به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

چه دلیلی وجود دارد که اتاق بازرگانی کار سیاسی نکند؟ مجیدرضا حریری، رییس کمیسیون واردات اتاق بازرگانی ایران، اخیرا در مصاحبه ای با "اعتماد" در مورد کار سیاسی کردن چنین گفت: 

سوال: قبول داريد كه بخش خصوصی حال حاضر ما سياسی شده است و مشكلات فعلی اين بخش به سياسی شدن آن برمی گردد؟

پاسخ:  خير، ما بخش خصوصی سياسی نداريم. يك موقع است افرادی با افكار سياسی ديده می شوند، اما تشكلی از بخش خصوصی كه كار سياسی انجام دهد، وجود ندارد. اتاق های بازرگانی به هيچ وجه كار سياسی نمی كنند، اما مورد تهاجم سياستمداران هستند. حتی در زمانی كه اتاق های بازرگانی ايران و تهران در اختيار افراد شناخته شده حزب سياسی بود، هيچ گاه كار سياسی انجام نمی دادند. اما بحث اصلی ای كه وجود دارد، اينكه در سال های اخير هيچ وقت سياست دست از سر اقتصاد برنداشته است. اين نيست كه بخش خصوصی ما سياسی شده باشد، بحث اين است كه سياستمداران در تمام فرآيندهای اقتصادی دخالت می كنند: كما اينكه ديده مي شود شورای گفت وگوی بخش خصوصی و دولت از حدود شش ماه قبل تشكيل نمی شود يا اينكه در مقابل تشكل های واقعی بخش خصوصی همچون اتاق بازرگانی، تشكل های موازی به وجود می آيند و مورد حمايت قرار می گيرند. سياست بايد دست از سر اقتصاد بردارد و بگذارد سياست و اقتصاد هر يك جداگانه كار خود را انجام دهند.

آقای حریری تنها کسی نیست که باور دارد اقتصاد و تجارت نباید با سیاست مخلوط شوند ولی وقتی دولت 80 درصد اقتصاد کشور را در دست دارد و در تمام جوانب آن از تعیین قیمت ها تا کنترل تبلیغات و ممنوعیت های وارداتی به مداخله خود ادامه می دهد.  یا این وجود چطور می توانیم به اصلاحات واقعی اقتصادی امیدوار باشیم اگر به شکل جدی کار سیاسی نکنیم؟ 

ما نمی توانیم تجارت و کسب و کار را از سیاست جدا کنیم.  آقای حریری درست می گوید که سیاست بخشی از تمام فرایندهای اقتصادی شده است.  دولت تعیین می کند که چه کسب و کاری را می توان راه اندازی کرد و چه کالاهایی را در کجا می توان خرید و فروش کرد. باز هم این دولت است که تعیین می کند که یک واحد اقتصادی می تواند وام بگیرد یا نه. دولت تمام تعرفه های اخذ مجوزها و مالیات ها و واردات و صادرات را کنترل می کند.  این مداخله دولت به تعیین حداقل دستمزد و روش های مجاز بازاریابی هم سرایت کرده است.  دولت مسئول اقتصاد کلان از جمله تورم، بیکاری و رشد تولید ناخالص داخلی است که همه کشش بازار و قدرت خرید مردم را تعیین می کنند و در نتیجه تعیین کننده میزان موفقیت کسب و کار ما است.  دولت حتی اساسی ترین بخش تجارت یعنی پول را هم کنترل می کند. 

هر تصمیم دولت و هر ضابطه ای نتیجه حساب و کتاب دقیق سیاسی است.  با وضع هر ماده قانونی برخی مردم منفعت می برند و برخی ضرر می کنند.  سیاست باید به مسئله تخصیص امکانات و منابع بپردازد.  در بهترین شرایط، دولت کارش باید به نفع کل جامعه تمام شود و در بدترین صورت، دولت امکانات و منابع را در اختیار تعدادی وعدود قرار می دهد در حالیکه باقی ضرر می کنند و خسارت می بینند.  (به نقد کتاب چرا ملت ها سقوط می کنند نیز نگاهی مجدد بیاندازید) .  وقتی سهم مردم از اقتصاد کم و کمتر می شود، تصمیمات سیاسی می تواند برای تجارت کشنده باشند. 

بسیاری از مردم می گویند اقتصاد بهترین بازده خود را در زمانی دارد که مداخله دولت در آن حداقل باشد.  تعداد کمی هم هستند، دست کم در خارج از کشور که به صورت عکس این امر معتقدند.  می توانیم ببینیم وقتی مدیریت تجارت و کسب و کار کشوری که در سطح 20 کشور عمده اقتصادی است به دست سیاستمداران می افتد چه اتفاقی می افتد. 

وقتی طیف های مختلف سیاسی اتاق بازرگانی را در دست داشتند، جدا نگه داشتن اقتصاد و سیاست اجتناب ناپذیر و لازم بود. اتاق بازرگانی نقشی اساسی برای ایفا کردن دارد که اگر تابع جریانات سیاسی باشد نخواهد توانست آن نقش را ایفا کند اما امروز اوضاع تغییر کرده و متفاوت است.  حتی اگر بهترین وضع برای اتاق بازرگانی دور ماندن و استقلال از گروه های سیاسی باشد این مسئله بدان معنی نیست که فعالان اقتصادی باید از کار سیاسی بپرهیزند.  اگر اتاق بازرگانی نمی تواند یا نمی خواهد کار سیاسی بکند ما باید یک سازمان یا تشکل جایگزینی داشته باشیم که بتواند فعالیت سیاسی بکند.  انتخابات ریاست جمهوری آینده بسیار حیاتی و تعیین کننده است به حدی که ما نمی توانیم و نباید بی تفاوت بنشینیم.   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: