به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

همکار عزیزمان، آقای علیزاده، در مقاله ای با عنوان آسمان اقتصاد پساتحریم نیلی می شود به سخنان آقای دکتر مسعود نیلی اشاره کرده اند اما به دلیل اهمیت نکات این سخنرانی مناسب دیدم بنده هم مختصری در این خصوص ارائه کنم.

چه عواملی باعث رشد اقتصادی در سال ۱۳۹۵ شده است؟ این سؤالی است که دکتر مسعود نیلی طی سخنرانی اش در اتاق بازرگانی مطرح کرد و پاسخ‌های در خور تاملی هم به آن داد. بر اساس اطلاعات منتشر‌شده از سوی مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی در فصل نخست در سال 1395، 4 /4 درصد اعلام شده که نشان از رونق نسبی اقتصادی دارد.

دکتر نیلی در پایان سخنانش و پس از بررسی عوامل رشد  4 /4 درصدی، از چالش های دولت تدبیر و امید در دو عرصه اقتصادی و سیاسی یاد نموده و تاکید می کند که سه مولفه "برون‌گرایی"،  "رقابت و بخش خصوصی" و نیز "اصلاحات اقتصادی" از الزامات اصلی دستیابی به رشد پایدار به شمار می‌آیند.

مسعود نیلی در گزارش خود بر لزوم وفاق در خصوص الزامات رشد اقتصادی تأکید می‌کند و از اهمیت این وفاق برای تدام رشد سخن می گوید. به اعتقاد دکتر نیلی، سیاست های درست اقتصادی، هم در سطح خرد و هم سطح کلان، باید از پیش بر اساس یافته های علمی در خصوص گرایش ها  و روندهای حاکم بر بازار  برنامه ریزی شود. در ضمن سیاست های درست اقتصادی از کلیت نظام سیاسی مجزا نیست و این سیاست ها تنها در صورتی قابل اجراست که تمامی قوا به دور از ایدئولوژی زدگی در جهت ایجاد اراده سیاسی برای اجرای این سیاست ها گام بردارند. این امر به معنی پذیرش تغییرات عمیق ساختاری، هم در عرصه داخلی اقتصادی و هم سیاست های مربوط به تجارت بین المللی است. نکته مهمی که دکتر نیلی به آن اشاره می کند لزوم وفاق فکری و مفهومی در خصوص سیاست های اقتصادی است. برای مثال اکنون مفهوم برون‌گرایی در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی مورد تاکید قرار گرفته ولی تعریف واحدی از این کلید‌واژه وجود ندارد. آیا برونگرایی به معنای مراوده با کشورهایی نظیر عراق و افغانستان است؟ آیا همکاری با چین و روسیه؟ آیا این برونگرایی به معنی بازگشت به مدل سال‌های اول دهه 80 است که کشورهای اروپایی طرف‌های اصلی تعاملات اقتصادی ما بودند؟ یا به معنی داد و ستد با تمامی کشورهاست؟ آیا برونگرایی به سلب استقلال کشور می انجامد؟ آیا سپردن کارها به دست بخش خصوصی به معنی حاکم کردن سرمایه‌داری است؟ در این میان، نقش نهادهای حاکمیتی غیر‌دولتی  چیست؟ آیا قابل قبول است که به جز در امور کم‌اهمیت، مالکیت و مدیریت بنگاه‌های اقتصادی را بخش خصوصی واقعی سپرد؟ و  اگر فعالیت اقتصادی در دست بخش خصوصی باشد، چه میزان آزادی عمل برای بخش خصوصی قابل پذیرش است؟

هر چند گروه های مختلف از وفاق اقتصادی سخن می گویند ولی شاید جواب واحدی به سوالات فوق نداشته باشند. دکتر نیلی تاکید می کند که سیاستگذاری اقتصادی باید در جهت قدرت بخشیدن به بخش خصوصی و  آزادسازی اقتصادی باشد. ایشان یادآور  می‌شود که علم اقتصاد به ما می‌گوید که یک اقتصاد درونگرا، با نقش ضعیف بخش خصوصی، همراه با درجه بالای انحصار در بنگاهداری، مشکلات مالی دولت، نظام بانکی با حجم بالای دارایی‌های منجمد، یارانه‌های با کسری زیاد، صندوق‌های بازنشستگی با کسری‌های بزرگ، عدم توازن جدی در محیط زیست و منابع طبیعی مانند آب، خاک، هوا و غیره، نمی‌تواند در استمرار رشد اقتصادی قابل قبول توفیق داشته باشد. در همین حال آقای نیلی می گوید که هیچ‌ یک از موانع ذکر‌شده، به نظام تصمیم‌گیری و سیاستگذاری تحمیل نشده و بر‌عکس، تحت تاثیر تصمیمات و سیاست‌هایی به وقوع پیوسته که در یک دوره بلند‌مدت، مورد وفاق و حتی تاکید نظام تصمیم‌گیری بوده است. از همین رو، وفاق در مورد تصمیمات و سیاست‌های برطرف‌کننده این موانع از اهمیت و ضروری زیادی برخوردار است.

در کنار وفاق اقتصادی و اهمیت توجه به برونگرایی ، دکتر نیلی به مسئله اصلاحات اقتصادی اشاره می کند و یادآور می شود که نظام بانکی، بازار انرژی، نظام یارانه‌ها، دولت و ساختار بودجه و نظام ارزی نیازمند اصلاحات عمیق است. مسعود نیلی می افزاید: انجام اصلاحات فوق الذکر هزینه‌هایی دارد که همه نظام سیاسی و تصمیم‌گیری کشور باید در تحمل پیامدهای آن مشارکت داشته باشند. در ضمن در فضای غیر‌مسالمت‌آمیز سیاسی و رسانه‌ای، تصمیم‌گیرندگان به‌طور طبیعی به سمت محافظه‌کاری سوق داده می‌شوند و به همین علت اصلاحات اقتصادی باید در کنار مولفه برونگرایی و قدرت بخشیدن به بخش خصوصی و رقابت پذیری  قرار گیرد.  البته دکتر نیلی تاکید می کند که اگر نظام سیاسی کشور، در تامین فرصت اجماع درباره الزامات رشد اقتصادی ناتوان باشد، دستیابی به رشد پایدار و بلندمدت غیرممکن خواهد بود. در واقع نهایتا باید توجه داشت که بیشتر چالش‌های اقتصادی ریشه در بسترهایی دارد که اقتصاد و سیاست به فصل مشترک می‌رسند. باید گفت که اکنون که در دوران پساتحریم رهبری یک دستورالعمل مشخصی برای توسعه اقتصاد مقاومتی ارایه کرده اند، باید به بستر سازی سیاسی برای رشد اقتصاد مقاوم نیز توجه داشت.

سخنان دکتر نیلی موید نظرات کارشناسان اقتصادی است که کاهش نقش اقتصادی بخش دولتی و قدرت گرفتن بخش خصوصی، یکی از اصول اولیه اقتصاد باز است. در همین راستا می توان گفت که در بیشتر موارد بخش خصوصی همچون ستون فقرات اقتصاد مقاومتی عمل میکند. به همین علت است که دست اندرکاران امور سیاسی هم باید به اهمیت وفاق سیاسی و اقتصادی وافق باشند و شرایط و بسترهای سیاسی لازم برای ایفای این نقش را فراهم کنند. در ضمن نباید فراموش کرد که بازکردن محیط اقتصادی محدود به بخش خصوصی در داخل کشور نمی شود و تجارت خارجی را نیز در بر می گیرد. البته تاکید بر وفاق اقتصادی و ایجاد عزم ملی در جهت برونگرایی و آزادسازی اقتصادی به هیچوجه به معنی  ایجاد یک نظام لجام گسیخته سرمایه داری نیست، بلکه به این معنی است که برای تلاش های اقتصادی و کسب و کارهای مردمی ارزش قایل شویم و شرایط قانونی را برای فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی فراهم کنیم.

دکتر نیلی در پایان سخنان خود پیش بینی می کنند که اقتصاد کشور با همه نارسایی‌ها و محدودیت های موجود، در سال 1395، در حوزه‌های اصلی اقتصاد کلان، یعنی تورم، رشد اقتصادی و اشتغال، مشروط به اینکه اتفاق غیر‌منتظره بروز نکند، عملکردی تحسین‌برانگیز خواهد داشت. مسعود نیلی تاکید کرده که دو گروه باید توجه ویژه ای به عوامل این موفقیت نسبی اقتصادی داشته باشند. گروه اول، کسانی هستند که شرایط موجود را مستقل از وضعیت شاخص‌ها، همواره نامطلوب ارزیابی کرده و هیچ علامت مثبتی مشاهده نمی‌کنند. نیلی در گزارش خود تلاش داشته تا به این گروه نشان دهد در سال 1395 اقتصاد کشور واقعاً در مقایسه با پنج سال گذشته مسیری رو به بهبود را طی کرده است. گروه دوم هم که در نقطه مقابل گروه اول قرار دارند، کسانی هستند که تصور می‌کنند دستاوردهای اقتصادی سال جاری نسبتاً ساده اتفاق افتاده و می‌توان بدون ایجاد تغییرات اساسی و پیشبرد اصلاحات اقتصادی در داخل در جهت ارتقای بهره‌وری، تقویت بخش خصوصی واقعی و نیز توسعه تعامل با دنیا، دستاوردهای بدست آمده را تداوم  بخشید. واقعیت این است که ما در میانه راه قرار داریم؛ از یک سو باید از رونق نسبی اقتصادی استقبال کرد و از دیگر سو با نگاهی به آینده، در مسیر اصلاح محیط کسب و کار و تجارت بین الملل گام برداشت.

مسعود نیلی: ضرورت شکل گیری گفتمان ملی پساتحریم

شکل گیری گفتمان ملی پساتحریم یا گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی؟

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: