به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

رکود اقتصادی در سطح بین الملل درس های ارزشمندی برای ما دارد. این افول فعالیت های اقتصادی شامل کاهش قیمت کالاهای اساسی، سقوط بازار بورس و کاهش ارزش ارز چین بوده و از یک سو مجموعه ای از فشارهای تورم منفی را در بر داشته و از دیگر سو به افزایش قیمت خدمات و کالاهای مصرفی (که ناشی از کاهش نرخ ارز در بسیاری از کشورهاست) انجامیده است. همه اینها در شرایطی رخ می دهد که از آغاز سال 2015 شاهد گمانه زنی های منفی در خصوص رشد اقتصاد جهانی بوده ایم.

شاید عجیب باشد که اولین درسی که از این شرایط می توان گرفت این است که کشورهایی بیشترین تاثیر منفی را از رکود اقتصادی گرفته اند که بیشترین ارتباط را با بازارهای جهانی داشته اند. به طور خاص بازارهای کالاهای اساسی و بازار چین در این بین سهم عمده ای داشته اند. بازارهایی همچون جامائیکا و کنیا هم که نسبت به اکثر اقتصادهای نوظهور سرمایه جاری کمتری دارند، تحت تاثیر کمتری از افت و خیز های اقتصاد جهانی گرفته اند. از سوی دیگر، بر اساس گزارش فایننشال تایمز، کشورهایی همچون قزاقستان، آنگولا و نیجریه که از اصلی ترین عرضه کنندگان کالاهای اساسی هستند، به شدت تحت تاثیر سقوط بازار بورس چین قرار گرفتند.

مثال قابل توجه دیگر در این زمینه هند است. در نگاه اول به نظر می رسد که با توجه به نیاز این کشور به انرژی، همکنون هند از کاهش قیمت نفت سود می برد. ولی در مقابل سود ناشی از کاهش قیمت نفت، درآمدهای وارد شده به این کشور از طریق هندی هایی که در کشورهای تولید کننده نفت کار می کنند کاهش یافته و در کل هند از کاهش قیمت نفت سودی نکرده است. درسی که از این مثال ها می توان گرفت این است که فرآیند جهانی شدن بدون ریسک نیست!

دومین درس این است که بازارهای ثروتمند نوظهور همچون عربستان و قطر نیز به رغم سرمایه های عظیم نفتی، از تاثیرات بازار و افت و خیزهای اقتصاد بین المللی مصون نبوده اند. عربستان سعودی طی شش ماه گذشته مجبور شده بین 50 تا 70 میلیارد دلار از دارایی های خود را به فروش رساند تا کسری بوجه ناشی از کاهش قیمت نفت و البته هزینه حضورش در یمن را جبران کند. صندوق سرمایه ملی قطر هم نزدیک به 12 میلیارد دلار ضرر متحمل شده که این امر به علت سرمایه گذاری های این کشور در شرکت معدنی گلنکور، بانک کشاورزی چین و شرکت فلکس واگن بوده است. به علاوه قطر مجبور شد از میزان اوراق قرضه کوتاه مدت مورد نظر خود به خاطر کاهش تقاضا به دلیل محدودیت نقدینگی و اجتناب از ریسک "تله نقدینگی" بکاهد. سرمایه گذاران از ترس مخاطرات سیاسی و بی ثباتی بازار کمتر به خرید این اوراق قرضه تمایل نشان دادند و این امر اقتصاد قطر را به گرداب تورم منفی سوق داد.

سومین درس این است که در دوران های بی ثباتی اقتصادی و یا سیاسی، بازار تمرکز بیشتری روی کیفیت می کند. این امری است ما همکنون شاهدش هستیم. با توجه به ریسک بالایی که بازارهای نوظهور دارند، سرمایه ها از این بازارها بیرون کشیده می شود و در بازارهای جاافتاده تر جای می گیرند. در همین راستاست که سرمایه گذاران بیش از پیش در پی کیفیت هستند. در سه ماهه اول سال 2015، سرمایه گذاری های صندوق ثروت ملی با افزایشی صد درصدی نسبت به سه ماه قبل به 25 میلیارد لار رسید، ولی هیچ بخشی از این سرمایه گذاری ها به سوی بازارهایی که نیاز به سرمایه گذاری دارند نرفت و در عوض به بازارهای امن آمریکا و اروپا و آسیا سرازیر شد.

چهارمین و آخرین درسی که باید بگیریم این است که وقتی ترس و ناامنی بر بازار غلبه می کند، مکانیزم های سنتی تصحیح بازار لزوما کارآمد عمل نخواهند کرد. برای مثال، داده ها نشان می دهد که به رغم تصمیم خزانه داری آمریکا در ماه سپتامبر مبنی بر ثابت نگه داشتن نرخ بهره ها، این امر هیچ تاثیری در افزایش اعتماد سرمایه گذاران نسبت به بازارهای نوظهور نداشته است. هرچند که بلافاصله سرمایه گذاری در دارایی ها و بدهی های اقتصادهای نوظهور افزایش یافت و ظرف 48 ساعت 800 میلیون دلار به این بخش سرازیر شد، ولی در طی هفته های بعد 2.9 میلیار دلار از این اقتصادها بیرون کشیده شد.  اگر به بازارهای موفق نگاه کنیم که ارتباط بازرهای بین المللی و بحران در آنها کم است در می یابیم که روند مثبت ورود سرمایه از سال 2013 میلادی در آنها تقریبا دستخوش تغییر نشده است.  

کشور ما در جایگاه بسیار ویژه ای قرار دارد. به رغم چشم انداز منفی که در بالا اشاره شد، سرمایه گذاران تمایل زیادی به بازارهای ایران دارند. همانطور که اخیرا اشاره کرده بودیم، ضمن اینکه کشور ما به عنوان قدرت مهمی در صحنه اقتصاد جهانی سر بر می آورد، این امر با خود چالش ها  و دوراهی هایی را نیز به همراه دارد. اقتصاد ما بیش از پیش در ساختار نظام فایننس جهانی قرار می گیرد و ما بیش از پیش در معرض تحولات بازارهای جهانی قرار خواهیم داشت. بسیاری از این تحولات از کنترل ما خارج است و از همین روست که بازارهای مالی نظارت های شدیدتری را روی اقتصاد ما اعمال خواهند کرد. در ضمن این موضوع که چقدر ما با تخصص و حساسیت های حرفه ای خواهیم توانست نیروهای بازار را کنترل می کنیم هم موضوعی است که زیر ذره بین قرار خواهد گرفت. از جمله این نیروها می توان به اداره بحران هایی اشاره کرد که می تواند هماهنگی بیشتری بین ما با دیگر کشورها ایجاد کند و به دنیا نشان دهد که کشور ما مقصد مناسب و مطمئنی برای سرمایه گذاری است. برای مثال به رغم اینکه ترکیه طی 15 سال گذشته به اقتصادی بزرگ و چند محصولی بدل شده، ولی اکنون از تشتت سیاسی و وخیم شدن شکاف های قومی و درگیری در مرزهایش رنج می برد. همکنون ترکیه قدرتمند با این خطر روبرست که ارزش اوراق قرضه اش به شدت افول کند. در همین راستا می توان به مشکلات روسیه و برزیل نیز اشاره کرد که رتبه اعتبار مالیشان تنزل پیدا کرده است.   

این کارزاری است که ما واردش می شویم و نمی توانیم جایگاهمان را در این میدان بین المللی دستکم بگیریم. ما در ضمن اینکه باید از شور و هیجان اولیه برای سرمایه گذارای در کشور استقبال کنیم، باید حواسمان باشد که همانطور که در مثال های بالا مشخص شد، شور و شوق سرمایه گذاران به راحتی می تواند از میان برود  و به خروج سرمایه و تیره شدن چشم انداز اقتصادی کشور بانجامد. در این میان ایجاد و حفظ نهادهای شفاف و مستقل باعث می شود که کشورمان به مقصد بی چون و چرای سرمایه گذاری و دریافت کیفیت تبدیل شود و در این راستا مدیریت و تلاش هوشمندانه بسیار ضروری است.  این امر نه در حال حاضر بلکه در آینده هم صادق خواهد بود.   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: