به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در چند روزی که با شهادت سردار سلیمانی آغاز و با حمله موشکی سپاه به پایگاه عین الاسد به پایان رسید، وجوه جدیدی از ستون های امنیت ملی و درایت مسئولان مربوطه در تعاملات بین المللی آشکار شد. نظام به طور عام و دستگاه نظامی کشور به طور خاص نشان داد که از قدرت و درایت لازم برای حفظ عزت ملی برخوردار است. در کنار این قدرت اما، ضعف ما در حوزه روابط بین الملل، و به طور خاص حوزه دیپلماتیک بیشتر عیان شد. باید توجه داشت که اقتدار نظامی بدون اقتدار دیپلماتیک، امنیت پایداری برای ما به ارمغان نخواهد آورد و در این راستا ما باید با سوالات مهمی را در خصوص دکترین سیاست خارجی خود مطرح کنیم.

دیپلماسیهمه مسئولان متفق القولند که ما در یک جنگ اقتصادی هستیم و در جبهه اقتصادی در انزوا قرار داریم. ولی آیا این واقعیت مورد قبول قرار گرفته که این انزوای اقتصادی، ناشی از انزوای سیاسی ماست؟ آیا ما در این رابطه به شعار محوری و ایدئولوژی‌زدگی دچار نشده این و حمایت‌های عاطفی از کشورمان را با حمایت‌های واقعی تخلیط نکرده ایم؟ با ذوق زدگی از ماهاتیر محمد نقل می‌کنیم که تحریم ها علیه ایران غیرقانونی است ولی چند روز بعد خبردار می شویم که بانک های مالزی حساب های ایرانی را به علت تحریم ها مسدود کرده اند. در حالی که از حمایت شرق از خود سخن می گوییم، معاون اول رئیس جمهوری اظهار تعجب می کند که حتی هند از ما نفت نمی خرد. آیا این تنگناهای اقتصادی، نشان از انزوای سیاسی ما ندارد؟ چرا ما توانایی برای شکستن این انزوای سیاسی نداشته ایم؟ آیا این بن‌بست، لزوم یک بازنگری اصولی در تلاش های دیپلماتیک و بازگشت به رویکرد «سیاست خارجی در خدمت اقتصاد» را یادآوری نمی‌نماید؟

اکنون ما باید با حضور قدرتمند دیپلماتیک در عرصه بین الملل، به امنیت پایدار برسیم. در این راستا، نهراسیدن از مذاکره و نشان دادن حسن نیت از طریق پایبندی به تعهدات بین‌المللی باید اصل باشد. هرچند ما با بدعهدی های زیادی روبرو شده‌ایم، ولی در شرایط کنونی، کاهش تعهدات بین المللی برای ما کارساز نخواهد بود. در واقع عقبگرد کردن از این تعهدات تنها در صورتی کارساز است که به عنوان یک اهرم چانه زنی برایمان عمل کند. ولی اکنون ما در چنین وضعیت قرار نداریم و برای مثال کاهش تعهدات بین‌المللی در حوزه انرژی اتمی، هیچ دستاورد مثبت و اهرم فشاری در اختیار ما قرار نخواهد داد.

همانطور که اشاره شد، انزوای سیاسی ما به انزوای اقتصادی ما دامن زده و در حالی که همه مسئولان بر اقتصاد مقاومتی تاکید می کنند، ولی نظام عملا کاری برای خارج شدن از انزوای سیاسی انجام نداده. نباید از یاد برد که تا مردم ما احساس امنیت اقتصادی نکنند، نمی توانیم از حفظ امنیت کلی کشور سخن بگوییم. شکی نیست که ما در منطقه پر آشوبی زندگی می کنیم، ولی برغم تلاش های ما برای تنش زدایی، ملت ما طعم امنیت پایدار را نچشیده. هرچند از لحاظ نظامی، کیان کشور حفظ شده، ولی وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، مانع از احساس امنیت واقعی بوده. همانطور که در ناآرامی های آبان ماه شاهد بودیم، چالش های معیشتی در یک مرحله به چالش های امنیتی تبدیل می شود و اگر به مطالبات ساده اقتصادی توجه نشود، این مطالبات شکلی ساختارشکنانه خواهد گرفت و امنیت کل کشور و نظام را تهدید خواهد کرد. 

در اینجا جا دارد نکته دیگری را هم در خصوص رابطه تنگاتنگ امنیت و اقتصاد و دیپلماسی یادآور شویم: درهم تنیدگی اقتصاد ما با اقتصاد بین الملل و حضوری برگشت ناپذیر در زنجیره ارزش جهانی، ضامن امنیت ما نیز خواهد بود. این مهم که اقتصاد ما به طور عمیقی به اقتصاد جهانی پیوند بخورد، عاملی برای امنیت پایدار است و این امر تنها از طریق بازگشت به رویکرد «سیاست خارجی در خدمت اقتصاد» میسر خواهد شد.

برای شکستن انزوای اقتصادی باید مسیرهای موازی متعددی را طی کرد و تلاش های دیپلماتیک و نهراسیدن از مذاکرات مستقیم یکی از اصلی‌ترین این مسیرهاست. نباید فراموش کرد که مذاکره به معنی فراموشی اصول و آرمان ها نیست. باید توجه داشت که کشورهایی که در حال جنگ هستند هم با هم مذاکره می کنند و ما نباید از این قاعده مستثنی باشیم. در روزهای گذشته دیدیم که خطر جنگ نزدیکتر از آنست که تصورش را می کردیم و در چنین شرایطی، حذف کردن گزینه مذاکره، تنها به معنی افزایش خطر جنگ اقتصادی و نظامی است.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به نظر شما، کدام یک از موارد زیر نقش مهمتری در تشدید مشکلات اقتصادی کشور داشته است؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: