به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

هزینه مبادله یکی از شاخص هایی است که میزان کارآمدی بازار را به نمایش می گذارد. این هزینه شامل تمامی مخارجی است که روند خرید، فروش و دیگر هزینه های ناشی از مبادله کالا و خدمات را شامل می شود. میزان سهولت و دشواری مبادلات تجاری در بازارهای مختلف متفاوت است. در بازارهایی که کارایی بالایی دارند عموما هزینه مبادله پائین است و از سوی دیگر نقدینگی بالاست. در ضمن روند مبادلات از شفافیت برخوردار است و زمان لازم برای انجام مبادله هم چندان زیاد نیست. ما با استفاده از این شاخص ها می توانیم مسیر حرکت خود را مشخص کنیم تا اقتصاد کشور را به سطح مورد قبول در صحنه تجارت جهانی برسانیم. البته در این راه باید قدم های لازم برداشته شود تا تجارت در داخل و نیز برای سرمایه گذاری مستقیم خارجی به سهولت صورت گیرد. 

به طور معمول مبادلات تجاری در کشورهای پیشرفته ساده تر از کشورهای در حال توسعه است. برای مثال، زمانی که برای کرایه یک اتومبیل در پاریس لازم است خیلی کوتاه تر از کرایه خودرو در بمبی یا آنکارا است و یا خرید منزل در لندن به رغم قیمت بالا خیلی راحت تر از خریدی مشابه در مسکو است که بازار وام مسکن جا افتاده ای ندارد. البته باید توجه داشت که در کشورهای توسعه یافته نیز دشواری مبادله کالاها و خدمات مختلف با هم متفاوت است. برای مثال در آمریکا خرید مواد غذایی و یا کالاهای الکترونیکی بسیار راحت تر از خرید بیمه درمانی است.

 آخرین شاخص های منتشر شده از سوی بانک جهانی واریانس های مختلف کارگرد بازار را در کشورهای مختلف به نمایش می گذارد. این گزارش بسیار روشنگر است و ما که اکنون خود را برای بازکردن اقتصاد در دوران پساتحریم آماده می کنیم می توانیم از این آمار استفاده مناسبی ببریم.  نکته ای که این آمار و ارقام را منحصر به فرد می کند این است که دریچه ای علمگرایانه ارائه می دهد و نشان می دهد که ما در مقایسه با کشورهای دیگری که به جذب سرمایه می پردازند در چه موقعیتی قرار داریم. این آمار رتبط مستقیمی به محیط تجارت و سرمایه گذاری دارد و به ابعادی اشاره می کند که برای کسب درآمد نقش حیاتی دارند و از همین رو برای ما هم از اهمیت زیادی برخوردارند. در ضمن، ما می توانیم به این شاخص ها توجه کنیم و ارتباط آنها را با اقتصادهای نوظهور کشف کنیم. اگر در این بررسی متوجه شدیم که سرمایه گذاری مستقیم خارجی بیشتر به سمت یک یا چند کشور می رود، در آن صورت ما عملکرد خود را بر آن اساس تنظیم خواهیم کرد.

برای مثال اگر به روند ثبت یک شرکت کوچک توجه کنیم متوجه می شویم که در ایالات متحده 6 مرحله برای این کار وجود دارد و این در حالی است که در کشورهای برزیل، چین و هند این رقم دو برابر است و در کشوری مثل استرالیا این رقم نصف آمریکاست. یکی دیگر از هزینه های مبادله تعداد مراحلی است که برای ساختن یک انبار مورد نیاز است. درکشور توسعه یافته ای مثل آلمان 8 مرحله برای تاسیس یک انبار وجود دارد، ولی در کشور ما برای این کار 15 مرحله باید طی شود. در اینجا خوب است به شاخص موسوم به سهولت کسب و کار هم توجه کنیم که در واقع به عنوان یک شاخص مرکب راهنمای ارزیابی فضای کسب و کار در کشورهای مختلف است. در این شاخص نمره یک نشانگر سهل ترین شرایط برای کسب و کار و نمره 185 نشانگر دشوارترین شرایط است. نمره آمریکا 7، نمره آلمان 14 و نمره ایران 130 است که تنها کمی بهتر از رتبه یمن ( با نمره 137) می باشد.

مقایسه این رتبه ها باید چشم ما را بر روی واقعیت ها باز کند. باید گفت که هر چند کمبود اینگونه آمارها و مقیاس های عملی احساس می شود، ولی به هر حال توجه به شاخص های موجود به ما کمک میکند تا آمادگی اقتصادی خود را افزایش دهیم و خود را برای پذیرش سرمایه گذاری مستقیم خارجی و تعامل با بازیگران مربوطه آماده سازیم. در این نوشتار جدول شاخص های مورد اشاره و برخی از تعاریف مربوطه را ارائه کرده ام. به نظر شما کشور ما چطور می تواند ظرفیت های لازم برای پیگیری عملیات تجاری و تعامل با سرمایه گذاران خارجی را فراهم کند؟ بنده از اظهار نظر و ایده های تمامی دوستان استقبال می کنم.

چرا حالا؟ تأملی بر ساختارهای لازم برای جذب سرمایه گذاری خارجی (قسمت دوم)

چرا حالا؟ تأملی بر ساختارهای لازم برای جذب سرمایه گذاری خارجی (قسمت اول)

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: