به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

هر روز صحبت از تورم است.  تورم یکی از شاخص های اصلی اقتصاد است ولی حقیقتا چرا تورم مهم است؟ آشکار است که افزایش قیمت ها و گرانی روی قدرت خرید ما تاثیر منفی می گذارد و تورم باعث کاهش مصرف می شود اما تاثیر تورم فراتر و عمیق تر از این است.  نظرها و دیدگاه های متفاوتی در خصوص اینکه نرخ دقیق تورم چیست وجود دارد اما حتی بدون نرخ دقیق، تورم در میزان کنونی برای کشور هزینه ساز است. 

اغلب اقتصاددانان نرخ و درصد کم تورم را برای اقتصاد مفید می دانند.  از آنجاییکه برخی قیمت ها به خصوص دست مزد ها،  به سختی پایین می آیند، وقتی سرعت افزایش قیمت ها تدریجی است این قیمت ها مناسب تر با هم تناسب برقرار می کنند.  وقتی نرخ تورم پایین باشد برخی قیمت ها بیشتر از سایر قیمت ها افزایش می یابند و فرصت می کنند تا با سایر قیمت ها همتراز شوند.  تورم همچنین مردم را به سمت سرمایه گذاری سوق می دهد تا با گذشت زمان از سقوط ارزش پول خود جلوگیری کنند.  این کار باعث می شود پول به بانکها سرازیر شود و سرمایه برای رشد اقتصادی فراهم گردد.  تورم متوسط هم می تواند با سیاستگزاری های مناسب پولی تا حدودی به مدیریت اقتصادی کمک کند.
در عین حال، تورم جدی تر و دو رقمی هزینه های هنگفتی برای اقتصاد کشور در بر دارد.  نرخ بالای تورم موجب انتقال ثروت از جریان پس انداز به بدهکاری است.  نرخ تورم بالا باعث می شود آنهایی که سرمایه گذاری یا پس انداز کرده اند شاهد کاهش ارزش سرمایه گذاری یا سپرده های خود به سبب تورم باشند.  به همین شکل، آنهایی که در حال بازپرداخت وام های خود هستند شاهد کاهش فشار بازپرداخت خود خواهند بود چرا که ارزش پول بازپرداخت آنها کاسته شده است. قدرت خرید بدهکاران افزایش می یابد و در همین حال این سرمایه گذاران و پس انداز کنندگان هستند که متحمل ضرر خواهند شد.  این مشکل به ویژه زمانی جدی می شود که تورم به میزان قابل توجهی از میزان ارزش پیش بینی شده در قرارداد های سرمایه گذاری و یا وام ها بالاتر برود.  این پدیده هم دامنگیر افراد و هم دولت ها می شود. 
با دلسرد شدن مردم از پس انداز کردن، تورم باعث سرخوردگی سرمایه گذاری می شود چراکه مردم به دنبال بازده سریع خواهند رفت.  این امر موجب کاهش رشد اقتصادی بلند مدت می شود چرا که توان بازار یارای ارائه منابع مالی مورد نیاز برای توسعه را نخواهد داشت.  تورم همچنین باعث بالا رفتن نرخ صادرات می شود و این امر رقابت بین المللی را برای صادرکنندگان بیش از پیش دشوار می کند و نمی گذارد اقتصاد به واسطه افزایش فروش در بازارهای خارجی توسعه یابد. 
تنظیم قیمت ها با وجود تورم بالا به درستی انجام نمی شود و این کار باعث سردرگمی بازار می شود.  برای مقابله با این امر شرکت ها باید قیمت های خود را تنظیم و قراردادهای خود را با فروشندگان و خریداران خود تجدید نمایند.  تورم، سودآوری شرکت ها را در این مقطع که اغلب بسیار هزینه بر است کاهش می دهد.  به همین شکل، دستمزدها عموما سالی یک یا دوبار افزایش می یابند ولی افزایش قیمت ها مستمر است.  در انتهای سال شاهد کاهش توان خرید با حقوق دریافتی در مقایسه با ابتدای سال خواهیم بود.  تورم به منزله مالیات بر درآمد و دستمزد کارمندان عمل می کند به همان شکلی که روی بازده پول سرمایه گذاران همین تاثیر را می گذارد. 
اگر نرخ تورم ثابت بماند، تاثیرات منفی تورم را می توان تا حدودی رفع کرد.  وقتی مردم بتوانند نرخ آینده تورم را به درستی پیش بینی کنند، این هزینه را می شود در قراردادهای تجاری در نظر گرفت.  در عین حال، وقتی نرخ تورم به میزان قابل ملاحظه ای تغییر می کند، عدم اطمینان بوجود آمده توسط این عدم ثبات، انگیزه و منفعت مردم برای سرمایه گذاری و سپردن تعهد مالی در قراردادها و پروژه های بلندمدت کاهش می یابد.  از آنجاییکه هزینه ها و قیمت های آینده قابل پیش بینی نیست مردم برای قراردادهای بلند مدت پول سنگینی طلب می کنند چون ریسک از دست دادن پول بالا رفته است.  این عدم تمایل به سرمایه گذاری در برنامه های بلند مدت باعث کاهش بازده و افزایش بیکاری می شود.  میزان کارآفرینی کاهش می یابد و رشد اقتصادی محدود می شود. 
در قسمت بعدی به این موضوع توجه خواهیم کرد که وقتی تورم حتی از این میزان نیز بالاتر برود و در صورت ابر تورم چه اتفاقاتی را باید انتظار داشت. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: