به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در سال 1886 میلادی لئو تولستوی، رمان نویس شهیر روس، یک داستان کوتاه نوشت با عنوان "یک آدم چقدر زمین می خواهد؟" در این داستان، یک شاهزاده به یک مرد معمولی می گوید که حاضر است تمام زمینی را که آن مرد بتواند در یک روز طی کند به وی ببخشید و برای این کار، مرد باید از طلوع آفتاب راه بیافتد و غروب آفتاب به نقطه آغاز باز گردد. آن مرد روز بعد به محل می آید و با طلوع آفتاب شروع به دویدن می کند. مرد می دود و می دود تا محوطه بیشتری را از آن خود کند و البته وقتی که آفتاب شروع به پائین رفتن می کند تازه متوجه می شود که راه زیادی را باید برگردد و نگران می شود تا غروب نتواند به نقطه آغازین باز گردد. وی شروع به دویدن می کنند و سریع و سریعتر می دود تا قبل از غروب مسیر را تمام کند. بالاخره مرد به نقطه آغازین می رسد و اینطور به نظر می رسد که موفق شده زمین زیادی را از آن خود کند. اما مرد از خستگی از هوش می رود و با غروب آفتاب آخرین نفسش را می کشد. در واقع جواب سوالی که تولستوی طرح می کند ساده است. آخرالامر زمینی که یک آدم نیاز دارد یک قطعه ای نیم متری بیش نیست.

در سال 2010 میلیاردرهای آمریکایی، وارن بافت و بیل گیتس و همسرش کمپینی را موسوم به تعهد برای بخشش به راه انداختند که از میلیاردرهای دنیا یک سوال مشابه می کرد: یک آدم چقدر پول می خواهد؟

در این کمپین میلیاردرها تشویق می شوند که دارایی خود را به جای اینکه به وراث قدرناشناسشان بدهند، صرف کمک های بشردوستانه کنند. تاکنون تعدادی از میلیاردرهای دنیا تعهد کرده اند که نیمی از پولشان را به این کمپین ببخشند. در واقع بر اساس گزارش ها تاکنون 197 میلیاردر وارد این کمپین شده اند. این میلیاردرها از کشورهای استرالیا، برزیل، آلمان، هند، اندونزی، مالزی، روسیه، آفریقای جنوبی، تایوان، ترکیه، اوکراین، امارات متحده عربی، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا هستند. پول های اهدا شده صرف مبارزه با فقر، بیماری، نابرابری های جنسی و بهبود سطح آموزش و پرورش در سراسر جهان می شود.

البته می توان با بدبینی به این جریان نگریست و این اقدامات را تلاش هایی در راستای روابط عمومی میلیاردرها دانست تا این افراد و نهادهای تحت مدیریتشان وجه بهتری در میان مردم پیدا کنند که این امر هم نهایتا به سود بیشتر این میلیاردرها تمام می شود. اما واقعا اگر این افراد سرمایه دار به چیزی که وعده داده اند عمل کنند و پول های وقف شده نه در پروژه های تجملاتی بلکه در پروژه های مفید و تاثیر گذار صرف شود واقعا دلیلی ندارد که با بدبینی به این کمپین نگریست. در واقع حتی اگر این کارهای خیریه به سوددهی بیشتر میلیاردرها بیانجامد، باز هم در کل نتیجه مثبتی خواهد داشت زیرا که با پول بیشتر، منابع بیشتری هم برای اقدامات خیریه سرمایه داران فراهم خواهد شد.

ما بر این باوریم که این اقدامات خیریه روشی است که بیش از پیش به الگویی برای پیشگامان تجارت بین الملل تبدیل می شود و در این راستا شایسته است که از چنین اقداماتی قدردانی شود و الگویی برای رفتار ثروتمندان ما باشد. در واقع می توان گفت در حالی که سرمایه داران همچنان متوجه اهمیت رقابت و سوددهی هستند، اما همزمان یک روند موازی هم در جهت تلطیف ذهنیت تجاری در جریان است. در این راستاست که ما شاهد ظهور وجدان اجتماعی کارآفرینان هستیم و می بینیم که خلاقترین و و موفقترین صاحبان تجارت به مسائلی همچون حفظ محیط زیست، حمایت از هنر و فرهنگ، تشویق به احترام و تساهل میان ادیان و اقوام، توجه به گفتگوی سازنده بین المللی و حتی تاثیرگذاری در سیاست خارجی توجه دارند. البته باید توجه داشت که برای این تلاش ها لازم نیست که میلیاردر بود.

شایان ذکر است که تناقضی هم در این بین وجود دارد، زیرا که این سرمایه داران بخشنده ابتدا کار خود را مثل همان مرد داستان تولستوی آغاز کرده اند و با حساب و کتاب کارشان را پیش برده اند و همواره فکر سود و زیان تجارت خود بوده اند. شاید هنوز هم  این سرمایه داران بخشنده روش مشابهی را پیش می گیرند، ولی به هر حال جریانی که برای اقدامات خیریه راه افتاده شاید موید این امر باشد که تولید و سود از یک سو با تلاش های سازنده برای خلق دنیایی بهتر از دیگر سود در تقابل نیست.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: