به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در آغاز سال تحصیلی دکتر روحانی در یکی از مدارس تهران به سخنرانی پرداخت و مطالبی طرح کرد که منعکس کننده دغدغه اقشار و طبقات مختلف جامعه بود. در واقع وقتی دکتر روحانی به فرصت های جدیدی که در عرصه های مختلف علمی و فنی و شغلی و اقتصادی و سیاست خارجی پس از توافق اتمی ایجاد شده اشاره کرد، مسلما مخاطبش همه مردم کشور بود. دکتر ظریف هم که برای شرکت در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده بود،  کشورهایی که به اعمال تحریم علیه ایران پرداختند را به چالش کشید و تاکید کرد تحریم ها و توافق با هم سازگاری ندارد. وزیر امور خارجه کشورمان گفت پس از توافق های حاصله با شش قدرت جهانی، رویکرد کشورهای حامی تحریم عمیقا تغیییر کرده است و اکنون مردم باید این تغییر را حس کنند.

معماران یکی از تاریخی ترین توافق های حاصله توسط کشورمان، از یک سو می پرسند که ما به عنوان یک ملت باید چگونه برخورد و رویکردی با خودمان و جهان داشته باشیم و از سوی دیگر این سوال را طرح می کنند که دیگر کشورها چگونه باید برخورد و رویکردشان را با ایران تغییر دهند. اما سوای بحث های سیاسی و سخنان تهییج آمیز، نحوه ای که این دو دیدگاه در طول زمان شکل خواهد گرفت علاوه بر انگیزه و بینش، کاملا به ساز و کار اقتصاد داخلی و بین المللی نیز بستگی خواهد داشت.

از این پس ما به گونه فعال تری به عنوان عضو جامعه کسب و کار بین الملل عمل خواهیم کرد. ما هر روز شاهد خبرهای خوبی در خصوص ورود کشورمان به صحنه تجارت جهانی هستیم؛ اخباری همچون: حمایت فرانسه از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، امضای قرار داد با شرکت های اروپایی برای توسعه حوزه های نفتی و گازی کشور، تمایل آلمان، کره جنوبی، جمهوری چک، مکزیک، چین، ژاپن، روسیه و ترکیه برای امضای قرار داد و سرمایه گذاری و توافق های ترجیحی واردات / صادرات و غیره.

البته این صحنه یادآور آسانسور جان مینارد کینز اقتصاددان شهیر بریتانیایی است که می گفت همه می خواهند در طبقه اول سوار آسانسور سرمایه گذاری شوند، ولی اینکه این آسانسور چقدر بالا برود و با چه سرعتی حرکت کند و اینکه در کدام طبقه توقف کند، چیزی است که در درازمدت مشخص خواهد شد. باید توجه داشت که این روند بر اساس آن بخش از سازوکارهای آسانسور ( بنیادهای اقتصادی)  مشخص می شود که مسافران آسانسور ( سرمایه گذاران) یا کنترلی بر آن ندارند و یا تنها می توانند به طور غیر مستقیم آن را کنترل کنند. و در این میان انرژی مصرفی آسانسور ( پول) هم عامل تعیین کننده ای است. باید توجه داشت که هیجان اولیه سرمایه گذارن – یا به اصطلاح کینز روحیه حیوانی – عامل تعیین کننده ای در درازمدت نیست. همچون یک آسانسور، سطح اعتماد ( اینکه چقدر یک فرد حاضر است با آسانسور به طبقات بالا برود) مستقیما تابع میزان شفافیتی است که باعث می شود ریسک ها و مشکلات مربوطه به راحتی قابل ردیابی و اصلاح باشد.

پل کروگمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد، گفته است که هر چند تولید همه چیز نیست ولی تقریبا همه چیز است. در این راستا می توان به مسئله مشارکت زنان در اقتصاد اشاره کرد. اخیرا ما از طرح زنان 20 سخن گفته بودیم که با ریاست ادواری ترکیه بر گروه 20 شکل گرفت. دلیلی که کریستین لاگارد، رئیس صندوق بین المللی پول گفت ورود کامل زنان به نیروی کار ترکیه و هند می تواند تولید ناخالص داخلی این کشورها را  به ترتیب 22 و 26 درصد افزایش دهد به این علت نبود که زنان فاکتورهای خارق العاده ای را برای اقتصاد این کشورها به ارمغان خواهند آورد، بلکه مسئله اینجاست که اگر زنان وارد اقتصاد نشوند سرمایه ای تلف شده خواهند بود. راه و کار اقتصادی این مسئله هیچ ارتباطی با مسائل اخلاقی و حقوقی همچون برابری جنسیتی و کمک به زنان ندارد بلکه مسئله تنها اضافه کردن دو فاکتور به ترکیب اقتصادی است: کار و کارآفرینی.

اقتصاد از بسیاری جهات یک ماشین بدون عاطفه و روح است. توجه به این نکته در شرایط کنونی بسیار مهم است زیرا که کشور ما به سرعت وارد سیستم جهانی اقتصاد و تجارت می شود که تولید تقریبا حرف اول را می زند. دلیلی که بانک ها به شرکت ها و واحدهای تولید وام هایی با نرخ بهره پائینتر از دیگر مشتریان می دهند این است که بیشتر اوقات مردم عادی با قرضی که می گیرند به جای سرمایه گذاری در تولید به خرید اجناس غیر مولد می پردازند و این امر نسبت قرض به درآمد آنها را افزایش می دهد و در پی آن ریسک عقب افتادن اقصات و لزوم تغییر چهارچوب وام را افزایش می دهد. به همین علت است که بانک ها نرخ بهره را برای اینگونه مشتریان بالا می برند تا ضررهای احتمالی را بپوشانند. در همین راستا، تصمیم برای سرمایه گذاری در بدهی های ملی، بخش های زیرساختی و یا قرض های خصوصی و نیز نرخ بهره دریافتی در رابطه با سرمایه گذاری بر اساس توان برآورد شده کشور برای بازپرداخت وام ها تعیین می شود. هر چقدر که یک کشور بیشتر تولید کند، احتمال بازپرداخت قرض هایش نیز بیشتر می شود و احتمال دریافت قرض های آتی پائین می آید. برای نمونه، گستردگی تبادل افول اعتبار و یا قابلیت بازپرداخت وام ها  از جمله ارزیابی هایی است که سرمایه گذاران در هر کشوری برای ارزیتبی فضای سرمایه گذاری انجام می دهند.          

شاید تعجب آور باشد که بدانیم همانقدر که رئیس جمهوری و وزیر امور خارجه در آینده اقتصادی کشور نقش دارند، تحلیل های 20 ساله و 30 ساله بانک های سرمایه گذار و اعتبار سنجی در نیویورک و لندن و فرانکفورت و سنگاپور و سیدنی هم در آینده اقتصادی کشور موثرند. در همین راستا وقتی ما به مسئله سرمایه گذاری خارجی می پردازیم باید دامنه متغیرها که تحلیل گران بانک ها و موسسات اعتبار سنجی ( و نیز خود مکانیزهای بازار) رد یابی می کنند را در نظر داشته باشیم. در حالی که ما به سوی دوران پساتحریم می رویم، این متغیرها نتایج عمیقی نیز برای اقتصاد و سیاست گذاری ها دارد. البته اولین گروه از متغییرها مربوط به حیطه اقتصاد کلان است – تولید ناخالص داخلی، تراز پرداخت های کشور و قرض های پرداخت نشده. و با توجه به تفکیک ناپذیر بودن ریسک مالی دولت از ریسک کلی که کشور را تهدید می کند و نیز تمایل دولت به نجات اقتصادی بخش های تجاری و تولیدی و یا ایجاد ثبات در پرداخت قرض های خصوصی، برتری ترازنامه یک اقتصاد کلان سالم بر بخش خصوصی هم تاثیر مثبتی خواهد داشت.

امری که بیشتر از هر چیزی باعث نگرانی ماست دیگر متغیرهای ریسک است که میزان تمایل سرمایه گذاری را در هر کشوری تعیین می کند - متغییرهایی که بیش از پیش برای اقتصادی های نوظهور همچون ما مهم می شوند. باید توجه داشت که این امر به طور خاص در خلال کاهش فعالیت های اقتصادی در سطح جهانی رخ می دهد و در شرایطی که منابع مالی برای سرمایه گذاری محدود می شود و بی ثباتی سیاسی افزایش می یابد، توجه ها به طور طبیعی بیشتر به کیفیت و امنیت جلب می شود. نباید فراموش کرد که در این شرایط هر قدر هم که بحث کنیم و ملاقات ترتیب دهیم، موفق نخواهیم شد که سرمایه گذارن بزرگ را قانع کنیم. باید توجه کرد که ما در اینجا نه از میلیاردها دلار بلکه از تریلیون ها دلاری صحبت می کنیم که  امن تر است به جای اتریش، بوتسوانا، دانمارک، سوئد و اروگونه در نیجریه، آرژانین، سیرالئون و در وضعیت کنونی حتی در ترکیه و چین و روسیه سرمایه گذاری شود.

فریب دادن تحلیلگرانی که به ارزیابی ریسک های مالی می پردازند دشوار شده و دیگر به راحتی نمی توان آنها را با ارائه راه حل های سطحی برای چالش های عمیق سرمایه گذاری قانع کرد. در بخش دوم این مقاله فهرستی از ریسک هایی را که سرمایه گذاران به آن توجه می کنند ارائه می دهیم. البته میزان اهمیت هر یک از این ریسک ها از یک بازار تا بازار دیگر متفاوت است.

ادامه دارد

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: