به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

خاورمیانه آبستن تحولات ناخوشایندی است که اگر نسبت به آنها بی تفاوت بمانیم، تاثیرات مخرب آن برای نسل ها باقی خواهد ماند. از منظر اقتصادی، صندوق بین المللی پول در گزارش بهار امسال خود چالش اصلی اقتصادهای منطقه را اشتغالزایی برای میلیون ها متقاضی کاری می داند که امسال و سال آینده به بازار کار وارد می شوند. این چالش بزرگ در زمانی پیش روی این کشورها از جمله کشور ما قرار دارد که رشد اقتصاد جهانی کند شده، بهای نفت در تلاطم است و عدم اطمینان در خصوص تنش های تجاری رو به افزایش می باشد.

ایراندو مورد آخر به اضافه تحریم ها علیه سیاست های هسته ای و منطقه ای ما وضعیت را بیش از حد برای ما شکننده کرده است. در این مقطع حساس باید احساسات را کنار بگذاریم و با عقلگرایی مسیر آینده رشد و ثبات اقتصادی را هموار کنیم. استقامت ملت ما باید برای رسیدن به هدفی بزرگتر باشد. استقامت هدف ما نیست بلکه در بهترین حالت وسیله ای است که می توان با آن وقت محدودی خرید تا با نیروی خرد و تدبیر راهکاهای برون رفت از این بحران را پیدا کنیم. تاریخ نباید تکرار شود خصوصا تاریخ ما که در مقاطعی به اقتضای شرایطی خاص شاهد اتخاذ تصمیمات و سیاست های بوده که اگر نگوییم اشتباه کردیم دست کم می توانیم بگوییم که بهترین گزینه را انتخاب نکردیم. امروز نباید اجازه بدهیم دور باطل سیاست تقابل ما را به ورطه نابودی بکشاند.

این روزها برخی با افتخار از برداشتن گام های کاهش تعهدات برجامی سخن می گویند. شاید بتوان این حرکت را اهرمی برای مذاکره تلقی کرد اما باید در نظر داشت که استقبال از این رویکرد، بدون در نظر گرفتن سناریوهای بدیل، ریشه در تفکر تقابل دارد و نه تعامل. اقدامات تنش زایی هم که در منطقه به ما نسبت می دهند حتی اگر ارتباطی هم با ما نداشته باشد، به نام ما تمام شده است و تنها آسیب پذیری نظام و ملت ایران را بالا برده است. خوشحالی برخی، از حملات پهبادی به تاسیسات آرامکو نشان از این عکس العمل های احساسی دارد که تنش را برای تنش، و مقاومت را برای مقاومت می خواهد و برنامه ای هم برای خروج از دور باطل تقابل ندارد.

همکاران دلسوز ما به یاد دارند که وزیر امور خارجه کشورمان، محمدجواد ظریف و کمال خرازی، رییس شورای راهبردی سیاست خارجی در زمان توافق برجام تاکید کردند که به گفته مقام معظم رهبری دکترین امنیتی ما بر اساس سلاح اتمی نبوده و نیست چرا که این دکترین با اصل مورد نظر رهبری که کاهش آسیب پذیری نظام است در تضاد خواهد بود. سلاح هسته ای و توانایی هسته ای در کنار برخی اقدامات که خارج از حیطه و کنترل وزارت امور خارجه در منطقه صورت می گیرد به راحتی می تواند نظام و مملکت را وضعیت آسیب پذیر سالهای نه چندان رو باز گرداند.

امروز ما فعالان دلسوز اقتصادی باید با شجاعت در این خصوص سخن بگوییم، همانگونه که در زمان پیش از انتخاب دکتر روحانی در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری با شهامت و شجاعت از تاثیر تحریم ها و لزوم رفع آنها و بازنگری در سیاست های هسته ای سخن گفتیم. متاسفانه شاهد آن هستیم که گام به گام از سیاست تعامل فاصله میگیریم و بر تقابل می افزاییم. شاید بد نباشد به تاریخ نه چندان گذشته خود که بیشتر از آنکه تاریخ باشد خاطره ای تلخ است نگاهی بیاندازیم تا ببینیم حدودا از سال 1385 تا برجام آیا افزایش فعالیت های هسته ای ما باعث کاهش تحریم های یکجانبه آمریکا یا تحریم های سازمان ملل شد یا برعکس باعث تشدید آنها شد؟ نگاهی به نمودار زیر بیاندازید.

همانگونه که ملاحظه می کنید روند کلی تحریم ها با افزایش فعالیت های هسته ای ما رو به افزایش داشته و هیچگاه افزایش تحریم های ما باعث عقب نشینی و یا بازگشت کسی به میز مذاکره نشد. اقتصاد هم در میان این دعواهای سیاسی فقط آشفته و سرگردان بود. در زمان برجام تنها زمانی است که تنها برای حدود یک سال و نیم رشد اقتصادی ما جانی می گیرد که با پایان ماه عسل برجام و عروسی دلواپسان دوباره اقتصاد قربانی سیاست و سیاست زدگی شد. امروز هم دوباره شاهد تکرار همان روند سابق هستیم با این تفاوت که تاثیر تحریم ها به خاطر یکجانبه بودن آن کمتر است اما به سبب اینکه نفت ما را هدف گرفته و ما هم چندان توفیقی در صادرات غیر نفتی نداشته ایم، بیش از گذشته بر اقتصاد ما تاثیر خواهد گذارد.

خلاصه کلام بنده این است که ما این راه را یکبار رفته ایم و نباید این اشتباه را دوباره تکرار کنیم. رویکرد تقابل راه به جایی نمی برد. در مقابل هم بنده صحبت از سازش نمی کنم چون متاسفانه ما به سرعت اسیر بازی با لغات می شویم و یادمان می رود که تمام این ظریف گویی ها به خاطر این است که نوع رویکرد باید عوض شود. مردم ما نه یک بار بلکه دوبار به سیاست تعامل رای دادند و نظام مقدس جمهوری اسلامی و حاکمیت نیز راه را برای رسیدن به این مطالبه مردم که ثبات نظام و مملکت را نیز در برداشت هموار کرد. اینبار نیز باید مجددا با عزمی ملی به سوی خردگرایی بازگردیم و ابتکار عمل را در حیطه دیپلماسی به دست دلسوزان کاردان بسپاریم. ما حتی برجام که دستاورد ملی نظام بوده و هست را بازیچه بازی های جناحی کرده ایم.

درست است که عده ای می گویند ما نباید همه چیز را به برجام و سیاست خارجی گره می زدیم. باید یادآور شد که دلایلی که همه چیز به سیاست خارجی و برجام گره خورد چه بود؟ این کار اشتباه یک دولت نیست که تنها راه باقیمانده برایش به برجامی دیگر گره خورده باشد. در هر صورت ملت ما نشان داد که در دوران هشت سال دفاع مقدس و سال های دشوار تحریم استقامت کرد. امروز باید ثمره استقامت را ببینیم نه اینکه دوباره روز از نو و تحریم از نو. سیاست تعامل سازنده اندیشه ای است که در طول چهل سال آزمون و خطای ما بارور شده و تنها متعلق به دولت روحانی نیست که مخالفان آن می خواهند آنرا به پای او بنویسند. برجام دستاورد نظام بود و تعامل سازنده نیز نتیجه نرمش قهرمانانه رهبر معظم انقلاب. نه گفتن ما باید به سیاست تقابل باشد. نه ما، باید به جنک باشد. نه به مذاکره یک سیاست مقطعی است و نه یک اصل. اگر دکترین امنیتی ما بر اصل کاهش آسیب پذیری نظام است باید به تقابل نه بگوییم و راهکاری سریع برای رفع تحریم ها را بیابیم و از مذاکره مجدد حتی با «کدخدا» هم نهراسیم و نهراسانیم. ما دلیریم.

بیشتر بخوانید:

مذاکره با ترس یا ترس از مذاکره

مذاکره مستقیم یا نیابتی

در بزنگاه تاریخی چه باید می کردیم؟

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: