به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

با توجه به مشکلات مبادلات بانکی حاصل از تحریم برخی از کشورهای خارجی برای ادامه تجارتشان با ایران به تهاتر کالا و مبادله پایاپای کالا رو آورده اند.  فیلیپین، اندونزی و پاکستان از جمله کشورهایی هستند که در حال حاضر در قبال نفت، طلا و یا سنگ آهن کالا با ایران مبادله می کنند.  قبل از تعهد به چنین معاملاتی ما بایستی ببینیم تاثیر تهاتر و مبادلات پایاپا بر اقتصاد چیست.  وضعیت کنونی وضعیتی منحصر به فرد است و ما باید از موارد گذشته اینگونه مبادلات درس هایی بیاموزیم.

تهاتر در تجارت داخلی متداول تر از تجارت بین المللی است.  ناکارآمدی های تهاتر در بازار داخلی بر کسی پوشیده نیست.  آنهایی که دست به مبادله پایاپای کالا می زنند باید از قیمت های بازار و ارزش های طیف وسیعی از کالا و خدمات اطلاع داشته باشند تا بتوانند تشخیص بدهند که معامله ای منفعت دارد یا خیر.  همچنین رسیدن به توافق بیشتر زمان می برد چراکه ارزش کالاهایی که دو طرف مبادله می کنند باید درست تعیین شود.  چون نقل و انتقال پول در این شیوه دشوار تر است، برای پیدا کردن طرف های تجاری اغلب نیاز به واسطه و دلال است.  در حالی که تهاتر می تواند به طرفین کالایی که نیاز دارند را برساند اما استفاده گسترده از آن می تواند رشد اقتصادی را کند کند. 

مشکلات اقتصادی مرتبط با تهاتر داخلی در برخی از موارد می توانند چندان جدی نباشند.  برای مثال، وقتی نفت مبادله می شود، قیمت نفت در بازار را می دانیم.  در عین حال برخی مشکلات به این سادگی قابل حل نمی باشند.  مثلا، پیدا کردن تعداد یا مقدار لازم کالا برای اینکه تهاتر مقرون به صرفه باشد می تواند دشوار باشد.  تاجران در فیلیپین مایل به مبادله پایاپا در قبال میوه موز هستند اما ما در سال 1389 فقط 140 میلیون دلار موز از آنجا وارد کردیم.  این رقم کمتر از میزان یک روز تولید نفت است. آیا می ارزد که هزاران قرارداد کوچک مانند این قرارداد ببندیم؟ 

مثال های تاریخی از تهاتر در تجارت خارجی مشکلات دیگری را نشان می دهند.  اتحاد جماهیر شوروی سابق و همپیمانانش در شرق اروپا سعی کردند در تجارت خود با کشورهای خارجی به مبادله پایاپا دست بزنند تا مجبور به استفاده از ذخیره ارزی خود نشوند و یا بتوانند به بازارهایی دست پیدا کنند که کالاهای شوروی سابق و یا کشورهای اروای شرقی در آن رقابتی نداشتند.  برخی از این کشورهای بلوک شرق مانند مجارستان نسبت به این مبادلات معترض بودند.  این کشورها باید قیمت کالاهای خود را تخفیف می دادند و این قراردادها باعث کاهش منفعت برای تولید کالاهایی شد که بتوانند در عرصه بین المللی رقابت کنند. 

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه دچار ابر تورم شد و روبل روسیه در اواخر دهه 90 میلادی سقوط کرد.  در این زمان بود که تهاتر شکل متداول مبادلات و معاملات اقتصادی شد.  در سطح بین الملل، کشورهایی نظیر هند و اوکراین موافقت کردند با روسیه به تبادل کالا و تهاتر بپردازند.  این مبادلات پایاپا از دید دیگر کشورها به منزله بیرون رفتن روسیه از گردونه رقابت بود.  روسیه بدهی های سنگینی بر دوش داشت و تهاتر باعث شد تا طلا و ذخیره ارزی این بدهی ها را پرداخت کند.  در عین حال، چون پولی از محل ادرات نمی رسید، سیستم در دراز مدت برای روسیه قابل تثبیت نبود که بتواند طلا و ذخیره ارز مصرف شده را جایگزین کند.  شرکت هایی که به تهاتر رو آورده بودند نیز برای پرداخت حقوق کارکنان و امور اداری به نقدینگی و پول نیاز داشتند، نه کالا. 

مورد مشابه دیگر، عراق و برنامه "نفت در برابر غذا" است.  عراق نیز تحت تحریم های غرب بود و با وجود ذخایر غنی نفت، با کمبود شدید مواد غذایی اولیه مواجه.  البته در این مورد تحریم ها بسیار گسترده بودند و تقریبا کل ابعاد اقتصادی عراق را در بر می گرفت.  ضوابط انجام تهاتر برای عراق نیز توسط تحریم کنندگان تعریف شده بود.  چون عراق گزینه های دیگری هم داشت، موافقت کرد تا نفت خود را با تخفیف قابل ملاحظه ای به هند بدهد تا گندم و برنج بگیرد.  در پایان، تهاتر به میزان کمی به اقتصاد عراق کمک کرد و البته گزارش های وسیعی مبتنی بر اتهامات فساد مالی نیز در این رابطه منتشر شد.

از این نمونه های تاریخی چه می توان آموخت؟

- در اکثر موارد، سیستم تهاتر عمر کوتاهی داشت.  در حالیکه تبادل پایاپا برخی مزایای کوتاه مدت داشت ولی دوام پذیر نبود. 

- کشورها عموما وقتی به گزینه تهاتر روی می آورند که مشکلات اقتصادی در برقراری ارتباط با طرف های تجاری خود دارد. 

- قسمتی که به خصوص به وضعیت جاری ما مربوط می شود استفاده از نفت در برابر کالا است. نفت منبع اصلی تامین ارز برای ما است. 

- تهاتر باعث کاهش مقدار ارز وارداتی به کشور می شود.  این امر باعث لطمه بیشتر نرخ تبدیل ارز می شود و مقدار ارز موجود را کاهش می دهد

- مورد عراق بدترین نمونه بود ولی با وجود تحریم ها ما دست کم مجبور خواهیم بود برای بستن قراردادها تخفیف هایی برای کالاهای مورد مبادله قائل شویم.  روسیه و بلوک شرق اروپا نیز مجبور به دادن تخفیف هایی برای بستن قراردادها شدند

- تهاتر در شوروی سابق گستردگی پیدا کرد ولی تنها دلیل موفقیت آن کنترل اقتصاد توسط دولت بود.  اگر تهاتر به بخش عمده اقتصاد ما تبدیل شود، رشد بخش خصوصی دشوار خواهد شد

- تهاتر ممکن است جایگزینی منطقی در مقابل از دست دادن کامل قراردادهای تجاری باشد ولی تجارت معمولی که در آن پول از سیستم بانکی منتقل می شود در هر زمان ممکن همچنان کارآمد تر و سودآور تر است. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: