به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

مجله هاروارد بیزینس ریویو در شماره سپتامبر 2016 خود مقاله ای منتشر کرده است با عنوان «چرا کسب و کار شما به سیاست خارجی نیاز دارد؟» این مقاله را جان چیپمن، مدیر موسسه بین المللی مطالعات راهبردی (IISS)، یک اتاق فکر مستقر در لندن، ارائه کرده است.  چیپمن به پژوهشی که توسط بانک انگلستان انجام شده اشاره می کند که در آن 57 درصد شرکت کنندگان در یکی از نظرسنجی ها، تحولات ژئوپولتیک یا جغرافیای سیاسی را اصلی ترین نگرانی خود نام برده اند. در این نظرسنجی حملات سایبری، اختلالات مالی و رکود اقتصادی در رتبه های پایین تری از تحولات ژئوپولتیک قرار گرفته اند.  البته وقتی ما عواقب درازمدت برگزیت یا خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، حرکت های تحریک آمیز چین در دریای چین جنوبی و شرقی، حمله روسیه به کریمه و انضمام خاک آن کشور به روسیه، عدم اطمینان از وضعیت آفریقا و آمریکای لاتین و مهمتر از همه بحران های سوریه و عراق و متعاقب آن، بحران پناهجوئی را در نظر بگیریم، توجه شرکت کنندگان در نظرسنجی بانک انگلستان به تحولات ژئوپولتیک به عنوان مهمترین دغدغه کاری تعجب آور نخواهد بود. در مقایسه با این مشکلات، چالش حملات سایبری و یا کاهش درآمد شرکت های بزرگ تجاری در دو گزارش سه ماهه پی در پی، رنگ می بازند.

چالش تحولات ژئوپولتیک به گونه ای است که شرکت های تجاری دیگر نمی توانند تنها به یک کشور و یا حتی ائتلاف چند قدرت اقتصادی متکی باشند. وقتی ماهیت یک چالش برای کسب و کاری فراملی شود دیگر نمی توان با ابزارهای گذشته و یا صرفا ملی با آن مقابله کرد. برای نمونه، وقتی در سال 2013م عاملان یک گروه مرتبط با القاعده به تأسیسات شرکت نفت نروژی استات اویل در الجزایر حمله کردند، تحقیقات نشان داد که برنامه ریزی این توطئه در کشورهای مالی و لیبی انجام شده بود. این موضوع نشان می دهد که نمی توان ریسک و مخاطره ای که متوجه یک شرکت است را تنها در محدوده جغرافیائی یک کشور اندازه گرفت.

کسب و کارهایی که مایل به فعالیت در عرصه های بین المللی هستند تنها در صورتی می توانند از عهده چالش های بین المللی برآیند که مانند شرکت های بزرگ خوشه ای با دولت متبوع خود رابطه نزدیکی داشته باشند و یا وابسته به دولت باشند. اما این وضعیت هم می توانند در صورت بروز اختلاف میان دولت ها منافع این کسب و کارها را تهدید کند.

در سال 2008م صدها نفر در چین در اعتراض به حمایت فرانسه از جدایی طلبان تبت در مقابل شعبه های فروشگاه زنجیره ای فرانسوی کارفور تجمع کردند و خواستار تحریم کالاهای فرانسوی شدند. شرکت کارفور با اعلام اینکه یک شرکت فراملیتی است و اینکه اکثر کارمندان آن در چین چینی هستند توانست به این قائله خاتمه دهد.

یکی دیگر از این نمونه ها شرکت چند ملیتی در زمینه شبکه های کامپیوتری و ارتباطات هوآوِی چین است و همه ما با . وقتی معلوم شد که بنیانگذار این شرکت، رن ژنگفی، معاون و مدیر سابق ارتش آزادیبخش چین بوده و با ایران و کره شمالی همکاری می کند، برای گسترش تجارت خود به آمریکا با مشکل مواجه شد. هر چند این شرکت در سایر بازارهای جهانی به خصوص بازارهای رده دوم و سوم راحت تر فعالیت کرد اما برای مقابله با چالش فعالیت در بازار آمریکا، رن ژنگفی، تصمیم گرفت تا شرکت خود را بیشتر به عنوان یک شرکت اروپایی معرفی کند تا چینی.  او حتی در مصاحبه ای که در سال 2013م انجام داد گفت قید بازار آمریکا را زده است.

وقتی چیپمن از سیاست خارجی شرکت ها سخن می گوید منظور او این نیست که شرکت ها با دولت های متبوع خود پیمان تجاری عقد کنند و یا اینکه یک دیپلماسی خصوصی ایجاد نمایند و یا اینکه نمایندگان بخش خصوصی به عنوان سفرای دوستی و یا حسن نیت فعالیت کنند. چیپمن درباره ایجاد یک هویت مستقل از هویت ملی یک شرکت سخن می گوید. در این الگو نمادهای فرهنگی، قومی و یا زبانی در مقایسه با هویت یا برند فراملی یا جهانی یک شرکت رنگ می بازند. در این رویکرد کسب و کار شما روابط دوجانبه یا چندجانبه منحصر به فرد خود را با بازار هدف چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی ایجاد می کند.  به گفته اندرو هاموند از دانش آموختگان مدرسه اقتصاد لندن، سیاست خارجی یک شرکت فعالیت های خارجی آن شرکت از جمله ارتباط با رسانه ها، مدیریت ریسک، مسئولیت اجتماعی شرکتی، روابط با دولت و برنامه ریزی های عملیاتی را در یک چارچوب راهبردی روشن، هماهنگ می کند. این راهبرد می تواند به بقای شرکت در زمان بروز اختلافات با دولت بیانجامد.

در عین حال اگر این برنامه ریزی های راهبردی با کوته بینی و ضعف انجام شود می تواند تبعات ناخواسته ای هم داشته باشد. برای مثال، شرکت نفتی اسپانیائی رپسول در آرژانتین به نام وای پی اف (YPF) فعالیت می کرد و روابط نزدیکی با یکی از سهامداران متمول و همچنین نستور کیرچنر، رئیس جمهور فقید آرژانتین داشت. بعد از اینکه کریستینا، همسر نستور، در مقام او نشست این شرکت را در سال 2012م ملی کرد. نتیجه اخلاقی این اتفاق از دید کسب و کار می تواند این باشد که یک شرکت نباید تنها به یک نفر یا چند تن معدود اتکا کند. بهتر می بود که آنها شبکه ای از افراد و شرکت ها در بخش خصوصی و دولتی می داشتند تا می توانستند تغییراتی که به کسب و کارشان مرتبط می شود را از پیش رصد کنند و برای آن برنامه ریزی و اقدام نمایند. 

یک نکته دیگر این است که هویت فراملیتی یا جهانی یک شرکت و یا یک برند به معنی ترک هویت ملی آن نیست. تحولات ژئوپولتیک باید مورد نظر کسب و کارهایی باشد که در جامعه جهانی فعالیت می کنند و یا تداوم ارائه کالا و یا خدماتشان وابسته به این تحولات است. به نظر می رسد در فرایند مدیریت ریسک، شرکت ها باید یک سیاست خارجی برای خود تعریف کنند تا بتوانند موفق تر عمل کنند. 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: