به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در تاریخ دوم نوامبر 2014 در مقاله ای در گلف دیلی آمده بود که سیل کمک های دوستانه و تجاری عربستان سعودی به سوی بحرین سرازیر است و در مقابل ایران تلاش می کند تا با چنگالی آلوده به زهر فرقه گرایی بحرینی ها را به سوی یاوه های خود بکشاند. در مطلبی مشابه القبس کویت مطلبی را منتشر کرده با عنوان " نیروهای ایرانی در خانه های ما هستند". در ماه دسامبر روزنامه الشرق الاوسط که متعلق به یکی از اعضای خاندان سعود است به گفته منابعی که نامشان فاش نشده بود گزارش داد که در سی و پنجمین نشست سالانه شورای همکاری خلیج فارس در دوحه، اعضای این شورا گام هایی را برای مقابله با اقدامات مداخله جویانه کشورهای خارجی در امور منطقه برداشتند. الشرق الاوسط اظهارات انور قارقاش، وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، را نقل کرده بود که ایران تلاش های مذبوحانه ای می کند تا در بحرین و یمن نقش آفرین باشد. اخیرا هم در هفتم ژانویه، وب سایت الرای در کویت در یادداشتی تحت عنوان "خوابگردی های تهران به سوی خلیج" به گزارش های مربوط به حضور سپاه در سوریه و عراق و یمن پرداخته و از آن به صرف مخارج بالا برای توسعه طلبی منطقه ای یاد کرده است. غسان شربل روزنامه نگار معروف عرب در الحیات نوشته است که اکنون دهه هاست که منطقه با ساز ایران می رقصد. شربل با شک این سوال را مطرح کرده که آیا پس از سالهای سال که ایران به تقابل و تنش عادت کرده، آیا اکنون می تواند به عادی سازی روابط خود بپردازد؟

متاسفانه در بسیاری موارد ایران برای مخاطبان در جهان عرب به شکل هیولایی ترسیم می شود که در جهت ایجاد یک هولوکاست هسته ای در منطقه حرکت می کند و یا اینکه دولت تهران تنها در پی اقدامات مداخله جویانه در منطقه است. به راستی این تصویر تا چه میزان با واقعیت همخوانی دارد؟ به هر حال رسانه های مختلف خطوط فکری خود را دارند و اگر ما به دنبال واقعیت باشیم باید مجموعه جامعی از رسانه ها را مورد بررسی قرار دهیم. در این راستا دست اندرکاران امور اقتصادی و رهبران سیاسی باید خود فعالانه به دنبال این واقعیات باشند. رسانه های خبری عرب هم همچون دیگر رسانه ها واقفند که هر قدر مخاطب بیشتری داشته باشند درآمد بیشتری در انتشار آگهی خواهند داشت. به هر حال مقالات و گزارش هایی که جنجال برانگیز و یا در راستای تعصبات موجود باشند جذابیت بیشتری برای عموم مردم دارند و عملا از گزارش های معمول خبری و مقالات تحلیلی مخاطب بیشتری را جذب می کنند.  در بررسی رسانه های جهان عرب باید به این نکات نظر داشت و با توجه به این پیش زمینه ها به تفسیر دیدگاه های موجود در جهان عرب نسبت به ایران پرداخت.

بررسی جامع نمونه های موجود در مطبوعات منطقه، هم به زبان عربی و هم به زبان انگلیسی، حاکی از آنست که نگاه ها به ایران پیچیده تر و متکثر تر از نمونه هایی است که در بالا به آن اشاره شد و در کل می توان گفت که  معمولا جایگاه برحق ایران در منطقه به رسمیت شناخته می شود. هر چند این امر در بسیاری از موارد با تلخی و در هاله ابهام و اتهام اذعان می شود ولی به هر حال کلیت رسانه های عرب، ایران را به عنوان یکی از کشورهای مهم و قدرتمند منطقه می پذیرند.  برای مثال نزار بن عبید مدنی، وزیر امور خارجه عربستان، اظهار داشته که ایران باید نقشی محوری در توسعه و امنیت منطقه ای داشته باشد، و البته مشارکت تهران باید بر اساس اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها باشد. در مصاحبه ای در روزنامه الشرق الاوسط، یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان گفته است که به هر حال نمی توان نقش منطقه ای ایران را انکار کرد و البته از نظر کشورهای خلیج فارس این نقش منفی است.  بن علوی افزود است که باید توجه داشت ایران کشوری است با جمعیت 90 میلیون که در حاشیه خلیج فارس قرار دارد و بنابر این طبیعی است که نتوان نقش ایران را انکار کرد.

در دسامبر 2014 سمیر عطاالله طی مقاله ای تحلیلی در شرق الاوسط با عنوان "معنی تاثیر" به سخنان علی لاریجانی، رئیس مجلس، پرداخت که گفته بود تاثیر سیاسی ایران از لبنان تا عراق و یمن گسترش یافته است. عطالله می نویسد که تاثیر منطقه ای ایران مسئله ساز است زیرا این تاثیر به رفع یا کاهش جنگ های شبه داخلی در کشورهای منطقه نیانجامیده است. عطاالله تاکید کرده در جهان امروز نفوذ و تاثیر به طور منطقه ای و مستقل از دیگر نقاط جهان قابل تعریف نیست، بلکه این امر به شکل شبکه ای درهم تنیده از تاثیر صنعتی، اقتصادی و علمی تجلی پیدا می کند.   

نگاه های خوشبینانه  و مثبت تری هم وجود داد. خبرگزاری کویتی کونا در گزارشی به سخنان خالد الجارالله، معاون وزیر امور خارجه کویت پرداخته که در اکتبر سال گذشته میلادی گفته بود کشورش نسبت به گفتگو میان عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران ناامید نیست. الجارالله ابراز امیدواری کرده بود که گفتگو و عقلانیت و ثبات در منطقه حاکم شود. خبرگزاری کونا طی گزارشی در ششم ژانویه از سفر یک هیئت ایرانی به ریاست علی طیب نیا، وزیر امور اقتصادی و دارایی، به کویت خبر داده بود. هدف این سفر ملاقات با مقام های کویت برای مذاکرت در خصوص توسعه همکاری های اقتصادی عنوان شده بود. طی سفر امیر کویت به ایران در سال 2014، دو کشور شش توافقنامه اقتصادی امضا کردند. خبرگزاری ایرنا در تاریخ 15 دی گزارش داده بود که احمد علی المدنی، رئیس بانک توسعه اسلامی در دیدار با علی طیب نیا در خصوص گسترش همکاری های مالی و فنی سخن گفته است. این گفتگوها در راستای فراهم کردن امکاناتی برای شرکت ها و کارخانه های ایرانی بوده تا بتوانند از تسهیلات بانک توسعه اسلامی بهره مند شوند. شایان ذکر است که بانک توسعه اسلامی در جده مستقر است و دیدگاه ها و مواضع مقام های عربستان در این بانک حاکمیت دارد.

نمی توان انکار کرد که تناقض هایی در نظرگاه های رسانه های عرب در خصوص ایران وجود دارد. از یک سو برخی از این رسانه ها از ایران تصویری خوفناک ارائه می دهند و از دیگر سو ایران به عنوان شریک تجاری و منطقه ای معرفی می شود. در واقع تفاوت لحن اظهارات به جایگاه کسی که به اظهار نظر می پردازد مربوط است. نگاه اول، نقطه نظر غالب در میان روزنامه نگاران و مفسران عرب است و نگاه دوم از زبان سیاستمداران و مسئولان کشورهای منطقه شنیده می شود. در واقع مقام های اقتصادی و سیاسی کشورهای منطقه حقیقتا خواستار یافتن راهی برای همکاری با ایران هستند زیرا که برای آنها، بر خلاف روزنامه نگاران و مفسران، هزینه های عدم همکاری بسیار بالاست.

اما حتی نگاه سخت ترین منتقدان هم برای ما می تواند آموزنده باشد. برای مثال ارزیابی غسان شربل چندان دور از واقعیت نیست که ایران به تقابل و تنش عادت کرده و عادی سازی روابط  برای تهران دشوار است. در واقع این وضعیتی است که برای نیروهای پیشرو رخ می دهد و آنها را در تقابل با نیروهای قدیمی تر قرار می دهد، زیرا این نیروهای قدیمی به علت شرایط و الزامات تاریخی بر این باورند که کشور در محیطی به شدت متخاصم قرار دارد و راهی جز تقابل وجود ندارد.  سخنان سمیر عطاالله هم که از تغییر روش تاثیر و نفوذ کشورها سخن گفته دور از واقعیت نیست. در واقع این موضوع که نفوذ و تاثیر در جهان امروز به شکل شبکه ای درهم تنیده از تاثیر صنعتی، اقتصادی و علمی تجلی پیدا می کند نتیجه ای است که مقامات دولتی و دست اندرکاران اقتصادی ما هم به آن رسیده اند و این امر مبنایی برای سیاست ها و برنامه های مربوط به دوران پساتحریم شده است. این امر در ضمن بحث مهمی در نقض نظریه های قدیمی و تاریخ مصرف گذشته است که رویکردی محدود و منطقه ای به مبحث نفوذ و تاثیر دارند.

طبیعی است که با شک و تردید به بسیاری از دیدگاه های ارائه شده در رسانه های عرب نگریست و دیدگاه های منفی این رسانه ها را در رابطه با ایران به حساب تعصب و ترس از یک همسایه قدرتمند گذاشت. اما نباید فراموش کرد که بررسی این رسانه ها راهی است برای درک نگاه کشورهای منطقه نسبت به ایران. در واقع ما مقالات منتشر شده در رسانه های جهان عرب را به منزله آینه ای قلمداد می کنیم که نمایانگر تلاش های پیگیر همسایگان ماست تا درک درستی از ما پیدا کنند. ما امیدواریم رسانه های عرب نگاه جامع تری به ایران داشته باشند و با لایه های پیشروی جامعه و حکومت ایران هم ارتباط نزدیکتری برقرار کنند، ولی ما نیز به عنوان دست اندرکاران و فعالان اقتصادی کشور باید همچون دیپلمات هایمان در پی ارتباط با گروه هایی در جهان عرب باشیم که با روشنگری بیشتری با مسائل منطقه ای برخورد می کنند و پیشروانه به استقبال آینده همکاریهای منطقه ای می روند.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: