به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

موقعیت کنونی برجام، کشورمان را با چالش هائی روبرو کرده که مقابله با آنها نیاز به ایجاد الگوهای جدید فکری و مفهومی و گام نهادن در مسیری دارد که شاید تا به حال طی نشده باشد. با اینکه وضعیت کنونی و خروج آمریکا از برجام سناریوی تازه ای به وجود آورده، اما رویارویی با چالش ها و ابرچالش های اقتصادی پدیده ای است که کشورمان سالها با آن مواجه بوده است، پدیده ای که سیاست های اعمال شده قادر به حل و فصل آن نبوده اند. چنین سیاست هائی هیچگاه قادر به ارائه درمان اساسی برای بیماری اقتصادی کشور نبوده و در بهترین حالت، تنها به عنوان مرهمی موقتی عمل کرده اند.

بلندگو تاجران بخش خصوصیتجربه نشان داده که راه حلهای دستوری و بدون نظرات کارشناسانه نمی توانند رویکرد مناسبی برای مقابله با ابر چالش های اقتصادی باشد. دولت باید به این نتیجه می رسید که بدون یاری گرفتن از کسانی که در عرصه رقابت واقعی اقتصادی استخوان خرد کرده اند و یا در سطوح عالی آکادمیک حرفی برای گفتن دارند، نمی تواند به حل مشکلات اقتصادی بپردازد و یکی از ضرورتهای امروز سپردن کار به کاردان است. این درسی است که سیاستمداران ما نیاموخته اند و از همین رو، ما به عنوان فعالان اقتصادی باید کانالهای ارتباطی جدیدی را برای رساندن صدای عقلانیت اقتصادی پیدا کنیم. نمایندگان بخش خصوصی واقعی باید ارتباط قوی تری با مردم عادی داشته باشند و با عبارات همه فهم، پرده از پوپولیسم اقتصادی بردارند.

نیاز به همکاری دولت و بخش خصوصی اکنون بیش از هر زمان در جریان مقابله با تحریم ها احساس می شود، اما برغم مطالبات، پیشنهادات و هشدارهای بخش خصوصی برای تغییر رویکرد دولت در سیاست های پولی و نیز لزوم کاهش تصدی گری دولتی، و با وجود اینکه مسئولین دولتی در سخنان اخیر خود از بخش خصوصی خواسته اند تا دولت را در اجرای برنامه های اقتصادی همراهی کند، متاسفانه دولت هیچگاه تمایلی واقعی برای واگذاری مسئولیت های اقتصادی و استفاده غیر تشریفاتی از نظرات کارشناسان بخش خصوصی واقعی نشان نداده است.

فعالان بخش خصوصی در نامه های خود به ریاست جمهوری عنوان کردن نیاز های اقتصادی، و یا به منظور اصلاح سیاست های ارزی همواره با ارائه پیشنهاداتی سازنده خواستار ایجاد تعییراتی در سیاست های اقتصادی دولت و مشارکت در تصمیمم گیری های اقتصادی بوده اند. به عنوان نمونه طی سال های اخیر فعالان اقتصادی بارها ضرورت تک نرخی کردن قیمت ارز و اتخاذ سیاست های مناسب ارزی را عنوان کرده بودند اما با بی توجهی دولت روبرو شده بود، و با اینکه چنین پیشنهاداتی در سخنان مقامات دولتی مطرح می شد اما در عمل به کار گرفته نمی شد و باز هم در حد حرف باقی می ماند. با توجه به این وضعیت، نمایندگان بخش خصوصی واقعی باید راه هایی عملی و قابل دسترس به منظور اطلاع رسانی به مردم عادی پیدا کنند تا از این طریق به روشنگری افکار عمومی بپردازند.

خوانساری تاجرانمسعود خوانساری می گوید طی چهار سال گذشته پارلمان بخش خصوصی 53 مرتبه نسبت به نتایج سیاست های اشتباه ارزی به دولت اخطار داده است، اما به دلیل بی توجهی به نظرات و توصیه های بخش خصوصی امروز شاهد تبعات آن هستیم.  این بی توجهی تنها در زمینه هشدار های ارزی نبوده است.  به گفته خوانساری بسیاری از مشکلات اقتصادی که اکنون با آن روبرو هستیم از ماه ها قبل از سوی بخش خصوصی پیش بینی شده بود، و اگر بهای بیشتری به بخش خصوصی و مشورت های آن داده می شد تخلفاتی از جمله ثبت سفارش غیر قانونی خودرو و یا افزایش غیر منطقی نقدینگی اتفاق نمی افتاد.

در رویاروئی با مشکلات تحریم ها و بسته برجامی اروپا نیز مدیران بخش خصوصی گله مندند که چرا جزئیات این بسته هنوز به اطلاع بخش خصوصی نرسیده است. افزون بر آن بخش خصوصی هیچ اطلاعی از بسته و از چشم‌انداز آینده ندارد تا کارشناسانه در این باره اظهارنظرکند. به گفته محمود تولایی، رئیس کمیسیون مالیات، کار و تأمین اجتماعی اتاق ایران، «ما به‌عنوان فعالان بخش خصوصی از دولت انتظاراتی داریم که باید از خود بسته اطلاع دقیقی داشته باشیم و این انتظارات را با آن بسته انطباق داده و درباره‌اش حرف بزنیم. البته دولت در مبادلات سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی بخش خصوصی را بازی نمی‌دهند. بخش خصوصی در پروسه تصمیم‌گیری حضور دارد نه مشارکت؛ این اتفاق حدود یک دهه است که بارها و بارها تکرار شده و هنوز هم روال همین است. درواقع بخش خصوصی طرف مشورت دولت نیست. دولت می‌خواهد بخش خصوصی همراهش باشد نه اینکه اظهارنظر کند یا دولت از آن‌ها مشورت بخواهد.» 

و باز در مورد تحریم ها هنوز مشخص نیست که برنامه جامع تحریم ناپذیری مرکز پژوهش های مجلس در صورت تصویب نهائی تا چه اندازه کارآمد خواهد بود و چگونه می خواهد مراتب تقویت متناسب اقتصادی در قبال تضعیف وارده از تحریم ها را به اجرا در آورد.  همچنین جزئیات عملیاتی شدن بسته های اجرائی سازمان برنامه و بودجه برای مقابله با آثار تحریم ها نیز هنوز مشخص نیست.  آنچه واضح است، اما این که ارج نهادن به آگاهی پارلمان بخش خصوصی و دانش اقتصاد دانان کشورمان، و احترام به صاحبان کسب و کار و گوش دادن به هشدارها و مطالبات اقتصادی این بخش می توانست مانعی از بروز بسیاری از مشکلات اقتصادی شود که متاسفانه تاکنون هیچکدام مورد توجه قرار نگرفته است.

اکنون که به نظر می رسد دولت در آستانه رویاروئی با چالش های تحریمی خواستار همکاری و همراهی بخش خصوصی است، باید متوجه باشد که هر قدر در کلام به اهمیت بخش خصوصی اشاره شود و هر چند بار مقامات دولتی بگویند که بخش خصوصی باید در متن همه فعالیت های اقتصادی باشد، و یا اتاق بازرگانی باید همانند دوران دفاع مقدس به دولت در جنگ اقتصادی و عبور از تحریم های پیش رو کمک کند، و هر چند بار مقام ریاست جمهوری با تاکید بر جایگاه بخش خصوصی آن را لازمه خنثی سازی حربه تحریم ها بخوانند، چه منفعتی دارد اگر این کلام در حد حرف باقی بماند و جامه عمل نپوشد و بخش خصوصی همچنان در حاشیه باقی بماند؟

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: