به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

کشور ما می تواند در دوران پساتحریم چهارچوبی عملی و قابل اجرا ایجاد کند تا موقعیت خود را در فضای تجارت جهانی بهبود بخشد. اقتصاد و فرصت های اقتصادی در ایران از بسیاری جهات منصر به فرد است و این امر می تواند کشور ما را به بازاری جدید و جذاب برای سرمایه گذاران غربی بدل کند و فرصت های زیادی برای رشد اقتصادی کشور فراهم سازد. البته باید توجه داشت که سرمایه گذاران خارجی سالهاست که حضور فعالی در کشور نداشته اند و با رویه های اقتصادی کشور آشنا نیست. از همین رو ما باید آماده باشیم تا به سرمایه گذاران خارجی که با سنت تجاری ما آشنا نیستند نشان دهیم که ایران مکان مناسبی برای سرمایه گذاری های آنهاست. ما با این کار خطرهای متصور – چه واقعی و چه خیالی - در خصوص سرمایه گذاری در کشور را کاهش می دهیم که این امر به نوبه خود به کاهش هزینه هایی خواهد انجامید که ما اکنون مجبوریم برای ورود این سرمایه گذاران بپردازیم. با این عملکرد ما وارد یک بازی برد برد می شویم و از این طریق همه طرف های معامله منتفع خواهند شد. به هر حال باید توجه داشت که سرمایه گذاران بیشتر به بازارهایی تمایل و عادت دارند که پیشرفته تر از ما هستند و هر چند در حالت ایدآل می توانستیم شرایط مورد دلخواه سرمایه گذاران را فراهم کنیم، ولی به هر حال ما اکنون در این وضعیت ایدآل قرار نداریم. به همین علت است که در این مرحله ما باید قدم های مناسبی برداریم تا شکافی که اکنون میان بازارهای ما وجود دارد را کوچک تر کنیم. در ادامه و با توجه به چهارچوب های عملی حل مشکل، خوب است به مفهوم خلاهای نهادی بازگردیم که ابتدا در بخش اول این مجموعه نوشتار به آن اشاره داشتیم. همانطور که پیشتر هم اشاره شد، توجه به این خلاها از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا که توجه ما را به بخش هایی از محیط سرمایه گذاری کشور جلب می کنند که واضحا از ظرفیت های زیادی برای رشد و بهبود برخوردار است.

خلاهای نهادی تاثیری مشخص بر عملکرد آن دسته از واحدهای تجاری و تولیدی دارند که می خواهند در فضای بازارهای نوظهور فعالیت کنند. در واقع این خلاها عاملی هستند که عملکرد کارآفرینان و تولیدکنندگان را کند می کنند و به خستگی و ناامیدی سرمایه گذارلن می انجامند. برای مثال شرکت های خارجی برای بازتولید مدل های مشابه آنچه در کشورهای خود دارند با مشکل روبرو هستند و این امر همانطور که در نوشتار پیشین هم اشاره شده در نبود مکانیزم های میانجی رخ می دهند که در شرایط ایدآل می تواند به تقویت بازار بیانجامد.

تاثیر مخرب خلاهای نهادی منحصر به سرمایه گذاری خارجی نیست. در واقع خلا نهادی می تواند رشد شرکت های داخلی را هم کند و با ایجاد هزینه های غیر ضروری، مانع از انباشت سرمایه شرکت شود. این خلاها مشکلاتی برای جذب نیرو و بعدتر چالش هایی برای تطبیق منابع و توانایی های شرکت های چند ملیتی (که وارد بازارهای داخلی می شود) ایجاد می کنند. همانطور که گفته شد خلاهای نهادی به تحمیل هزینه برای واحدهای شرکت کننده در بازار می شود. از همین روست که فعالیت های کارآفرینی که به پر کردن این خلا ها می انجامد بسیار ارزشمند است. در ضمن باید توجه داشت که هرچند برخی از میانجی های بازار تحت سیطره بخش دولتی قرار دارند، ولی بازیگران بخش خصوصی همچون شرکت های چند ملیتی و یا شرکت های داخلی و یا کارآفرینانی که تازه وارد بازار شده اند هم می توانند بسیاری از این میانجی ها را خریداری کنند.

البته نباید فراموش کرد که بازارهای جدید طبیعتی متحد و یکسان ندارند و میزان و شکل خلاهای نهادی آنها نیز با یکدیگر متفاوت است. به طور خلاصه می توان گفت که سه نوع بازار، مولد توسعه استراتژی تجارت در هر اقتصادی است: بازار تولید، بازار کار و بازار سرمایه. نباید فراموش کرد که خلاهای نهادی در هر سه نوع این بازارها یافت می شود و ایران هم مشمول همین امر است. نکته قوت به کارگیری رهیافتی نهادی در برخورد با بازارهای نوظهور این است که ترکیب  مشخصه هایی که مانع از تعامل کارآمد در هر بازار می شود را مشخص می کند. بعضی از کشورها شاید میانجی های تخصصی و کارآمدی در بازار کار نداشته باشند، اما در عوض از میانجی های زیادی در بازار سرمایه برخوردار باشند. در مقابل برخی کشورها ممکن است بازار کاری کارآمد داشته باشد ولی بازار سرمایه قوی نداشته باشد. در همین راستا باید اشاره کرد که روند رشد بازارهای کالا و عوامل تولید در کشورهای در حال توسعه با هم متفاوت است. از خوانندگان عزیز تقاضا دارم که لطفا در بخش نظرات بفرمایند که در چه بخش ها و مواردی در بازار شاهد این خلاها هستید؟ در شرایطی که ما ایران را به سوی محیطی سرمایه پذیرتر می بریم و از سرمایه گذاری مستقیم خارجی استقبال می کنیم، عواملی که باعث کندی و ناکارآمدی بازار می شوند کدامند؟  

نکته مهم که باید در خصوص واحدهای تولیدی و تجاری ایران مورد تاکید قرار گیرد این است که خلاهای نهادی تنها یک چالش محسوب نمی شوند و می توان از آنها بهره برداری مثبت هم کرد. در واقع ما باید با هوشمندی این خلاها را به منزله گزینه ای برای ایجاد فرصت های شغلی تلقی کنیم و شرایطی فراهم نمائیم که شرکت های داخلی و خارجی بتوانند با تمرکز بر این خلاها به کارآفرینی بپردازند. برای ایجاد یک کسب و کاری که به پر کردن خلاهای نهادی می انجامد، شرکت ها و کارآفرینان ابتدا باید نبود میانجی هایی را بپذیرند که به ارزش افزوده در بازارهای نوظهور می انجامند. در واقع خلاهای نهادی در نبود میانجی های تخصصی ایجاد می شوند. میانجی ها همانطور که از اسمشان پیداست عوامل واسط اقتصادی هستند که خود را در میان یک خریدار و فروشنده بالقوه قرار می دهند تا این دو بازیگر را با هم مرتبط کنند و  در این راستا از هزینه معاملات بکاهند. در بازارهای توسعه یافته، موسسات بسیاری در کارند تا عملکرد صحیح و کارآمد بازارها را سامان دهند.  با توجه به طیف گسترده اینگونه موسسات در بازارهای مختلف، خوب است که نگاهی کارکردگرایانه ای به این نهادها داشته باشیم تا درک بهتری از آنها پیدا کنیم. در این راستا ما باید از زاویه ماهیت فعالیتی که در اقتصاد بازار انجام می دهند به این نهادها بنگریم. عملا می توان به شش نوع نهاد بازار اشاره کرد: تقویت کنندهای اعتبار، تحلیلگران و مشاوران اطلاعات، جمع آوری کننده ها و توزیع کننده ها، تعدیل گران و تنظیم کننده ها. هر یک از این نهادها نقش ویژه ای بر عهده دارند که برای عملکرد بازار ضروری است. این نهادها در جهت حل مشکلات ناشی از اطلاعات غیر متقارن و رفع تقابلی که میان انگیزه های خریداران (مشتری ها) و فروشندگان ( تولیدکنندها) وجود دارد عمل می کنند. این نهادها در تعامل با یکدیگر، شبکه هایی از نهادهایی ایجاد می کنند که نهایتا کارآیی بازار را ممکن می سازد و تصویری تمام نما از میانجی های بازار ارائه می دهد. این روند نهایتا تعامل اقتصادی میان بازار کار و کالا و سرمایه را عملی می کند.  

خوب است در اینجا به مثالی در بخش مسافرت و گردشگری اشاره کنیم زیراکه این بخش ممکن است در دوران پساتحریم رشد قابل توجهی در ایران داشته باشد. وبسایت Ctrip که به اصلی ترین آژانس مسافرتی مجازی در چین بدل شده، خدماتی مشابه خدمات وبسایت های مسافرتی در اروپا و آمریکا ارائه می دهد. این وبسایت در سال 1999 ایجاد شد و در واقع می توان گفت خلاهای بازار را از طریق جمع آوری و عرضه اطلاعات مربوط به هتل ها و خطوط هوایی پر کرده است. با توجه به نبود میانجی های مناسب دیگر در بازار، همچون آژانس های مسافرتی، وبسایت Ctrip بسیار موفق عمل کرده و به پلتفورم قابل اعتمادی برای مشتریان بدل شده تا به سهولت به خدمات مسافرتی دسترسی پیدا کنند. این وبسایت در اولین سال فعالیتش نزدیک به 211 میلیون دلار در کارنامه اش ثبت کرد

و در همین دوره حاشیه سود شرکت 31.8 درصد بود. در ژانویه سال 2013 هم در لیست بازار بورس سهام نزدک قرار گرفت و ارزش بازاری معادل 1.3 میلیار دلار پیدا کرد. باید گفت ارزش قابل توجهی که تجارت های میانجی ایجاد می کنند نشانگر اهمیت اینگونه نهادهای بازار است و واضح است که در نبود چنین راه کارهایی بازار چقدر آسیب خواهد دید. این موضوعی بود که ما در بخش قبلی این نوشتار به آن اشاره کردیم و تاکید نمودیم که در نبود توافقی اصولی، این امکان وجود دارد که کشور به قدری عقب بماند که دیگر امکان جبران زمان از دست رفته فراهم نشود.

هزینه معاملات در بازار، نقش نهادهای بازار در کاهش هزینه ها و چالش های موجود بر سر راه طراحی نهادهای بازار موضوعاتی بوده که از سوی جورج اکرلوف، رونالد کوز، داگلاس نورت و اولیور ویلیامسون مورد تحقیق قرار گرفته است. این  اقتصاددان که برنده جایزه نوبل هم بوده اند نظرات ارزشمندی در این حوزه ها اراده داده اند و ما در بخش بعدی این نوشتار به تحقیقات گسترده در زمینه اقتصاد نهادی خواهیم پرداخت و ریشه های ناکامی بازار را بررسی خواهیم کرد.

چرا حالا؟ تأملی بر ساختارهای لازم برای جذب سرمایه گذاری خارجی (قسمت اول)

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: