاروئی با چالش‌های اقتصادی در مسیر ساختن دولت جدید، طالبان حاضر به دست زدن به هر اقدامی برای ایجاد روابط تجاری و اقتصادی گسترده با کشورهائی است که بتوانند نیازهای همه جانبه آن را برآورده کنند.

آن بخش از حاکمیت در ایران که از قدرت گرفتن طالبان استقبال می‌کردند، احتمالا از منطق «دشمنِ دشمنِ من، دوست من است» پیروی کرده و خروج آمریکا از افغانستان را در اولویت سیاست خارجی ما در قبال دولت کابل قرار داده بودند. این درحالیست که نگاهی به تاثیر منفی طالبان بر تجارت ایران-افغانستان حاکی از سستی منطق این گروه است و نشان می‌دهد که ما در سیاست منطقه‌ای خود باید هشیارتر عمل کنیم و اسیر احساسات و ایدئولوژی نشویم.   

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

چرا حاکمیت اعتراض‌های خیابانی را جدی نمی‌گیرد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: