به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

رئیس جمهور در پیام نوروزی خود گفت: سال جدید، سال انتخابات است باید فضای بهتری را برای فعالیت احزاب بوجود آوریم، آستانه تحمل را بالاتر ببریم، سربلندی این ملت را به رخ بدخواهان بکشیم. به همه نشان دهیم که افکار مختلف را ما تحمل می‌کنیم. دست به دست هم دهیم، مجلسی را بسازیم که شایسته این ملت بزرگ ایران است و مجلس خبرگانی را بوجود آوریم که ثبات بیشتر برای کشور و آرامش بیشتر برای افکار عمومی جامعه ما بوجود آورد و این کار با همکاری یکدیگر امکان‌پذیر است.

از سوی دیگر و با توجه به چشم انداز دوران پساتحریم که در افق سیاسی و اقتصادی کشور نمایان شد این ضرورت را ایجاب می کند که فعالان اقتصادی بخش خصوصی و دولت برای مدیریت پساتحریم برنامه ریزی کنند و از این روست که مشاور اقتصادی رئیس جمهور، مسعود نیلی، تأکید کرد که "باید گفتمان غالب، گفتمان اقتصادی باشد."

نیلی گفت: ما از حالا تا تاریخی که ان‌شاءالله تحریم‌ها برداشته شود، باید دو کار مهم را به سرانجام برسانیم. اول اینکه دولت باید خودش را برای شرایط پساتحریم آماده و مهیا کند. دورانی که طی آن باید سرمایه‌گذاری خارجی جذب شود، صادرات غیرنفتی افزایش یابد، دیپلماسی اقتصادی تقویت شود و اقدامات بسیار دیگری صورت گیرد که به هر حال در حوزه وظایف و اختیارات دولت است. کار دوم باید در عرصه افکار عمومی انجام بگیرد. به این صورت که از اکنون تا آن زمان باید راجع به انتخاب‌های مختلف در دسترس بحث و روشنگری شود که هر انتخاب چه پیامدهایی ممکن است برای اقتصاد کشور داشته باشد و چقدر ممکن است نتایج انتخاب‌های خوب یا بد و اثرگذاری آن در اقتصاد کشور با هم تفاوت داشته باشند. از نظر من به طور کل در فضای کشور باید گفتمان غالب گفتمان اقتصادی باشد. یعنی در همه جا به این پرداخته شود که چگونه می‌توان در شرایط اقتصادی کشور بهبود ایجاد کرد و بایدها و نبایدها چیست.

با درنظر گرفتن سخنان دکتر روحانی که امسال را سال انتخابات نامید و با توجه به لزوم برنامه ریزی و مدیریت هوشمندانه دوران پساتحریم به نظر می رسد برای ساختن مجلسی که شایسته ملت بزرگ ایران است باید احزاب و تشکل های مختلف راهکارهای اقتصادی خود را با مردم و رأی دهندگان در میان بگذارند و نه تنها در یافتن و ارائه بهترین رویکرد با هم رقابت سازنده داشته باشند بلکه مردم را نیز در این همفکری مشارکت دهند. انتخاب آگاهانه مردم منوط به اطلاعاتی است که از احزاب و کاندیدها دریافت خواهند کرد.  مردم و به خصوص جامعه فعالان اقتصادی باید بدانند که برنامه اقتصادی احزاب چیست.

موسی غنی نژاد، اقتصاددان، در مقاله ای با عنوان بینش اقتصادی و بینش سیاسی احزاب می نویسد: احزاب از جمله تشكل‌های سیاسی گروهی هستند كه جنبش‌های سیاسی، فكری و اقتصادی جامعه را نمایندگی می‌كنند اما خیلی تمایلی ندارند راجع به مسائل اقتصادی به وضوح صحبت کنند.  آنان تنها در مرامنامه خود به بحث‌های کلی در مسائل اقتصادی می‌پردازند، اما بینش فکری و اقتصادی خیلی روشنی برای حل مسائل بیان نمی‌کنند. آنچه تاکنون از سوی اکثر احزاب در حوزه اقتصاد مطرح شده بیان‌کننده توصیه‌های آنها برای حل مسائل اقتصادی کشور بوده است. به عنوان مثال تاکیداتی بر اهمیت اشتغال، افزایش تولید و سرمایه‌گذاری، ضرورت توسعه بخش خصوصی، کاهش تصدی‌های دولت و توسعه صادرات غیرنفتی و ... دارند، اما بسیار کلی است و معمولا به مباحث تئوریک و جزئیات نمی‌پردازند. این دست مسائل در کشور بسیار مطرح شده است، آنچه برای انتخاب آگاهانه افراد مورد نیاز است و اهمیت دارد، نه بیان مشکلات بلکه شیوه حل این مشکلات است.

محمدحسین فرهنگی، نماینده مجلس، در مقاله ای با عنوان احزاب و اقتصاد می نویسد: در کشورمان مرسوم است احزابی که به وجود می‌آیند معمولا در چند هفته قبل از انتخابات افعال می‌شوند و با چاپ و پخش اعلامیه‌هایی از کاندیداهای مورد نظر خود در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری حمایت می‌کنند اما بلافاصله پس از برگزاری انتخابات به حاشیه می‌روند تا اینکه در انتخابات بعدی ظهوری دوباره داشته باشند. حتی دیده می‌شود که برخی احزاب که در قالب نام‌های گوناگون و متعلق به جریان‌های سیاسی کشور به فعالیت می‌پردازند عمری بیش از چند هفته ندارند و عمدتا با مشخص شدن نتیجه آرا خود به خود از بین رفته و در سکوت منحل می‌شوند. در این‌وضعیت صحبت از اقتصاد یا مسائلی از این دست در احزاب رنگ می‌بازد و نمی‌توان گفت حزبی که در ظهور جریانی سیاسی به قدرت رسیده تشکیلات خود را به صورت منسجم حفظ کرده و با قدرت و تعهد بیشتری به کالبدشکافی عملکرد جریان حاکم می‌پردازد. بنابراین حلقه گم‌شده بحث جایگاه اقتصاد در نظام حزبی کشور، نبود پایداری مورد نیاز در خود احزاب است.

فرهنگی این سؤال را مطرح می کند که در چنین فضایی آیا می‌توان به آن امید داشت که در یک حزب مسائل اساسی اقتصاد کشور مورد بررسی قرار گیرد و از درون آن راهکار یا نسخه‌ای برای حل مشکلات تجویز شود؟ به اعتقاد وی، جایگاه اقتصاد در احزاب را از دو منظر می‌توان مورد بررسی قرار داد. یکی از منظر تئوری و نظری و دیگری از منظر تحلیل رفتارهای جاری. از دیدگاه نظری اگر احزاب نه به‌صرف کسب قدرت بلکه با هدف ارائه مجموعه‌ای از خدمات به کشور شکل گیرند و مواضع روشن و شفافی در خصوص حل مسائل گوناگون اقتصادی کشور داشته باشند، آنگاه می‌توانند هنگامی که به قدرت می‌رسند به فعالیت‌های اقتصادی غیررانتی خود نیز ادامه دهند، چرا که در حزب آموخته‌اند وقت رسیدن به قدرت چه رفتاری داشته باشند و باید‌ها و نبایدها و در یک کلام خطوط قرمز اقتصادی‌شان چه باشد. در این صورت فعالان حزبی در کنار فعالیت‌های سیاسی خود می‌توانند فعالیت‌های اقتصادی نیز داشته باشند و صرفا بر استفاده از موقعیت‌ها و رانت‌ها متمرکز نشوند. از منظر تحلیلی هم می‌توان به این نکته اشاره کرد که در کشور ما حزب به معنای واقعی وجود ندارد و همان‌گونه که اشاره شد باندهای مختلف قدرت وجود دارند. نهادی هم که پس از برگزاری انتخابات به عنوان قوه مجریه یا قوه مقننه شکل می‌گیرد عمدتا تابع جریان‌های سیاسی هستند و از قوانین درون‌حزبی خود تبعیت نمی‌کنند، چون اصولا در حزب این مسائل را نیاموخته‌اند. در واقع اراده‌های اقتصادی و سیاسی به صورتی سازمان‌یافته در شکل‌گیری قوه‌های مقننه و مجریه نقش موثر ندارند، بلکه خود نامزدها هستند که با استفاده از شیوه و روش خود وارد صحنه می‌شوند و سعی در جذب آرای گوناگون دارند.

سعید لیلاز، اقتصاددان، نیز در مقاله ای به عدم توانایی احزاب در تبیین مانیفستی در حوزه اقتصاد اشاره می کند و می نویسد: فقدان نظام حزبی در کشور سبب شده تا فعالان سیاسی و اقتصادی نتوانند هنگامی که قدرت را به دست می‌گیرند در چارچوب معینی حرکت کنند و رفتار و کردار منظم، شفاف و قابل پیش‌بینی داشته باشند به همین خاطر است که می‌بینیم وقتی جناح یا حزبی قدرت را در دست می‌گیرد در حوزه اقتصاد عملکرد متفاوتی با دیگر احزاب ندارد و سیاست‌گذاری‌های مشابهی در خصوص قیمت‌گذاری، هزینه کرد منابع ارزی حاصل از فروش نفت، تخصیص یارانه‌ها و دخالت در بازارها صورت می‌گیرد. از سویی دیگر برخی سیاستمداران و مسوولان خود را عالمانی آگاه به علوم مختلف می‌دانند و اصولا اقتصاد راجزو علومی که باید بدانند به حساب نمی‌آورند. این موضوع سبب شده تا سالیان سال عرصه سیاستگذاری در بخش‌های مختلف اقتصادی از عالمان اقتصاد بی‌بهره باشد و خلأ چنین افرادی، تورم بالا و رشدهای پایین را در سایه درآمدهای سرشار نفتی باعث شود. همه این مسائل به خوبی نشان می‌دهد که جامعه سیاست‌زده ایران بدون احزابی منسجم و تعیین‌کننده، گام به مسیر دموکراسی گذاشته و مردم در هنگام انتخابات تنها به جریان‌های سیاسی رای می دهند و از برنامه‌های آنان برای ترمیم اساسی وضع اقتصاد کشور ناآگاهند.

غنی نژاد در بخش دیگری از مقاله خود می گوید: با وجود اینکه طرز تفکر اقتصادی خصوصی، رقابتی و غیرانحصاری نهادینه شده است باز هم احزاب موضع خود را صراحتا اعلام نمی‌کنند و این موضوع برای آنها مساله‌ساز می‌شود. این وضعیت ما را در فضای مبهمی گرفتار کرده است  و احزاب هم در موضع‌گیری‌های خود در مقابل احزاب دیگر نمی‌توانند به صراحت بینش خود را بیان کنند. پررنگ‌ترین حوزه فعالیت احزاب در مقاطع نزدیک به رای‌گیری از مردم و در قالب حضور آنها در انتخابات است. فعالیت‌های احزاب در ایران نهادینه نشده است و فاصله میان اوج فعالیت‌های حزبی و سقوط آن در ایران بسیار كوتاه است. به واقع  احزابی كه در ایران شكل می‌گیرند، به دلیل سیستم غیر حزبی و فردی که وجود دارد، توانایی ثبات و استمرار فعالیت خود را  پس از مدتی و به ویژه پس از شكست در رقابت‌ها و انتخابات‌ها از دست می‌دهند.  در بیشتر کشورهای دموکراتیک دنیا احزاب نمایندگانی معرفی می‌کنند و احزاب به خودی خود در انتخابات شرکت نمی‌کنند و اگر حزبی در جامعه در سطح قابل قبولی نفوذی نداشته باشد نمی‌تواند به مجلس راه یابد. بنابراین موظفند برای حل این مشکل نظام حزبی منسجمی تشکیل دهند تا در چارچوب این نظام فعالیت کنند و حزب هم ناگزیر است در تمام زمینه‌ها از جمله اقتصاد فعالیت داشته و همچنین پاسخگو باشد.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: